قصه سرو| گفت و گو با حسین مرعشی، بخش نخست:

مجلس راست‌گرای چهارم از در تقابل با هاشمی وارد شد

 |  نوشته شده توسط :
حسین مرعشی

حسین مرعشی معتقد است اگر سیاست‌های اقتصادی آیت الله هاشمی ادامه پیدا می‌کرد، امروز ایران با بحران در اقتصاد روبرو نبود.

هاشمی رفسنجانی در مهمترین دوره تاریخی معاصر ایران ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. این  دوران پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و پایان جنگ همراه بود. در این دوران کشور با مسائل عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کرد. هاشمی  با شعار سازندگی و تعدیل اقتصادی وارد میدان نبرد شد. مهندس مرعشی از جمله همراهان هاشمی بود که از بسیاری از فعالیتهای اقتصادی ایشان مطلع بود. در این گفت وگو سعی شده برخی از مسائل آن دوران حتی با نگاهی انتقادی به بحث گذاشته شود. اگرچه وی بر این باور است هاشمی فردی مطلع در امور اقتصادی بود و اگر راه او در مسیر اقتصادی طی می شد وضعیت کشور بسیار بهتر از اکنون بود. بخش اول این گفت و گو که در ویژه نامه روزنامه اطلاعات به مناسبت اولین سالگرد درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر شده را در ادامه می خوانید:

 شما از مدیران مرحوم هاشمی رفسنجانی بودید و سالها با ایشان به خصوص در حوزه فعالیتهای اقتصادی همکاری داشتید. آقای هاشمی بعد از پایان یافتن جنگ و انتخاب ایشان به عنوان رئیس جمهور فعالیتی را آغاز کرد که با عنوان سازندگی معروف شده است.آیا دیدگاه آقای هاشمی در حوزه سازندگی مبتنی بر ایده خاصی بود یا سعی می کرد بر اساس تجربه شخصی، دیدگاه خودشان را پیگیری کند؟

خدا آقای هاشمی را رحمت و با اولیا و انبیا محشورکند.ایشان یکی از مهمترین نقش هایی که ایفا کرد در سازندگی بود. البته باید گفت که آقای هاشمی برای ایفای نقش های مختلف در مقاطع مختلف کسب اطلاع می‌کرد.همیشه نسبت به وضع موجود و وضع آینده کشور تحلیل داشت و می توانست قبل از وقوع بحرانها، بحرانهای آینده را حدس بزند، پیش بینی کند و تغییر مسیر برای کشور پیشنهاد دهد.اتفاقی که در آغاز دولت آقای هاشمی و در دوران سازندگی ایران افتاد، یک تغییر جهت در کشور بود.واقعیت این بود که در اثر بروز انقلاب اسلامی و اعمال سیاست های چپ در کشور در حد وسیع که معمولاً بعد از همه انقلابها چنین می شود و به دنبال انقلاب، حادثه لانه جاسوسی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران،مجموعاً مسائلی برای کشور به وجود آمد که منجر به تغییر ساختار مهم اقتصادی در ایران شد و بسیاری از صنایع، بانک ها، بیمه ها، اراضی کشاورزی تغییر وضعیت دادند. همچنین اولین تجربه تحریم های  قتصادی را از آن زمان در ایران داشتیم. به دنبال جنگ تحمیلی، مقدار زیادی از منابع هم آنجا هزینه شد. نتیجه همه این ها با همه این  بود که در سال ۱۳۶۷ هر ایرانی نصف سال ۱۳۵۵ ثروت داشت.یعنی تولید ناخالص سرانه ایران در سال ۱۳۶۷ ،یک دوم سال ۱۳۵۵ شد.آقای هاشمی که با این اعداد و ارقام آشنا بود و آخوندی نبود که ا عداد و ارقام را نتواند درک و تجزیه و تحلیل کند، فهمید که باید سیاست هایمان را تغییر دهیم و با این سیاست هایی که داریم سیر قهقرایی می رویم و گرفتاری برای کشور درست می شود. آقای هاشمی می توانست قبل از آن که هر بحرانی آغاز  شود جهت کشور را تغییر دهد، شبیه آنچه در دوره سازندگی اتفاق افتاد و یک تغییر جهت در کشور به سمت سیاست هایی که می توانست مجدداً اقتصاد ایران را در معرض بهبودی قرار دهد، رخ داد.نتیجه اش هم این شد که بعد از آغاز سازندگی تا حدود سال ۸۴ که پایان دوره خاتمی است، در این  دوره تولید ناخالص سرانه ایران دوباره و نسبت به سال ۶۷ دو برابر شد. این مهمترین ویژگی آقای هاشمی این بودکه می توانست حرف های کارشناسی را خوب بشنود، درک کند و تجزیه و تحلیل ارائه دهد.آقای هاشمی، حرفهایش جمع بندی کارشناسان کشور بود.

معمولاً از چه نوع کارشناسانی استفاده می شد؟ آیاکارشناسان خارجی هم بودند؟

خیر.در دولت، وزرا اطلاعات زیادی به آقای هاشمی منتقل می‌کردند. در جلسات شورای اقتصاد و جلسات دولت،کارشناسان گزارشهای لازم را ا علام می کردند.کارشناسان از درون بخش های مختلف کشور بودند.آقای هاشمی این ظرفیت را داشت که حرفهای کارشناسی مختلف را گوش کند و جمع بندی ارائه دهد. بالاتر از نظر خود کارشناسان آنچه که در دوره سازندگی اتفاق افتاد جمع بندی کارشناسی کارشناسانی بود که چپ بودند و سیاست های دوران جنگ و همان اقتصاد دولتی را ترجیح می دادند که اجرا کنند ولی آقای هاشمی معتقد بر اقتصاد آزاد بود.زیرا دنیا را خوب می شناخت و می فهمید که سیاست های چپ دنیا جواب نمی دهد؛ تجربه کره را می فهمید، تجربه برزیل را می فهمید، مطالعه داشت. در واقع کشور را در مسیری انداخت که اگر آن مسیر ادامه پیدا کرده بود امروز هیچکدام از این بحران هایی که مردم با آن در معیشتشان و شغلشان دست به گریبانند، اتفاق نمی افتاد.

 به نظر شما چرا ادامه پیدا نکرد؟ آیا واقعاً باید ادامه پیدا می‌کرد یا ممانعت هایی ایجاد شد؟

در دوره آقای هاشمی سیاست ها کُند شد.در برنامه اول که افکار و ایده های آقای هاشمی کامل حاکم بود، اقتصاد ایران به طور متوسط سالانه ۶٫۷ دهم درصد رشد داشت و در برنامه دوم که دوباره تفکرات مجلس چهارم، کشور را رادیکال کردند، رشد اقتصادی در برنامه دوم،۲٫۵ درصد شد و دوباره در برنامه سوم که زمان آقای خاتمی بود رشد رفت روی ۵ درصد.ما در ایران مرتب رفته ایم و برگشته ایم.ایران سیاست های خیلی خوبی را از آغاز سازندگی شروع کرد اما در  ادامه اش،با آقای هاشمی همراهی نکردند و اختلاف نظر به وجود آمد.ما تحمل نکردیم که مسیر را تا انتها برویم.اگر رفته بودیم ایران امروز هیچکدام از این مشکلات را نداشت.اگر از سال ۱۳۶۸ تا امروز همان هدف رشد ۸ درصدی هر سال ادامه پیدا کرده بود امروز اقتصاد ایران از اقتصاد ترکیه،بزرگتر بود اما الان اقتصاد ایران، نصف اقتصاد ترکیه است.

نفرمودید ممانعت هایی که با آقای هاشمی شد از طرف چه افراد و احزابی بود؟

به هرحال اختلاف نظر بود در کشور بود. مجلس سوم علیرغم این  که مجلسی بود که چپ ها در آن اکثریت داشتند ولی با آقای هاشمی راه آمد و سرمایه گذاری خارجی و فاینانس ها را تأیید کرد. در نتیجه برنامه اول را خیلی خوب شروع کردیم.مجلس چهارم علیرغم این که با شعار «اطاعت از رهبری، حمایت از هاشمی» روی کار آمد و اکثر نمایندگان آن، اصولگرا یا راست بودند، شعار حمایت از هاشمی را کاملاً کنار گذاشتند و در تقابل با آقای هاشمی قرار گرفتند و همه برنامه ها را کُند کردند.برنامه اول برنامه تعدیلی بود و برنامه دوم برنامه تثبیت ا قتصادی شد. دوباره نرخ گذاری ها و کنترل قیمت ها و محدودیت سرمایه گذاری ها را راه انداختند و جو را رادیکال کردند.در نتیجه رشد اقتصادی از ۶٫۷ دهم درصد به ۲٫۵ درصد کاهش پیدا کرد.

به اشتراک بگذارید :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



مطالب مرتبط >