خانواده تغاری

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده گفت:«خانواده ها در برقراری ارتباط دچار اختلال شده اند.»

کشک از چشم های تغارناز بند نمی آمد. پلک هایش سفید شده بود. مخاطب خاص با نگرانی گفت: «وای تغارناز! چرا غمگینی؟»

تغارناز با دستمال آلبالویی، کشک از گوشه چشمانش گرفت و گفت:«مخاطی جون! مدتیه که احساس می کنم دَر اِلتِباطم با تحلیل جون دُچال اختلال شدم.»

مخاطب خاص گفت: «این طبیعیه! الآن کی اختلال نداره که تو دومیش باشی؟ به امید خدا کی باید بیاییم جشن طلاق؟»

تغارناز از جا در رفت و فریاد زد:«این چه حَلفیه مخاطی؟ ما تغالا یا عَلوسی نمی کنیم یا وقتی هم عَلوسی کَلدیم اون قَدَل وفادال می مونیم تا موهامون عین کشک سفید بشه!»

مخاطب خاص دست هایش را روی سینه اش گذاشت. ابروهایش را بالا داد. لبخندی زد و گفت:«وای شما تغارا چه رمانتیکین. واقعاً ما باید وفاداری رو از شماها یاد بگیریم. ستون فقرات تک تکتون پایدار. پس زودتر به فکر رفع اختلال باش!»

تغارناز روبان صورتی اش را روی پیشانی کشید و رفت به تغارنیوز. تغار؛ گوشه اتاق دمر افتاده بود و خر و پف می کرد. تغارناز بالای سرش آمد. صدایش کرد:«تحلیل جون! تحلیلی!» تغار پهلو به پهلو شد و با چشم های بسته گفت:«هوووم!»

تغارناز کشک از گوشه چشمش پاک کرد و با گریه گفت:«پاشو، لَفع اختلال کنیم.» تغار دوباره هووومی کرد و پهلو به پهلو شد. تغارناز با گریه گفت: «معلومه که نمیخوای لَفع اختلال کنی! معلومه که دل به یه تغال ماده دیگه بستی. مثل آدما تا کشکت دو تا شد می خوای بِلی دنبال خوشگذلونی. نکنه میخوای جشن طلاقم بگیلی؟!»

تغار از جا بلند شد. چشمهایش را مالید و با صدای دو رگه گفت: «جشن طلاق؟ من پول عروسی رو هم ندارم. اختلال؟ کدوم اختلال؟»

تغارناز گفت: «معاون رییس جمهور گفته که خانواده ها دچال اختلال دَل اِلتباطن. گفتم شاید من و تو هم باشیم. نگلان شدم.»

تغار گفت: «نه نگران نباش. اون برای آدماست. ما تغارا زندگیمون حساب و کتاب داره. به اندازه کافی کار می کنیم. به اندازه کافی می خوابیم، می خوریم، تفریح می کنیم. بنابراین دچار اختلال نمی شیم. منم امروز دیدم آفتاب افتاده توی تغارنیوز. با خودم گفتم توی آفتاب، درازی کشیده باشم.»

تغارناز نگاهی به تغار تحلیلگر انداخت و با هم به ریش آدم ها خندیدند.

 

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >