وقتی دنیا تکان خورد

 |  نوشته شده توسط : محسن جلال پور

بیداربودم و داشتم اخبار را مرور می‌کردم.

یک آن احساس کردم زمین زیر پایم می‌لرزد.احساس کردم سقف دور سرم می‌چرخد.
دیدم لوستر دارد تکان می‌خورد.
آن قدر سریع بود که در لحظه وقوع، حتی فرصت خروج از اتاق را نداشتم.
از خانه بیرون آمدیم.مردم هم بیرون آمدند.
به فاصله چند دقیقه از وقوع زلزله،تلفن‌ها از داخل و خارج شروع شد.هنوز این یکی تمام نشده بود،باید به آن یکی جواب می‌دادم.همه نگران بودند.
در این میان با دوستان مطلعم تماس گرفتم.گفتند مرکز زمین لرزه، حوالی هجدک بوده و شکر خدا،آسیب جانی نداشته اما چند خانه و تأسیسات دولتی آسیب دیده‌اند.
خدا را شکر می‌کنم که این زلزله، آسیب چندانی نداشته اما واقعیت این است که زمین لرزه در این خاک قدیمی و فرسوده،نتیجه‌ای جز فاجعه به دنبال ندارد.
هربار که زمین می‌لرزد،باید انتظار خرابی و تلفات داشته باشیم.
هنوز هموطنان کرمانشاهی،لباس عزای عزیران از دست رفته را تن خارج نکرده‌اند که زمین لرزه‌ای اندازه زمین لرزه بم در کرمان رخ می‌دهد.
زلزله می‌آید و می‌رود اما تدبیر ما تکان نمی‌خورد. هیچ زحمتی به خود نمی‌دهیم و هیچ خیالمان نیست که حادثه همواره روی سقف خانه هایمان در کمین است.
ما باید به واسطه این که در کانون زمین لرزه‌های بزرگ خاورمیانه قرار داریم،در سریع‌ترین زمان ممکن، سبک زندگی خود را تغییر دهیم.زندگی در کشوری فرسوده که هرآن امکان زمین لرزه در آن وجود دارد،استانداردهای خودش را می‎طلبد.ژاپن چگونه به این وضع رسید؟ چگونه زلزله به عنوان یک احتمال قطعی به همه شئونات این کشور الصاق شد؟ ژاپن کشوری است با بیشترین احتمال وقوع زلزله اما با کمترین احتمال تلفات.
در مقابل،ایران به اندازه ژاپن ریسک وقوع زلزله ندارد اما احتمال تلفات بعد از هر زمین لرزه در ایران، ده‌ها برابر ژاپن است.
تدبیر حکم می‌کند که خانه‌هایمان را مستحکم کنیم. سرسختانه ترین استانداردها را داشته باشیم.قوانین مان باید بازنگری شوند و رویه‌هایمان باید تغییر کند.باید بهترین مراکز لرزه نگاری،بزرگ ترین مراکز تحقیق و پژوهش،بهترین روش‌های امدادی،پیشرفته ترین تجهیزات و …را در اختیار داشته باشیم اما نداریم و نمی‌خواهیم داشته باشیم.
دوستی می‌گفت ما مردمان سوگواری پس از حادثه هستیم.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >