شهر را بی‌خانه نکنیم

 |  نوشته شده توسط : نسرین محمدی زاده

خبر پیشنهاد تخریب خانه شهر، تکانی دیگر بر روح و جان شهروندان کرمان وارد آورد، شاید اگر این بنا ، خانه ی شهرمان نبود، شاید اگر انبوهی از خاطرات را در شجره نامه خود نداشت.. تحمل وارد آوردن ضربه ای سهمگین بر روح شهر از جانب مسئولین ، اینچنین سهمگین نبود. تخریب خانه شهر، تخریب برگی از تاریخ است.

خانه شهر، خانه ای که تک تک آجرها و ماهیت وجودی خود را از همیاری و مشارکت اهالی کرمان بدست آورده است. خانه ای که میزبان اعضای شورای شهر طی دوره های متعدد بوده است؛ اما اینک جمعی از میهمانانش قصد بر براندازی آن را دارند. همه مان بارها به مناسبت های مختلف در مراسم و جشن ها و گردهمایی هایی که خانه شهرمان میزبان آن بود گرد هم آمده ایم و باهم خاطره ای به خاطرات موجود آن اضافه کردیم،  به بهانه فرسایش بنا، و به قصد تعریف ورودی شاخص تر مجموعه استانداری، بنایی دارای قدمت و اهمیت را فدای ساختمانی نوظهور و فاقد هویت نکنیم، با کمی درنگ در می یابیم که خانه شهر خود نماد هویت و شاخص سازی مجموعه های اطراف خود می باشد و همچنین  وجه غالب میدان، تشخص خود را  از جداره خانه شهر می گیرد. به جای اینکه هدف را بر تشکیل مجموعه ای منسجم از میدان، خانه شهر، استانداری و …بگذاریم، با برچیدن اصلی ترین عنصر مجموعه، گمان بر اقدامی واجد ارزش و سنجیده داریم. همیشه اولین راه حل را بر تخریب نگذاریم، تخریب عجولانه و نسنجیده  نشان از ضعف دارد، ضعف عدم تدبیر و دیدگاه همه جانبه نگری.

شهرمان کرمان، در نقاط مختلف دارای برگه هایی از شناسه هویت خود است که همگی باهم شجره نامه کرمان را می سازند، منطقی نیست که تاریخ یک شهر را با بهانه هایی نامناسب برچیده و پذیرای جدیدهای بی شناسه باشیم. شهر بایستی میراث خود را که در تاریخش نهفته حفظ کند، شهری که تاریخ مصورش و حامل های خاطرات و ارزش هایش از بین برود، شهر نیست، سکونتگاهیست سرد و فاقد اصالت.

هر شهر واجد ارزشی‌هایی در هر سه لایه بافت قدیم، میانی و جدید خود و دارای نقاط، پهنه ها و محورهایی است که جز نقاط استراتژیک و واجد ارزش آن شهر قلمداد می شوند. تنها بر سر بافت قدیم شهرمان تعصب نداشته باشیم، سایر لایه های بافت شهری نیز هر یک راوی تاریخی از شهرمان هستند. برگه های مصور کتاب تاریخ کرمان را به دور نیندازیم، هر دوره ای وابسته به دوره های قبل و بعد خود تعریف می‌شود. نگذاریم زمانی به خود آییم که در آینده ای نه چندان دور، پس از اضمحلال بسیاری از نقاط، تنها قسمت با ارزش شهرمان بافت قدیم باشد و بس. تجارب جهانی متعددی در زمینه تخریب و نوسازی وجود دارد که همگی درس عبرتی است بر این ماجرا که با کمی تحقیق، پایان داستان نافرجام این تخریب ها محرز می‌شود. با تخریب تنها کالبد فرو نمی ریزد، تاریخ، خاطرات، ارزش‌ها و از همه مهمتر حس تعلق مردم نیز فرو می‌ریزد و به دنبال آن تبعات اجتماعی جبران ناپذیر به وجود می آید.

تدبیر را به همراه اندکی  مسئولیت پذیری در قبال شهر وآیندگان، چاشنی تصمیمات امور شهر کنیم.

این شهر بایستی زنده باشد، رشد کند و پذیرای آیندگان خود باشد و از همه مهمتر، تاریخ داشته باشد. تخریب را جایگزین تدبیر نکنیم.

نسرین محمدی زاده، دکتری شهرسازی

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >