تئاتر “تجربه های اخیر” تجربه ای از جنس دیالوگ و صحنه

نجمه سعیدی

نجمه سعیدی| اجرای این تئاتر با یک گروه دوستداشتنی از رفسنجان فارغ از همه ی اما و اگر هایی که میتوان لحاظ کرد،تجربه دلچسبی بود.
اما تئاتر این هنر که انسان را به زیباترین شکل در مواجه با خود قرار می دهد و در اوج حضورش آنچنان آینه وار عمل می کند که انگار در صحنه تو هستی و تجلی تو، دیالوگ،اکت و متن را می سازد، آیا همه اینها در این نمایش تبلور داشت؟
حرکت دایره وار وقایع در این تئاتر و تکرار و تکرار چیز هایی که تلخی اش دامن گیر همه اهالی صحنه بود، به دنبال انتقال چه حسی بود؟و خوانش هر مخاطب از اثر چه باشد، حال عوامل تولید را خوب تر می کند؟
عنصر اصلی این نمایش “زمان” آیا به درستی پرداخت شده و کارکرد خود را دارد؟! و آیا حق مطلب را ادا میکند؟
باید در جایگاه نویسنده این اثر باشی تا تصمیم بگیری که آیا متن این همه تکرار نیاز دارد یا نه؟ و آیا می شد این حلقه های تکرار وقایع را کوتاه تر و البته موجز تر نوشت،شاید دیالوگ ها را میشد کوتاه تر وبیشتر در خدمت اثر نوشت ، شاید کارکرد عنصر جنگ را میشدبیشتر نمایان کرد،
هم چنین باید در جایگاه کارگردان این اثر باشی تا تصمیم بگیری که آیا نیاز است دیالوگ ها بیشتر تمرین شود و حتی در صورت سخیف بودن جاگذاری شود، شاید میشد در کنار وفاداری به متن بهترین حالت را برای انطباق حس و بازی پیدا کرد و در آخر شاید میشد برای انطباق لهجه با متن بیشتر تمرین کرد.
اما هر چه بود و هرچه شاید می توانست باشد، تئاتر” تجربه های اخیر “تجربه ای دوست داشتنی از جنس صحنه، لذت و تلاش بود .

نظرات بسته شده است.