مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

 |  نوشته شده توسط : نکیسا خدیشی

درباره هاشمی نوشتن دشوار است . خصوصا حالا که قرار است از مرگ او بنویسی. ضرب المثلی هست که می گوید «مرگ حق است.» اما باید اعتراف کنم باور مرگ «هاشمی» سخت است.
شاید کرمانی بودن «آیت الله» همیشه حس تعلق خاطری نسبت به وى برای امثال من داشته .دو ماه قبل به اتفاق دوستان روزنامه نگار از موزه ریاست جمهوری هاشمی در رفسنجان دیدن کردیم.روایتی بود تصویری از سلوک هاشمی . در هر کدام از قسمت ها می شد بالا و پایین های روزگار او را دید. فراز و نشیب ها و مجاهدت های او را خوب به یاد دارم. به یادآوردن آنها هم سن زیادی نمی خواهد. از تصویرش در لباس جنگ تا گریه های مکررش برابر دوربین . آخرین مورد آن هم بر مى گردد به آخرین پست اینستاگرامی او وقتی که در مورد امیرکبیر صحبت می کرد و می گریست .
هیچ گاه فکرش را نمی کرد شب قتل امیرکبیر و وقتی ساعت ۱۹:۳۰ را نشان می‌دهد قلبش از حرکت بایستد.
هاشمی دهه اخیر اما حال دیگری داشت. دیوارش کوتاه تر شده بود. از گوشه و کنار دنیای سیاست تازه به دوران رسیده هایی فرصت را مغتنم شمرده و چنگی به روی «آیت الله» می زدند . در حالی که رهبری انقلاب از هاشمی بعنوان یار خود یاد کرده بود و بنیانگذار انقلاب گفته بود: «هاشمى زنده است چون نهضت زنده است».
آخرین مورد این پنجه بر آفتاب کشیدن ها هم روی جلد مجله «همشهری ماه» بود که در طرحی گرافیکی با تیتر “شاه و گدا” او را سوار بر خودروی بنز مشهورش ترسیم کرده بود که همان انگشتری معروف را به انگشت داشت و اسکناسی در دست. و کودکی که برای گرفتن اسکناس روی پنجه ایستاده بود!خودروی بنز هم پشت چراغ قرمزی که عدد ۹۶ را به نشانه انتخابات پیش رو نشان می‌داد ترمز کرده بود.
بخشی از پیش بینی طراح این طرح درست بود . «آیت الله» به انتخابات ۹۶ نمی رسد. آن هم برای همیشه. او حالا تیتر شده است . آنهم «ترند» جهانی و پیکرش در جماران است .
حالا ایران بعد از هاشمی را باید تجربه کنیم. قصه تازه آغاز خواهد شد. مرگ، یعنی تمام خواهم شد شعر یعنى ادامه خواهم داشت.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >

سایر خبر ها