بیش از ۱۰ روز است که ارتباط ایرانیان با دنیا قطع شده، ۱۰ روزی که علاوه بر بهت اجتماعی که مردم و اهالی رسانه را فراگرفته با یک سوگ جمعی سنگین همراه شده، در این شرایط منتقدان قطعی اینترنت اغلب از ضرر کسبوکارها میگویند درصورتیکه یک ضرر بزرگتر در دل این شرایط نهفته، ضرری که مخاطب ایرانی را دوباره دودستی تقدیم شبکههای ماهوارهای میکند، میگویند رسانهها کمکم اعتبار جمع میکنند و در مواقع بحرانی از اعتبارشان خرج میکنند؛ اما در ایران رسانهها با تمام محدودیتها و سانسورهایی که با آن روبهرو هستند دقیقاً در مواقع بحرانی که زمان چیدن ثمره سالها کار رسانهایست دستهایشان بسته است.
به گزارش کرماننو، اعتماد چیزی نیست که یکشبه به دست بیاید و قطع ناگهانی ارتباط مخاطب با رسانه مورداعتمادش او را در یک بهت عمیق و سردرگمی فرومیبرد و موجب تسریع فرایند سلب اعتماد از مسئولان جامعه میشود.
قیمت دیش و رسیور سر به فلک کشید
این روزها مخاطبین رسانههای داخلی که سالها کاری به ماهواره و دایرهزنگیاش نداشتند به دنبال شماره نصاب میگردند و حتی روزها در نوبت نصاب میمانند تا وقت به آنها برسد، قیمتها هم بالا رفته، به گزارش خبرنگار کرمان نو ارزانترین نوع رسیور از حدود ۲ میلیون تومان به ۴ ونیم میلیون تومان رسیده، قیمت دیش هم ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده، متعلقات و هزینه نصب هم تقریباً یک میلیون تومان میشود، یعنی ایرانیها برای دیدن اخبار نهچندان معتبر از شبکههای فارسیزبان خارجی باید حدود ۷ میلیون تومان هزینه کنند و در صف انتظار هم بمانند. هربار که کشور بهنوعی دچار بحران میشود، اولین چیزی که آسیب میبیند ارتباط بین رسانههای داخلی و مخاطبین آنهاست، سیاستگذار هم تصور میکند ظرفیت تماموکمال صداوسیما و رسانههای دولتی کافیست اما برای همه حتی برای خود سیاستگذار هم واضح است که ضریب نفوذ صداوسیمای ایران در برخی لایههای جامعه تقریباً صفر است. منظور از برخی لایههای جامعه آنهایی هستند که معترضاند و برخی رسانههای داخلی و خارجی را پیگیری میکنند؛ اما در چنین شرایطی این مخاطب دوگانه تبدیل به مخاطب ایران اینترنشنال میشود و این بخش از جامعه بخش بزرگی است. حمید نصاب ماهواره در کرمان به خبرنگار کرماننو گفت در این ۱۰ روزکار ثابتش را رها کرده و صبح و شب در حال نصب ماهواره برای مردم است و درآمد خوبی هم از این راه دارد. این نصاب ماهواره میگوید هرکسی به خانهاش میرود فقط میخواهد ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی ببیند و با بقیه شبکهها کاری ندارد.
روایت اول را باختیم
اینکه رسانههای داخلی مخاطبشان را از دست بدهند فقط برای آنها بد نمیشود، در واقع این روایت داخلی است که این جنگ روایتی را میبازد. در وضعیتی که مردم هیچ اطلاعی از شرایط امنیتی کشور ندارند و هیچ روایت معتبری وجود ندارد، این قطعی اینترنت و بستر انتشار خبر است که روایت دسته اول را تقدیم شبکههای خبری خارجنشین میکند و تجربه نشان داده همیشه اولین روایت پذیرفته میشود و برای همیشه در ذهنها میماند، مانند تعداد کسانی که در ماجرای اخیر جانشان را از دست دادند، در شرایطی که آمار دقیقی از تعداد جانهای ازدسترفته توسط ایران و رسانههای داخلیاش منتشر نمیشود، ایران اینترنشنال عدد ۱۲ هزار و ۲۰ هزار کشته را اعلام میکند و جامعه را به یک افسردگی بزرگ و مهلک میکشاند. پیشازاین هم اتفاقات مشابه افتاده بود، سال ۹۸ هم یک هفته اینترنت ایران قطع بود و این شبکههای ماهوارهای بودند که صحنه خبررسانی را به دست گرفته بودند.
بودجههای هنگفت توسعه اینترنت ملی چه شد؟
مورد دردناک دیگر این است که سالها بودجه هنگفتی از نهادهای مختلف کشور صرف ایجاد پیامرسانهای داخلی و موتورهای جستوجوی داخلی شد، از ابتدا هم عبارت اینترنت ملی با پیشبینی چنین شرایطی مطرح میشد؛ اما در چنین شرایطی برای همه معلوم شد که این بودجهها هم دقیق خرج نشدند و این پلتفرمهای داخلی کارایی لازم را نداشتند. اولین مسئلهای که در قطعی اینترنت با آن روبهرو شدیم نبودن موتور جستوجوی قدرتمند گوگل بود، دو موتور جستوجوی ایرانی یعنی ذرهبین و گردو که از بقیه معروفتر هستند را بررسی کردیم، این دو جستوجوگر در بسیاری از موضوعات کارایی ندارند و نمیتوانند نیازهای کاربرشان را برطرف کنند. برای مثال اگر شما در شهرستان زندگی کنید و موضوعات خبری تخصصیتر را جستوجو کنید چیزی در گردو و ذرهبین پیدا نمیکنید، حتی لینکهای داخلی که خودتان بلد هستید را با کلیدواژههایش نمیتوانید در این موتورهای جستوجو پیدا کنید. پیامرسانهای داخلی هم که سالهاست توسط نهادهای مختلف سرمایهگذاری شدند و حتی گاهی مردم را مجبور به استفاده کردند؛ اما در این موقع حساس کنونی دست کاربران را در حنا گذاشتند. اینکه هیچگاه از دسترسش خارج نشود، امیدواریم تصمیمگیران با وصل کردن اینترنت زندگی عادی را به مردم ایران و رسانههایشان بازگردانند که حق طبیعی آنهاست.