آیا جهان پسا کرونا با جهان پیش از آن متفاوت خواهد بود؟

یادداشتی از بتول ایزدپناه روزنامه‌نگار.

روزهای زجرآور و کشداری را گذراندیم و همچنان هم می‌گذرانیم.

از همان ایام پایانی سالِ پرحادثۀ ١٣٩٨ که شروعش با سیل بود و پایانش با حوادث تلخی رقم خورد و آخرینش هم ورود میهمانی ناخوانده و مزاحم به نام کرونا، روزهایمان و روزگارمان سخت و سخت‌تر شد، سختی‌هایی که گاهی نفسمان را می‌گیرد.

سوم اسفندماه، درست یک روز بعد از انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی، شیوع بیماری کرونا رسماً اعلام شد.

اما شواهد و قراین حاکی از آن است که ویروس کرونا از ٢۴ بهمن‌ماه وارد ایران شده و همین فاصله دو هفته‌ای و انکار و پنهان‌کاری و قرنطینه نکردن شهر قم باعث شده ویروس کرونا که یکی از شاخصه‌های اصلی آن سریع‌الانتقال بودن است به‌سرعت گسترش پیدا کند و بشود آن چیزی که امروز شاهدش هستیم.

و هنوز هم بر آنچه گذشته به دیده تردید بنگریم.

بیماری کوید ١٩ کل نظام هستی را به هم ریخته است.

حالا همه کشورها در هر گوشه‌ای از دنیا خود را در مقابل این پدیده شوم ناتوان احساس می‌کنند.

ظاهراً فرقی هم نمی‌کند کشورهای پیشرفته، عقب‌مانده، کشورهای اروپایی تا شرق دور، ایتالیا، اسپانیا، انگلیس و… همه درگیر و درمانده‌اند.

بیش از ۳۰۰ هزار قربانی بیش از ۴ میلیون و پانصد هزار مبتلا!

دنیای پیشرفته امروز هرگز انتظار چنین شکستی را در مقابل یک ویروس نداشت!

شیوع این ویروس و همه‌گیری غافلگیرکننده آن نسل بشر را در مخمصه‌ای هولناک قرارداد و البته حقایق بسیار را هم در مورد جوامع گوناگون برملا ساخت و تعابیر مختلفی به وجود آورد و باعث شد به فهم جدیدی از دنیا برسیم.

اینکه بیشتر مردم دنیا در هرکجا که زندگی می‌کنند در شرایط بحرانی و اضطرار و در جنگ برای بقا رفتاری شبیه به هم دارند، اینکه چون همه می‌خواهند زنده بمانند پس هدف وسیله را توجیه می‌کند.

پس خیلی هم نباید از خودمان ایراد بگیریم، اینکه امکانات خیلی از کشورها در چنین مواردی چیزی شبیه به هم است و درماندگی دولت‌ها هم! همه از یک نقطه آسیب‌پذیر می‌شوند و اینکه خرافه‌پرستی در بیشتر جوامع وجود دارد و …

چنان‌که گروهی آن را نشانه خشم و غضب خداوند و پایان حیات زمین تعبیر کردند و عده‌ای از پایان دنیا خبر دادند و به‌صراحت همه تلاش‌ها را بیهوده دانستند و البته همه این‌ها در شرایط عادی حتماً متفاوت است.

در این میان گروهی در شکلی پیشرفته‌تر آن را جنگ بیولوژیک خواندند تا نهایتاً سازمان بهداشت جهانی در آخرین پیام خود منشأ آن را کاملاً طبیعی اعلام کرد شاید غائله پایان پذیرد.

دیدیم رفتار دولت‌ها هم در بعضی جاها شبیه به هم است.

انکار و پنهان‌کاری و طفره رفتن‌ها هم به‌مثابه یک بیماری در بیشتر جاها خودش را نشان داد. همین‌طور هم اعتماد چقدر کارساز است.

در چنین شرایطی بحران‌ها هم با آرامش بیشتر و به شکل معقول‌تری قابل کنترل است.

دیدیم که در جایی اعتماد همه را راهی خانه‌ها می‌کند و در جایی بی‌اعتمادی بیش از ٨ میلیون را راهی سفر می‌کند!

اما در کنار همه این‌ها از یک مسئله نمی‌توان غافل بود و چشم پوشید اینکه در نظام هستی گاهی همه اتفاق‌ها به هم پیوسته است از هیچ‌کدام هم گریزی نیست و همه چیز هم آن‌طور که فکر می‌کنیم پیش نمی‌رود و گاهی هم کبر و غرور و زیاده‌خواهی انسان‌ها نیاز به یک تلنگر دارد.

اینجاست که باید باور کنیم که این ویروس علیرغم همه مصیبت‌ها و کشتار و مصائبی که برای تمام جهان و جهانیان به وجود آورد حاوی پیام مهمی هم بود.

کرونا نگاه ما را به دنیا و جهان هستی تغییر داد به هر یک از ابعاد زندگی اجتماعی که نگاه کنیم می‌توانیم این تغییرات ساختاری و رفتاری را مشاهده کنیم و اثرات آن را بر روی شکل جدید روال زندگی، حساسیت بیشتر رو مسائل بهداشتی، حس همبستگی بیشتر و دلتنگی‌ها‌یمان ببینیم، این شکل نو و جدید از تعاملات و روابط اجتماعی شاید نوعی خلوت‌گزینی اجباری باشد اما فراموش نکنیم که همه موقعیت‌هایی که به وجود می‌آید با نوع رفتار ما می‌تواند به یک فرصت یا یک تهدید تبدل شود.

دنیا تجربه متفاوتی را پشت سر می‌گذارد اما ضمیر ما همیشه آکنده از امید است، ما از کنار سختی‌ها عبور می‌کنیم، زندگی پیروز می‌شود.

شیوع کرونا در تمام زوایای زندگی اجتماعی ما تأثیر انکارناپذیر داشته اما شاید به‌جرئت می‌توان گفت تأثیر آن در بخش آموزش بیشتر بوده است، الزام دانش آموزان و دانشجویان و کادر تعلیم و تربیت به استفاده از فضای مجازی و البته محرومیت و محدودیت‌های بهره‌مند بودن از فضای مجازی نگرانی‌ها چالش‌ها و البته دستاوردهایی داشت که در بخش جامعه مفصل به آن پرداخته شده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.