در معرض خُرّ و پف

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

پیام ما نوشت: «خطر خرّ و پف برای قلب زنان»

تغار؛ خمیازه ای طولانی کشید و دمر روی زمین خوابید.

-خُرررر پف، خُرررر پف

مخاطب خاص دست هایش را روی قلبش صلیب کرد.

-تغارجون، تغارجون پاشو! پاشو الآنه که دچار ایست قلبی بشم.

-خُرررر پف، خُرررر پف

-پاشو، حالا من هیچی! به خاطر قلب من پاشو، دلت میاد قلب من از تپش بایسته؟ اونم قلبی که واسه تو و تغارنیوز می تپه؟

-خُررر پف، خُرررر پف

مخاطب خاص دست هایش را روی قلبش کشید و روی زانو نشست. چشم هایش را بست.

-خدایا! خودم رو به تو می سپارم.

من توی دنیا همین یه قلب رو دارم. خودت نگهبانش باش!

صدای تغارناز از چارچوب در بلند شد.

-مخاطی جون! چی شده؟ مگه بقیه مردم چند تا قلب دارن که تو به خاطر این که یه قلب داری، ناراحتی؟

-آه، تویی تغارناز؟ من یه قلب دارم که اونم در گرو تغارنیوزه! حالا نامزدت با خرّ و پفای خودش همین یک قلب رو هم از خودش و تغارنیوز دریغ کنه.

-خُرررر پف

-شنیدی تغارناز؟

-آره می شنوم. اما خر و پفای تحلیل جون چه ربطی به قلب تو داره عزیزم؟

-آخه، روزنامه ها نوشتن.

خرّ و پف برای قلب خانما خطر داره.

-وای جدی؟

منو بگو که تا حالا چه قدر خرّ و پفای تحلیل جون رو گوش دادم و قربون صدقه‌شون هم رفتم.

-نه تغارناز، به جوونیت رحم کن. هیچ وقت خودتو فدای خرّ و پفای این و اون نکن. به نظر من شرط ضمن عقدت این باشه که شوهرت حق نداره توی خواب خرّ و پف کنه و در صورت مشاهده مهریه ات رو به اجرا بذار.

-ممنون از راهنماییت مخاطی جون. همین فردا تحلیل جون رو وادار می کنم بره پیش متخصص ضد خر و پف

-خرّرررر پف خررررر پف

-الهی که من فدای خررر و پفای…

-نه تغارناز بیا بریم. من حالا حالاها به قلبم نیاز دارم. نباید اونو در معرض خر و پف قرار بدم.

-خدافظ عزیزم!

-خدافظ جونم!

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >