رضایت زناشویى

 |  نوشته شده توسط : سیمین سلطانی نژاد - کارشناس ارشد روانشناسی

خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که بر پایه ی ازدواج قرار گرفته است در بین نهادهای مختلف جامعه کانون مقدس خانواده بهترین مکان برای تربیت جسم و روان است خانواده از نخستین و مهمترین نهاد های اجتماع است که برای رفع نیازهای حیاتی و عاطفی انسان و بقای جامعه ضرورت تام دارد. رضایتمندی زناشویی از جمله عواملی است که در پایداری زناشویی و ثبات نظام خانواده نقش موثری ایفا می نماید. رابطه زناشویی پایه ای برای رابطه ی والدینی است. برای یک زوج سخت است که زن و شوهر خوبی نباشند و بخواهند که والدین با کفایتی باشند. بسیاری از مشکلاتی که خود را در قالب رفتارهای اعضای خانواده به طور انفرادی نشان می دهد خواه والدین یا فرزندان می توانند به تنش های زناشویی مربوط باشند. در روابط تعاملی دو فرد نه تنها از یکدیگر تاثیر می پذیرند بلکه از سایر اجزای سیستم نیز تاثیر پذیرفته و هم بر آنها تاثیر می گذارد . بنابراین تغییر هر جز سیستم درکل سیستم اثر می گذارد .زیر ساخت هر گونه پرورش و تکامل اجتماعی، روانی و اخلاقی، اقتصادی و دینی در خانواده شکل می گیرد . اگر به هر دلیلی نتوانیم این بنیان را مستحکم نماییم هرگز نمی توانیم معیارها و ارزش های خود را استوار و به نسل های بعد منتقل کنیم.
ازدواج به عنوان مبنای شکل گیری نهاد خانواده و مهمترین واقعه در زندگی فردی همواره در افکار عمومی جامعه و در تحقیقات علمی مورد توجه قرار گرفته است. ازدواج یک نهاد اجتماعی و حقوقی مهم است که از طریق فراهم کردن مجموعه ی خاصی از حقوق، امتیازات، تعهدات مسئولیت ها و انتظارات نقشی موثر از روابط زناشویی پایدار حمایت می کند و موجب بقا و تداوم نهاد خانواده و ساختار اجتماعی می شود اما این رویداد همچنان از ظرفیت فشار زا بون برخوردار است. نوع نگرش اسلام به ازدواج مبتنی بر تاثیر عمیق دینی، اجتماعی و روانی آن بر فرد است. نابسامانی ازدواج و عدم خشنودی در زندگی زناشویی به طور معناداری با شیوع اختلالات عاطفی و هیجانی در جمعیت عمومی رابطه دارد. در صورتی که ازدواج های رضایت بخش باعث ارتقا سلامت همسران و مانع رویدادهای منفی زندگی و مشکلات روانشناختی در آنها می شود. پیامدهای بد طلاق در پیکر اجتماع و پدید آمدن نابسامانی متعاقب آن برای زن و شوهر د ر ابعاد مختلف روانی، رفتاری، اقتصادی و اجتماعی حائز اهمیت می باشد.
زوج های جوان مهمترین سرمایه های انسانی و تولید کنندگان نسل آینده اند، نسلی که باید برای رشد و توسعه ی جامعه از سلامت جسمانی و روانی برخوردار باشند. لازمه ی این سلامت نیز برخورداری از حداقل رضایت در امور زناشویی است. به این دلیل آگاهی و اطلاع از عوامل این رضایت از جمله میزان و نوع رضایت زناشویی به عنوان نیاز مرزی برای هر نوع برنامه ریزی روابط در زندگی لازم و ضروری است.
رضایت زناشویی یک تجربه ی شخصی در ازدواج است که تنها توسط خود فرد در پاسخ به میزان لذت رابطه ی زناشویی قابل ارزیابی است. رضایت زناشویی به انتظارات افراد بستگی دارد.
یکی از مهمترین عواملی که کارکرد موثر یک خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد رضایت اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر است. به علاوه وجود نارضایتی در روابط بین همسران به کاهش میزان سلامت و بهداشت روانی و کم شدن میزان رضایت از زندگی می انجامد.
رضایتمندی زناشویی را به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد نسبت به همسر و رابطه اش تعریف می کنند. رضایتمندی زناشویی یک پدیده درون فردی و یک برداشت از همه ی روابط است و هنگامی به کار می رود که واحد تحلیل فرد است و هدف تجزیه و تحلیل نگرش های ذهنی افراد درباره ی همسر، رضایت زناشویی، احساسات عینی از خشنودی و رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر است که همه ی جنبه های ازدواجشان را مد نظر قرار می دهند.
خشنودی زناشویی یکی از عوامل مهم و موثر بر سلامت روانی و ساختار خانواده می باشد همچنین رضایتمندی زناشویی یکی از مهمترین شاخص های رضایت از زندگی است که بر میزان سلامت روان و میزان رضایت از روابط اجتماعی زوجین تاثیر می گذارد. از سویی ناسازگاری زناشویی در رابطه زوجین موجب اختلال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات و افول ارزش های فرهنگی بین زن و شوهر می شود.
خشنودی زناشویی یکی از عوامل مهم و موثر بر سلامتی زنان است. زنان برخوردار از سلامت جسمی، روانی و عاطفی پایه های مستحکم زندگی خانوادگی سالم و توام با سعادت هستند.
برای چندین دهه است که رضایت زناشویی مورد مطالعه قرار می گیرد. محققان به هنگام مطالعه ی این مقوله در طول دوران ازدواج دریافتند که در طی مراحل اولیه ازدواج رضایت زناشویی افزایش می یابد و در طی ۱۰ تا ۲۰ سال بعد رو به کاهش می گذارد و بعد از اینکه فرزندان خانه را ترک می کنند زوجین مجال بیشتری برای تقویت رابطه ی زناشویی و صمیمیت می یابند این کاهش میزان رضایت زناشویی غالبا به افزایش استرس در طول این دوران مرتبط است استرس هایی چون کنار آمدن با رسیدن فرزندان به سن جوانی، مراقبت از والدین سالخورده، احساس پوچی، مسائل مالی و بازنشستگی.
زندگی زناشویی همیشه در معرض خطر بروز اختلافات متعددی از جمله : اعتیاد همسر، مشکلات مالی و اقتصادی و بیماری روانی، جسمی و یا جنسی یکی از زوجین می باشد ولی گاهی اختلافات به گونه ای کاملا متفاوت خود را نشان می دهد. بیشتر اختلافات زناشویی با وجود نظام مشکلات به دلیل عم توافق زوجین در حل مسائل زندگی و یا عدم علاقه زوجین به یکدیگر و نه به علت وجود اختلافات بنیادین است بلکه هر دو طرف در عین دوست داشتن یکدیگر در روابط خود به گونه ای نا خواسته و شاید به دلیل نا آگاهی از ویژگی ها و صفات شخصی دچار مشکل می شوند که در نتیجه منجر به بالا گرفتن مشکلات زندگی و افت رضایتمندی زوجی و حتی طلاق می شود.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >

سایر خبر ها