آب را گل نکنیم، در فرو دست انگار، کفتری می خورد آب

 |  نوشته شده توسط : پیروز ارجمند

چند روز پیش در سوگ مردی نشستیم که تنها بود ولی عاشق. چه کسی باور می کرد چنین باشکوه، در زمان حیات و پس از عروجش چنین ازاو تجلیل کنند؟ آیا او نخبه زمانه بود یا هنرمندی سرشناس در عرصه موسیقی ملی؟ هیچ یک، بلکه عطا الله مشرفزاده فقط یک رمز در زیستنش داشت برای مانایی و آن عشق به هستی ومردم بود و بروزِ پندارِ نیکش در گفتار و کردارش بود. نامش نیک ماند چون دلی رانرنجاند و به کسی بد نگفت. لبانش با تبسمی پیوسته همراه شد و در سوگش کودک وپیر گریستند.

هنوز یک هفته ازآن مراسم تجلیل نگذشته که شاهد رویارویی قلمی ولفظی هنرمندانی از خانواده موسیقی شهرمان هستیم که حتما آنها هم با ادعاهای بنده در وصف زنده یاد مشرفزاده، همراه و موافق هستند. آیا این مشی با شیوه و سلوک رفتاری امثال مشرفزاده ها همگن است؟

سورج یاسایی، موسیقی دان جوان و دلسوز شهرمان، در یادداشتی ازعدم استقبال هنرمندان کرمان از مهمانانی که قدم رنجه کرده اند و نوایی زیبا بر تالار موسیقی شهرمان آفریده اند گله کرده. درمتن این یادداشت خواسته است با ارائه مثالی از یک جامعه فرهنگی صاحب اندیشه، مراتب گله مندی اش را اعلام کند.

جوابیه سعادت ارجمند هنرمند پیش کسوت و دلسوز، از سر بیتابی به خاطر توهین پنداشتن این تهمت زنی است. رامتین ارجمند در بیانیه ای تندتر علاوه براعتراض به این نحوه سخن گفتن آقای یاسایی، مسائل شخصی و پیشین خودش را هم مطرح کرده.

آیا چنین یادداشت و جوابیه هایی می توانند سازنده باشند؟ آقای سورج یاسایی بهتر بود چنین بی محابا سخن نمی گفت و متوجه نوع بیان در مواجهه با هنرمندان می شد. از سویی دیگر نیز می توان این اشکال را بر نقدهای سعادت و رامتین وارد دانست که به جای جوابیه ای از سر خشم، به روشی دموکراتیک و محترمانه – با درک این موضوع که سخنان سورج از سر دلسوزی ناشیانه ای بوده و نه تعمدی در تخریب هنرمندان همکارش – این موضوع را منتقدانه و مشفقانه باز و تشریح می کردند.

برای رسیدن به بلوغ در جامعه موسیقی نیازمند نقادی ونقدپذیری هستیم اما با ادبیاتی در شان و جایگاه هنر وهنرمندان ملی ایران.

در اینجا از طرفین این موضوع تقاضا می کنم با درک این که هر گونه رفتارهای ما به عنوان مدرسان و هنرمندان حرفه ای در جامعه بازتاب مثبت و منفی خواهد داشت و ذکر این نکته که چنین ادبیاتی می تواند روزنه های امید وعشق هنرجویان جوان برای ورود به عرصه موسیقی را دچار تزلزل و شک کند، لطفا از ادامه بحث به این شیوه خاتمه دهید و در روندی علمی و محترمانه به نقد بنشینیم.

مدیران محترم انجمن موسیقی می توانند در برپایی نشست هایی که به تحلیل های علمی مسائلی که موسیقی کرمان به آن مبتلا هستند اهتمام ورزند. نبود چنین فضاهایی برای گفتمان و ارائه نظرات متفاوت، آنها را به عرصه های عمومی از جمله فضاهای مجازی می کشاند و در نهایت، بدون نتیجه ای مثبت موجب پیچیده تر شدن کلاف مشکلات موسیقی می شود.
در پایان به خودمان یادآوری می کنم که؛ حرمت موسیقی به عنوان حلقه وصل ما با یکدیگر ومردم را حفظ کنیم.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >

سایر خبر ها