در باب تخریب و خط خطی کردن آثار تاریخی کشور | زمینه سازی فرهنگی کارسازتر از مجازات

 |  نوشته شده توسط : وحید قرایی

از بناهای تاریخی که دیدن می کنید موضوعی می تواند باعث آزار هر بیننده ای باشد، کنده کاری هایی که برخی بازدیدکنندگان به عنوان اثری ماندگار! از خود به جا گذاشته اند. این زخم سال ها بر پیکره این بناها باقی مانده است و خود زخمی می شود بر روح و روان بازدیدکنندگانی که جز تاسف کاری از دستشان بر نمی آید. قوانین ایران برای تخریب آثار تاریخی مجازات تعیین کرده است که عنوان می کند: “‌هر کس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت‌رسیده است، یا تزیینات، ملحقات تأسیسات، اشیاء و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور، که مستقلاً نیز واجد حیثیت فرهنگی – تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی وارد آورد علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می‌شود.”
اما سوال اساسی این است که آیا تعیین مجازات و اعمال قوانین جزایی در این مورد می تواند یا توانسته بازدارنده برخی افراد برای آسیب زدن به آثار تاریخی باشد؟
اصولا بسیاری از ناهنجاری هایی که در جامعه وجود دارد و حتی برای بخشی از انها مجازات تعیین شده است ریشه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی دارند.مثلا قاچاق مواد مخدر ریشه در مسائل اقتصادی خصوصا در برخی مناطق کشور دارد و حتی مجازات اعدام نتوانست ریشه کن کننده این پدیده باشد. جرم سرقت نیز چنین است و بسیاری از خرده سرقت ها که فرد را مدت ها دربند زندان می کند ناشی از همین شرایط اقتصادی است. ضرب و جرح و قتل و چاقوکشی نیز می تواند ریشه در مسائل اجتماعی داشته باشد. زمانی که جامعه در آرامش و ثبات است قاعدتا این جرائم کاهش محسوس دارد و حتی می توان تصریح کرد در مناطقی از شهر که از لحاظ اجتماعی و اقتصادی وضعیت مناسب تری دارد امکان بروز چنین جرائمی کمتر است. موارد مشابه از این دست زیاد است و تجربه نشان داده تعیین مجازات ولو از نوع سنگین آن نمی تواند بازدارندگی کافی و مورد انتظار را داشته باشد و جرائم همچنان ارتکاب می یابند.
در این مورد باید گفت مجازات ها تا حدی می تواند وقوع جرائم را کنترل نماید اما با اعمال مجازات ریشه های ارتکاب جرائم به دلیل عدم برطرف شدن زمینه های انجام آنها خشکیده نمی شود. در مورد تخریب آثار تاریخی اما به نظر می رسد افراد به دلیل کسب منفعت اقتصادی ویا حتی خاستگاه اجتماعی خود مرتکب این ناهنجاری جرم انگاری شده نمی شوند. مشکل شاید بیش از این مسائل در بحث های فرهنگی و آموزشی نهفته باشد. در حقیقت شاید کسی که خطی بر یک اثر تاریخی می کشد و یا نام خود را بر آنها حک می کند از فهم و درک تبعات منفی عمل خود عاجز است و بدون شک نیاز به آموزش های اساسی در این زمینه دارد. آموزش هایی که بایستی در خانه و مدرسه ببیند تا به این فهم و درک برسد که تخریب یک اثر تاریخی تخریب وجهه فرهنگی یک کشور است و نماد میزان دلبستگی های شهروندان یک کشور به آثار تاریخی و فرهنگیشان. سیستم آموزشی ما باید بیش از این ها به چنین موضوعاتی توجه نشان دهد و رسانه های جمعی نیز از پرداختن به چنین موضوعاتی غافل نشوند. اگرچه بخش عمده ای از شهروندان به این نکات واقفند و اهمیت حفظ این آثار برایشان درونی شده است اما برخی همواره نیاز به آموزش و یادآوری دارند تا سطح درکشان نسبت به لزوم حفظ و صیانت از سرمایه های تاریخ و فرهنگی به سایر شهروندان برسد.بدون شک غفلت از چنین سرمایه گذاری فرهنگی، آن بر سر در و دیوار و آثار تاریخ می آورد که تاکنون آورده و می تواند مایه اندوه شرمساری همه باشد…

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >