تعطیلات دائمی

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

سایت انتخاب نوشت:«با توجه به تعطیلات سال ۹۷، ۵۱ روز تعطیلات آخر هفته و ۲۵ روز تعطیلات رسمی در ایران داریم. یعنی در کل ۷۶ روز که در مقایسه با کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بسیار کم است.»

از همین جا مشخص است که تعطیلات زیاد اما به اندازه، ضرری ندارد.اما این که کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی – زبانم لال- کشورهایی توسعه یافته به شمار می آیند؛ اما کشورهایی نظیر میهن عزیز ما با این همه آدم وطن دوست که «هنر نزد آنان است و بس» قرن هاست تلاش می کند، تا سرآمد جهان باشد و نیست، حکایت از آن دارد که ما در تعطیلی دائمی به سر می بریم. می گویید نه! در یک روز معمولی سری به شهر بزنید. به افراد مختلف به برخی اقشار محترم جامعه سر بزنید.

مثلاً یک روز کاری یک کارمند البته نه همه شان؛

کارمند مورد نظر، ساعت هفت صبح:مقابل اتاق کنترل، بوی لنت ترمز با بوی گل های سرخ در هم می آمیزد. کارمند مورد نظر از اتومبیل پایین می پرد و  انگشت اشاره اش را روی دستگاه حضور و غیاب می گذارد. صدای تأیید از دستگاه شنیده می شود و کارمند لبخندی از سر رضایت می زند. چون رأس ساعت هفت به اداره رسیده است. آنگاه به سمت پارکینگ می رود. اتومبیل را پارک می کند و خرامان خرامان به طرف اتاق کارش راه می افتد. در راه با همکاران دست می دهد. سر فوتبال دیشب جام باشگاه های اروپا با همکارش کَل می اندازد. دو طرف قهقهه زنان به طرف اتاق هایشان راه می افتند و…

کارمند مورد نظر، ساعت هفت و ده دقیقه:بالاخره به اتاقش می رسد. کلید پاور کامپیوتر را فشار می دهد. کتش را روی جالباسی می آویزد و پشت میز باز می گردد. کفش هایش را درمی آورد. دمپایی هایش را می پوشد. تلگرام…پیام اول…پیام دوم…گروه دوستان دوران دبیرستان…گروه اقوام مادری… گروه حمایت از حیوانات کوهی…گروه دوستان شکارچی روز جمعه…

کارمند مورد نظر، ساعت ۱۲ و نیم:خمیازه ای می کشد. جوراب هایش را درمی آورد. در را می بندد. دست و صورتش را می شوید و بعد از ۲۰ دقیقه بر می گردد.

ساعت ده دقیقه به یک بعد از ظهر:صدای کشیده شدن یک جفت دمپایی روی زمین به گوش می رسد. همکار کارمند مورد نظر است که تلگرامش را قطع کرده و برای احوالپرسی از کارمند مورد نظر به اتاق او آمده است. درباره قیمت ارز و سکه با هم تبادل نظر می کنند. آسفالت کوچه ها را نامناسب ارزیابی می کنند. واسطه ها را در گرانی های اخیر مؤثر می دانند و نتیجه می گیرند که اگر دولت، تلاش خود را در این زمینه بیشتر کند، هم کشاورزان به حق خود می رسند و هم به مصرف کنندگان اجحاف نمی شود. همکار کارمند مورد نظر نگاهی روی ساعت مچی اش می اندازد و به قصد پوشیدن کفش های خود به اتاق مجاور می رود.

ساعت ۲ و چهارده دقیقه بعد از ظهر:کارمند مورد نظر کفش های خود را پوشیده و به طرف اتاق کنترل حرکت می کند. قدم ها بر خلاف صبح، آرام است و با طمأنینه! شتابی نیست. همه نوبت شان را  به هم می بخشند. فضای خدمت و صمیمیت موج می زند.

ساعت ۲ و بیست دقیقه بعد از ظهر:انگشتان اشاره کارمندان یکی یکی روی دستگاه فرود می آید. هر کس دیرتر انگشت می زند، حس می کند بیشتر از همکارش خدمت کرده است.

ساعت ۲ و ۳۰ دقیقه بعد از ظهر:کارمندان پشت چهار راه نزدیک اداره برای هم بوق ممتد می زنند. همه می خواهند زودتر از بقیه به خانه شان برسند. مسابقه ای راه افتاده…

 

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >