گالری‌داری در کرمان

 |  نوشته شده توسط : یاسر خدیشی
یاسر خدیشی

هنر از سرآغاز بشریت وجود داشته و آثار هنری از دوران پارینه‌سنگی خرید‌ و فروش می‌شوند، این دست‌به‌دست شدن آثار همیشه بر طبق نظام اقتصادی و فرهنگی هر منطقه متفاوت بوده است، در دوره‌ای آثار هنری از طریق معامله‌های پایاپای جابه‌جا می‌شدند و در قرون‌وسطی آثار به سفارش اشراف‌زادگان یا کلیساها به وجود می‌آمدند، ولی از سده‌های هفدهم تا نوزدهم بود که هنرمندان آثار خود را مستقل خلق و نظراتشان را بر حامیان اشرافی و مذهبی و سیاسی تحمیل می‌کردند، از ابتدای سده‌ی نوزدهم بود که حرفه‌ی دلالی هنر به آن شکل که امروزه می‌شناسیم به وجود آمد، کسانی که این حرفه را انتخاب می‌کنند شخصیت‌های مهیج، فرهیخته و عجیبی داشتند و بسیاری از اوقات در افزایش آگاهی و گردش هنر در زمان خود نقش اساسی بازی کردند.

گالری‌داری امروز یک تخصص و حرفه شناخته‌شده است؛ حرفه‌ای که با اقتصاد و هنر ارتباط نزدیک داشته و با هنرمندان و مجموعه‌داران و مؤسسات اقتصادی سروکار دارد. این سال‌ها گالری‌داری در کشور رو به افزایش است و اهمیت و تأثیر این شغل در جامعه و در جریان هنر و اقتصاد، افراد بیشتری را به آن علاقه‌مند کرده است.

گالری‌های هنری در کرمان با انگیزه‌های متفاوت در حال شکل‌گیری هستند. توسعه کمی آن‌ها این سؤال را به وجود آورده است که نقش گالری‌ها در فرآیندهای هنر معاصر ایران چگونه نقشی است؟ آیا گالری‌ها همانند سایر فعالیت‌های اقتصادی صرفاً به‌عنوان یک مکان عرضه کالای هنری شناخته می‌شوند؟ آیا کسب درآمد مهم‌ترین فعالیت آن‌هاست؟ آیا این حرفه یک بستر مقدماتی برای توسعه هنر و کسب شهرت و منزلت اجتماعی است؟ برخی گالری‌داران با علم به این که هنوز فرهنگ خرید آثار هنری در میان خانواده‌های کرمانی نهادینه نشده تصمیم گرفته‌اند آموزش هنرهای تجسمی را در کنار فعالیت‌های هنری‌شان قرار دهند و یا از کارهای جانبی درآمدی را کسب کنند و در کنار آن، آثار هنری هنرمندان را هم در معرض تماشای هنردوستان و هنرمندان کرمانی قرار دهند.

گالری‌های خصوصی هنوز نتوانسته‌اند نقش جدی در حوزه اقتصاد هنر داشته باشند. هرچند در این سال‌ها آنها سعی دارند در خرید و فروش آثار نقش ایفا کنند، واقعیت آن است که این جریان با رویکرد اقتصادی هنر که در سال‌های اخیر در تهران فعال است، هنوز در کرمان جای خود را باز نکرده و سهم گالری‌های استان در خرید و فروش آثار ناچیز است.

گالری یادگاران کرمان

به گفته کارشناسان مسیر اصلی رسیدن هنر به جامعه از طریق گالری‌هاست، آنها باید پل تعامل هنرمند با جامعه‌ باشند، این افراد نباید هرگز سازش را بپذیرید. گالری تلفیق کیمیاگرانه ای از ترکیب و محتوا، فضا و ایدهاست، آنها نباید هیچگاه اینها را از هم جدا کنند. گالری دار بهتر است با هنرمندانی کار کند که ثروتشان انسانیت و هنر نو است. نباید تحت فشار زمان و تأثیر مُد قرار گیرد؛ عجله نکنید و راه خود را بروید. شاید یک پرسش دیگر این باشد که آیا گالری‌های امروزی می‌توانند خلأ و کم‌کاری فعالیت‌های موزه‌های هنر را پر کنند؟
صاحب نظران معتقدند گالری‌دار باید با مناسبات جامعه مصرف مرتبط باشد. بداند جامعه چه می‌خواهد، هنرمند کشف کند، کارهای ارزنده و جریان ساز نمایش بدهد، نشست بگذارد، گالری دار باید بداند این‌گونه نیست که تنها با گرفتن اجاره محل از هنرمند دیگر کارش تمام‌شده است و به درآمد خود رسیده است و تعهدی ندارد، همین مبلغ هزینه خود جای بسی تأمل دارد که طبق چه معیاری این مقدار اجاره پرداخت می‌شود و در کنار آن درصد فروش احتمالی هم از آثار فروخته‌شده کسر می‌شود، آیا به این مقدار که هزینه و درصد فروش برداشته می‌شود توسط گالری‌های ما کار حرفه‌ای انجام می‌شود، چقدر گالری دار برای فروش آثار تلاش می‌کند؟ این دریافت هزینه در حالی انجام می‌شود که غالب گالری‌های موجود شهر کرمان با اینکه مستقر در مرکز استان هستند و باید بهترین شرایط را داشته باشند فاقد استانداردهای ابتدایی هستند.
یک گالری نور حرفه‌ای ندارد و دیگری دیوارهای نامناسب برای ارائه اثر دارد و برخی از لحاظ معماری فضا مناسب گالری هنری نمی‌باشد، و سایر مشکلات دیگر، یکی دیگر از ایرادات گالری‌های کرمان نحوه معرفی خود است، تقریباً هیچ‌کدام «وب‌سایت» مناسبی ندارند که عملکرد آنها مشخص باشد، و به توان رخدادهای هنری برگزارشده و یا قرار است در آینده برگزار شود را پیدا کرد، اکثراً اکتفا کردند به کانال‌های شبکه‌های پیام‌رسان که همان هم یا بروزرسانی نمی‌شود، یا آنقدر خبرهای حاشیه‌ای و خارج برنامه در آن ارسال می‌شود که جز ترک کانال راهی برای مخاطبین هنر نمی‌گذارد، حال‌آنکه می‌توان به خوبی از پتانسیل تمام شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت ها استفاده کرد.
گالری‌دارهای ما چقدر در راستای اقتصاد هنر تلاش می‌کنند؟ خوب میدانیم اثر هنری جزء احتیاجات قطعی و حتمی زندگی نیست. آدم‌های ثروتمندی که توانایی خرید آثار هنری را دارند، می‌توانند بدون خرید اثر هنری یا گسترده کردن مجموعه‌هایشان هم زندگی را بگذرانند. در نتیجه کار گالری دار بازاریابی و ترغیب وفهماندن ارزش آثار هنری به کسانی است که به‌طور بالقوه می‌توانند خریدار آثار هنری باشند.
آنها نباید به گالری داری به عنوان شغل چندم خود نگاه کنند، مدیران این حرفه باید در راستای پیشرفت هنر با انتخاب کارهای مناسب و جدید برای رونق اقتصاد هنر تلاش کنند، و قائم به اعتبار یا پول هنرمند نباشند.به دنبال رایزنی با مجموعه داران و افراد یا نهادهایی باشند که با خرید آثار هنری به اقتصاد و پیشرفت هنر کمک می‌کنند.

نگارخانه دیبا کرمان
نگارخانه دیبا کرمان

به‌طور مثال در هفته‌ی اخیر شاهد نمایشگاهی در یکی از گالری‌های شهر کرمان بودیم که ابتدایی‌ترین اصول برگزاری در آن رعایت نشده بود، مگر می‌شود یک نمایشگاه برگزار کرد، و حتی یک خط در حد اسم هنرمند به عنوان رزومه بر روی دیوار نصب نکرد، با چنین عملکردی چطور می‌توانیم انتظار تأثیر بر جامعه و اقتصاد هنر را داشته باشیم، در همین نمایشگاه ذکرشده وقتی از هنرمند جویای تفکر کارشده در آثارش شدیم (چون هیچ یادداشتی به‌عنوان گزاره نبود) و اینکه چرا با این متریال پیش‌پا افتاده آثار خود را نمایش دادی و دست بر موضوعی گذاشتی که تکراری‌ترین موضوع کارشده در عرصه هنر است پاسخ داد “چون دانشگاه قبول شده‌ام می‌خواستم که در رزومه خودم نمایشگاهی باشد” آیا این صحیح است که گالری دار این‌گونه برخورد کند و این‌جور نمایشگاه‌های را به نمایش درآورد؟ گناه بازدیدکنندگان چیست؟ که یک انسان تازه ‌وارد شده به عرصه هنر به دنبال رزومه جمع کردن، و گالری به دنبال درآمدزایی ست.
یک گالری دار باید نسبت به فضای هنری در کشور اشراف داشته باشد تا نگذارد این‌گونه آثار به روی دیوار رفته و اگر خود هم این اشراف را ندارد حداقل مدیریت خوب داشته باشد و ازنظر کارشناسان تحصیل‌کرده‌ی هنر استفاده کند، و به نظر کارشناسان این حوزه که به‌عنوان مشاور انتخاب می‌کند اهمیت دهد، تا شاهد این شکل نمایشگاه‌ها نباشیم.

در حرفه گالری داری صرفاً علاقه‌مندی به داشتن گالری کفایت نمی‌کند. باید گالری داری را دانست؟ باید اقتصاد هنر را بداند گالری دار امروزی باید هنرنو و جدید را بشناسد تا بتواند به فضای هنر استان کمک کند.
یقیناً با توجه به این شرایط پیش‌آمده جای خالی آموزش‌های آکادمی به خوبی دیده می‌شود چرا با توجه به این‌همه گسترده شدن این حرفه هنوز ما در مؤسسات عالی کشورمان رشته‌ای تخصصی دراین باره نداریم؟ آیا همین نبود جایگاه آموزشی باعث نمی‌شود که افراد فکر کنند که این قبیل کارها نیازی به تخصص و مهارت نداشته است؟
مشکلات اقتصادی تحمیل‌شده به کشور را خوب دانسته و اینکه گالری‌داران هم از این قاعده بد اقتصادی خارج نیستند قابل‌درک است، ولی در این شرایط می‌توان با رفتار صحیح گالری‌داری و تفکر حرفه‌ای در این کار موفق بود و قطعاً باید نهادهای دولتی و شبه‌دولتی به کمک هنر استان آمده و با خرید و سرمایه‌گذاری در هنر به بهبود این فضا کمک کنند، مسئولین و افراد دارای نفوذ این را خوب بدانند هزینه در هنر ولخرجی یا پول دور ریختن نیست با امید اینکه روزی برسد که وضعیت نمایش آثار هنری در کرمان مطلوب شود و گالری داران ما حرفه‌ای تر به این کار نگاه کنند و چرخ اقتصاد هنر هم بچرخد.

به اشتراک بگذارید :



مطالب مرتبط >

سایر خبر ها