پای ژن خوب

 |  نوشته شده توسط : یاسر سیستانی نژاد

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: «پای ژن خوب به استان اصفهان باز شده است.»

تغارناز گفت: «این که چیزی نیست. پای ژن خوب، مدتیه که به تغال نیوز هم باز شده!» تغار چشمکی زد و گفت:«آره! با وجود تغار اصیلی مثل تو ما دیگه مشکل کمبود ژن خوب نداریم. دیگه نباید از ژن های نامرغوبی مثل شاهد عینکی استفاده کنیم. دیدین که اخراجش کردیم، رفت.»

مخاطب خاص نیم چرخی زد و گفت: «البته من دلم برای شاهد جون تنگ شده. برای خنده خوب بود. ضمناً منم از خونواده اصیلی هستم. تغار اصیل فقط توی خونواده اصیل عمل میاد.»

تغار که مجبور است تا روز عروسی هوای مخاطب خاص را داشته باشد، مبادا که تغارناز را از عروسی با او منصرف کند، با دستپاچگی گفت:«بله، بله، شما بسیار اصیل هستید.

نسب شما به انسان های غارنشین می رسه!» مخاطب خاص دست هایش را به کمر زد. سرش را بالا گرفت. اخم کرد و نیم رخ به تغار زل زد و پرسید: «چی گفتی؟ چی گفتی تغارجون؟ نسب ما… غارنشینی؟»

تغار منّ و منّی کرد و گفت: «نه، نه، منظورم تغار نشینی بود. یعنی اجداد شما روی اجداد تغارناز می نشستن!»

مخاطب خاص سرش را به علامت تأیید پایین آورد و گفت: «اوهوووم!» تغارناز روبان صورتی اش را به تندی جا به جا کرد و گفت: «نه، هَلگِز اجداد مخاطی جون تغال نشین نبودن. اونا لُوی تخته سنگ می نشستن.»

مخاطب خاص گفت:«ببخشید یعنی چی روی تخته سنگ؟» تغارناز دست از روبانش برداشت و کلافه گفت:«نمی دونم. همین جولی توی تالیخ خونده بودم یه چیزی گفتم. شایدم اجداد شما نبودن.»

مخاطب خاص گفت: «معلومه که نبودن! ما و غار؟ ما از همون اول که همه آدما غارنشین بودن. کنار غار یه برج داشتیم به بلندی منار جنبون! قبل از اختراع کارت، اجداد من گرین کارت داشتن. شغل خوب. مدرک دکترا. مدیریت عامل شرکت های عمرانی. ژن خوب! می دونی که؟»

کشک در چشمان تغارناز حلقه زد و گفت:«آلِه! می دونم!»

و نگاهی از سر نا امیدی به تغار انداخت.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >