مراقبت از «ب.ز»

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

دبیر کل فدراسیون صادرات انرژی گفت:«مراقب ب.ز ها [بابک زنجانی] باشیم.»

«ط» وارد تغارنیوز شد.

«ت.ت» گوشه تغارنیوز سرش را روی پای «ت.ن» گذاشته بود و خر و پف می کرد.

«ت.ن» کله «ت.ت» را نوازش می کرد. «ط» از دیدن این وضعیت آن هم در فضای یک رسانه رسمی عصبانی شد. گلو صاف کرد.

«ت.ن» که تازه متوجه حضور «ط» شده بود، پاهایش را جمع کرد.

-سلام جناب طنزیماتچی! خوبین؟ ما تا الآن دنبال خونه می گشتیم. خیلی خسته شدیم. دالیم استِلاحَت می کنیم.

-سلام خانم تغارناز! اما ممکنه مخاطبان از در وارد شوند. این صحنه جالب نیست.

-تغال نیوز که یه مخاطب بیشتل نداله! اونم که از خودمونه.

«م.خ» لی لی کنان به تغارنیوز آمد. برگ گلابی توی موهایش زده بود.

-سلام جناب طنزیماتچی، سلام تغاری، سلام تغارناز! خوبین؟

«ت.ت»؛ کشکی برداشت و به دهانه اش انداخت. یک کشک اضافه هم گوشه دهانه اش گذاشت. «م.خ» چشمکی به «ط» زد.

-جناب طنزیماتچی! مراقب باشین دوستانتون «ب.ز» نشن! همین جوری «ت.ت» باقی بمونن.

-بله؟ «ب.ز» کیه؟

-وا، شما تحلیلگرین! شما دائماً سرتون توی سایتهاست.

«ت.ت» که متوجه منظور «م.خ» شده بود، رو به «ط» کرد.

-جناب طنزیماتچی! این مخاطب خاص امروز شوخی اش گرفته.

-چرا صدات اینجوری شده تغار؟ دهانه ات پر شده؟

«م.خ» چرخی زد. موهایش را افشان کرد.

-همینه دیگه. روند شکل گیری «ب.ز» ها از همین جا شروع میشه.

«ت.ت» کشک اضافی را از گوشه دهانه اش بیرون آورد و پشت سر قایم کرد. «م.خ» ابرو بالا زد.

-حالا شدی همون «ت.ت» خودمون!

«ط» که از این حرف ها سر در نمی آورد، از تغارنیوز بیرون رفت. «م.خ» هم دنبالش رفت. «ت.ت» با ناراحتی فوتی به اطراف کرد.

-والا، منو با «ب.ز» مقایسه می کنه!

– «ب.ز» چیه تحلیل جون؟ گیاهه؟

-آره عزیزم، گیاهه.

– آخی، من «ب.ز» دوست دالم. واسه علوسیمون می خَلی؟

«ت.ت» هاج و واج به «ت.ن» خیره شد.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >