صدا و سیما، ترس از شکست انحصار یا نگران از شفافیت؟

 |  نوشته شده توسط : علی بهرامی

علی بهرامی سردبیر روزنامه بیداری در چاپ این هفته بیداری نوشت: دفاع وزیر ارتباطات از حقوق اجتماعی و اینترنت و حمله صدا و سیما به او! فرو ریخته، شک نکنید؛ انحصار خبر در دنیا دیگر در دست کسی نیست.
انتخابات آمریکا جدای از خوب یا بد بودن نتیجه‌اش نبرد بین رسانه‌های رسمی بود با آنچه که رسانه‌های اجتماعی نامیده می‌شود که به زعم این قلم رسانه‌ی مردم است. مردمی که تا پیش از این باید ساکت می‌نشستند و به راست و دروغی که رسانه‌های صاحب ثروت و قدرت می‌گفتند، گوش می‌دادند و ناچار و کم‌کم آن‌ها را باور می‌کردند. اما زمانه عوض شده، هر چند که بسیاری نمی‌خواستند. دنیای جدید دیگر دنیای انحصار نیست، تک‌تک مردم حالا خود صاحب رسانه‌اند، رسانه‌هایی که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، قوی‌ترین رسانه را شکل می‌دهند و این خیلی‌ها را می‌ترساند، بخصوص کسانی که تنها وقتی یکطرفه به قاضی می‌روند، برنده می‌شوند و تنها در گفتگوهای طراحی شده و فرمایشی صاحب منطق و خرد جلوه می‌کنند.
متاسفانه شاید دستگاه عرض و طویل صدا و سیمای ما هم دارد مسیرش را از مسیر مردم جدا می‌کند، تضاد بین خبرها و تفسیرهای رسانه‌ی ملی با آنچه که مردم می‌گویند و می‌بینند آنقدر برجسته شده که حالا مقامات رسمی نیز از بی‌اثر شدن این رسانه صحبت می‌کنند. رسانه‌ای که در نوع خود یکی از پرخرج‌ترین و بی‌تاثیرترین‌ها در دنیا است، یکسویه، جانبدارنه و به نوعی جناحی. رسانه‌ای که برای مدت طولانی در مقابل بسیاری از مفاسد و مظالم سکوت کرد و می‌کند ولی تلاش دارد از هر عیب و ایراد مخالفان خود یک فاجعه ملی بسازد. رسانه‌ای که بسیاری از تباهی‌ها را ندید، سقوط کشور در رتبه‌های جهانی را ندید و به سیاست خارجی که کشورمان را در دنیا منزوی می‌کرد، ستایش‌گرانه نگاه می‌کرد. اما بسیاری از امور دیگر را پر رنگ‌تر از واقعیت جلوه می‌داد و می‌دهد. این روزها رسانه ملی بیشترین جدل‌اش با واعظی وزیر ارتباطات است، کسی که فشارها را تحمل کرده و مانع از فیلتر شدن رسانه‌ی مردم شده و با بالا بردن سرعت اینترنت، دسترسی آسان به اخبار را برای همگان مهیا کرده است و این کار را نه برای جناحی خاص که برای همه‌ انجام داده، تریبونی غیرانحصاری که هرکس در آن حرف حسابی دارد، می‌تواند به گوش دیگران برساند، حال که صدا و سیما انحصار خود را بر باد رفته می‌بیند عملکرد مردمی و مدنی این وزیر را جناحی می‌نامد و شبکه‌های اجتماعی که بیشترین تاثیر را در افشای مفاسد داشته‌اند منبع فساد معرفی می‌کند.
به نظر می‌رسد تعریف این رسانه از انحصار و فساد با آنچه که در واقعیت وجود دارد کاملا متضاد است. شکی نیست که نه‌تنها وزیر ارتباطات که همه‌ دارای اشکالاتی هستند و باید با شنیدن صدای منتقدان نسبت به آنها آگاهی پیدا کنند و در جهت رفع آن‌ها و هر چه قوی‌تر شدن، پیش بروند چرا که منافع ملی در آن است، اما پر واضح است که بسیاری را اساسا نمی‌توان منتقد خواند، که مخالفند و بدون توجه به خواسته‌ها و مشکلات مردم ترجیح می‌دهند هر روز دولت دچار مشکل شود.
افسوس ما برای سرمایه‌ی مردم است که بر باد می‌رود، رسانه‌ی ملی با این همه هزینه که از جیب مردم خرج می‌کند باید چشم و گوش مردم باشد، باید آنچه را که مردم امکانش را ندارند ببینند به آن‌ها نشان دهد، باید با به کارگیری بهترین تحلیل‌گران واقعیت را شفاف‌تر نماید نه اینکه تصور کند با سرگرم کردن مردم به فوتبال اروپایی و بسکتبال آمریکایی می‌تواند ذهن‌ها را منحرف و مردم را راضی نماید. اگر رسانه‌ی ملی همین روند را ادامه دهد و تغییرات اساسی در نگرش و عملکرد خود ایجاد نکند به زودی حتی خود جناح‌های منتفع هم دیگر به آن اقبال نشان نخواهند داد، چرا که رسانه‌ی بی‌تاثیر دیگر رسانه نیست؛ غول فربه‌ای است که تنها سرمایه‌ی ملی را می‌بلعد.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >

سایر خبر ها