زن و نون

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

رییس جمهور در سفر به سمنان در جمع همشهریان خود از عبارت «زن و نون» استفاده کرد.

تغار؛ بعد از شنیدن واژه زن و نون از زبان رییس جمهور تلوتلو خورد. کشک از دهانه اش سرازیر شد. فریاد زد:

-اگر رییس جمهور به این دو وعده خود عمل کنه سال ۱۴۰۰ هم بهش رأی میدم.صدایش به گوش طنزیماتچی رسید.

-کدوم وعده؟ تغار!

-همین که گفته موانع ازدواج جوانان رو رفع و مشکلات اقتصادی رو حل می کنه.

-کجا این حرفو زده؟

-سمنان!

-عجب! چه طور من نشنیدم

-شاید دقت نکردین جناب طنزیماتچی! ایشون بسیار صریح و موجز فرمودن «زن و نون»!

طنزیماتچی؛ عینکش را روی چشم گذاشت و به تغار زل زد تا مطمئن شود که شوخی نمی کند.

-تغار!

-بله قربان!

-چی فکر کردی با خودت؟

-فکر کردم امروز و فردا من و تغارناز به هم می رسیم و بعد از ازدواج هم ارزونی میاد. اون وقت هم زن دارم و هم نون و در کنار تغارناز سال های سال به خوبی و خوشی زندگی می کنیم. مثل کارتون های دوران بچگی شما.

-عجب! دیگه چه فکر کردی؟

-فعلاً همین دو تا وعده عملی بشه کافیه!

طنزیماتچی؛ لُپ هایش را باد کرد و به در و دیوار تغارنیوز فوت فرستاد.

-همینه، همینه که تغارنیوز در حسرت یک مخاطب می سوزه، همینه!

-چی شده قربان؟ چرا ناراحتین؟

-ناراحت نباشم. عدم دقت تو در اخبار باعث تحلیل های من درآوردی و آبرو بر شده، اون وقت میگی چرا ناراحتم؟

-من دقت کردم. رییس جمهور گفت زن و نون. به همین واضحی!

-سال ۱۴۰۰ هم میخوای بهش رأی بدی دیگه؟

-بله، قربان!

-یعنی ایشون رییس جمهور سه دوره ای بشن؟

-چه عیبی داره؟ بهشون فرصت می دیم که همه مردم رو زن و نون بدن!

طنزیماتچی سرخ شد. رگ های گردنش بالا زد. فریاد کشید:

-دیوانه بیسواد! «زن و نون» در گویش سرخه ای که زادگاه رییس جمهور هم هست یعنی «می دونم و نمیگم» فهمیدی؟ بدبخت خوش خیال؟ نه از زن خبری هست نه از نون!

تغار که کاخ آرزوهایش را بر سر خود و تغارناز آوار شده می دید، در خود فرو رفت و ساعت های طولانی بیرون نیامد.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >