مشکل گوشت و مغز

 |  نوشته شده توسط : محسن جلالپور

هر سال ممکن است ١٠ تا ٢٠درصد گاوهای یک گله یا یک گاوداری بزرگ حذف ‌شده و در مقابل برای این‌که چرخه تولید شیر از حرکت باز نایستد باید به همین میزان، گوساله و تلیسه به گله یا گاوداری اضافه شود.
فرض کنید در یک گاوداری هزار رأس گاو داریم. هر سال باید به دلیل پیری یا بیماری،ورم پستان،پایین آمدن میزان تولید شیر یا مشکل کتوز، بین ١٠٠تا٢٠٠رأس گاو را از چرخه تولید شیر خارج کرده و به همین تعداد گوساله یا تلیسه به گله اضافه کنیم.گاوهایی که به هردلیل نتوانند شیر تولید کنند معمولا پس از خروج از گاوداری به کشتارگاه سپرده می‌شوند. این چرخه هرگز از حرکت با نمی‌ایستد و باید همواره ادامه پیدا کند تا تأمین شیر و گوشت کشور دچار مشکل نشود.
حالا اجازه بدهید از گرفتاری یکی از دوستان سرشناسم بنویسم که مدیریت یک گاوداری بسیار بزرگ را بر عهده دارد. او این روزها به این دلیل که باید تعدادی از گاوهای موجود را به همان دلایلی که شرح دادم از چرخه تولید شیر حذف و تعدادی گوساله و تلیسه را به این چرخه بیفزاید پایش به نهادهای امنیتی و انتظامی باز شده است.
این کار هرسال او و همه آنهایی است که به این کار مشغولند اما امسال به دلیل التهاباتی که در بازار گوشت اتفاق افتاده حمل هرگونه دام نیاز به مجوز از نهادها و مراجع متعدد دولتی دارد.
دوست من که بسیار آدم سرشناسی است و در همه ادارات دولتی پیش پایش بلند می‌شوند، ۲۰ روز است که از این اداره به آن اداره می‌دود تا مجوز حمل گاو و گوساله بگیرد اما هنوز موفق نشده است.
دیروز که این فرآیند را برایم شرح داد نمی‌دانستم بخندم یا گریه کنم.
بوروکرات‌ها به بهانه تنظیم بازار و جلوگیری از قاچاق گوشت، حمل گاو و گوسفند در شهرهای داخلی را منوط به دریافت مجوز از نهادهای دولتی کرده‌اند اما هیچ کس نگران اتلاف سرمایه مردم نیست. چرا باید یک عده افراد ناآگاه تصمیماتی بگیرند که ضد کسب وکار و نابود کننده انگیزه فعالان اقتصادی است؟
جز این، راستش به خودم می‌گویم؛ کار دنیا را ببین همه نگران کمبود گوشت هستند اما هیچ کس نگران فرار مغز و سرمایه نیست.

چرا دولت از قاچاق گوشت می‌ترسد اما از فرار مغزها نه؟

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >