انتقاد بازرس کل استان از شیوهی اداره شرکت ملی مس ایران؛
تغییر چهار مدیرعامل شرکت ملی مس در ۳۰ ماه فاجعهای مدیریتی است
دادخدا سالاری، بازرس کل استان کرمان با اشاره به تغییر چهار مدیرعامل در ۳۰ ماه گذشته، از وجود تنها یک عضو رسمی در هیئتمدیره و صدها میلیارد تومان هزینه برای مشاورانی که حتی حضور فیزیکی در شرکت ندارند خبر داد.
به گزارش کرماننو، دادخدا سالاری با بیان اینکه اعضای هیئتمدیرهای که در جلسات یا ترکیب این مدیریت حضور فیزیکی ندارند، چطور مصوبات آن یا مدیرعامل شرکت میتواند وجاهت قانونی و اجرایی داشته باشد؟ گفت: وزارت صنعت، معدن و تجارت باید جوابگوی این مسئله باشد، این وضعیت ناشی از کوتاهیها و عدم نظارت این وزارتخانه نیز بوده است.
به گفته بازرس کل استان کرمان در سالهای اخیر صدها میلیارد به نام فوتبال یا انتصاب مشاورانی که هیچگاه در شرکت مس حضور هم نداشتند، حیفومیل شده است؛ اما برخی شهروندان در استان ما بهخاطر فقر و تنها برای گذران امرارمعاش، مجبور به هر کاری حتی حمل مسلحانه مواد مخدر یا قاچاق سوخت هستند؛ اینجا در استان زندانهای ما پر و خانوادهها بیسرپرست میشوند و بیکاری غوغا میکند؛ اما از آن سو، ملی مس یا دیگر معادن درآمدهایشان را حیفومیل و صرف امور بیارتباط مثلاً باشگاهداری میشود.
سالاری بازرسی استان کرمان با تأکید بر اینکه دولت نیز در فرایندهای عزل و نصب مدیران بهویژه عرصههای حیاتی مثل معادن مختلف خصوصاً مس که اهمیتی کمتر از نفت ندارند باید تجدیدنظر داشته باشد و با نگاه به ثبات مدیریتی ورود کند، اظهار داشت: مدتزمان فعالیت و تصدی برخی مدیران این شرکت حتی به شش ماه نیز نرسیده که مدیر را برداشتهاند.
او با طرح این سؤال که عزل و نصب مدیریتی در چنین عرصههای حساسی چرا باید چنین متزلزل و بیثبات باشد که کشور نیز آسیب ببیند تأکید کرد: اگر چنین انتخابهایی با بررسی کارشناسی بوده، چرا باید کمتر از شش ماه حذف شوند و اگر خیر چرا در چنین پستهای حساس و مهمی بدون کارشناسی باید نصب صورت گیرد، لذا سازوکار انتصابات در این موقعیتهای مهم نیازمند تجدیدنظر و اصلاح است.
او در ادامه با بیان اینکه مشکلی در سیستم اجرایی کشور داریم که مدیران بهسرعت جابهجا میشوند در نتیجه پروژهها و بیتالمال نیز تضییع میشوند گفت: مدیری پروژهای را آغاز کرده که برداشته میشود، مدیر بعدی هم برای اینکه پروژه به نام مدیر قبلی نباشد، پروژه دیگری شروع میکند و این روند معیوب ادامه مییابد تا اینکه به اتلاف منابع بیتالمال میانجامد.
سالاری با بیان اینکه بهتناسب فعالیتهای مس در استان، در تصمیمگیریهای ملی مس و نیز توزیع امکانات سهیم نیستیم گفت: وضعیتی که تاکنون وجود داشته، نابرابری، ناترازی و غیرعادلانه بوده؛ حالآنکه معدنی که استخراج میشود انفال است؛ اما عواید آن عموماً و بیشتر در دیگر مناطق به شکل غیرسازنده یا همراه با سوء جریان مصرف میشود.
بازرس کل استان کرمان با بیان اینکه ما در استان دیگر به سمتوسوی گدایی نزد ملی مس نمیرویم اظهار داشت: این نوع مطالبهگری در شأن ما در استان کرمان نیست.
سالاری با بیان اینکه البته ما از مس نمیخواهیم که کمیته امدادی در استان عمل کند، گفت: مس باید در نتیجه عواید فعالیتهایش، در استان چندین کارخانه و فرصتهای سرمایهگذاری ایجاد کند، زیرساخت بسازد و اشتغالزایی داشته باشد؛ این شرکت، بهتناسب نقشی که دارد باید در کلیت استان، و نهتنها در یک شهرستان، محرومیتزدایی کند.
بازرس کل استان کرمان در ادامه با بیان اینکه شرکت ملی مس که میتواند و میبایست کشور را متحول، برای کشور خلق ثروت و ایجاد اشتغال کند، آن هم در این شرایط اقتصادی جامعه تصریح کرد: این شرکت حتی نتوانسته در استان کرمان که بیشترین فعالیتهای استخراج را در آن دارد، تأثیرگذار باشد؛ زیرا صرفاً به فکر سود سهامدارانش بوده و از نقش اساسی خود بازمانده است.
او با بیان اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم، بخشی از فعالیتهای معدنی مس در استان آلاینده است و در ایجاد سرطان نقش دارد، اذعان کرد: استان هزینه درمان این بیماریها را پرداخت میکند و وضع موجود ساختار بهداشت و درمان استان نیز با تمامی کاستیها و مشکلاتش، هویداست؛ در واقع سود این فعالیتها را مس برده؛ اما استان، تنها زیان آن را تحمل کرده است.
دادخدا سالاری با بیان اینکه افراد تحت پوشش کمیته امداد کرمان در بین یک تا پنج استان اول کشور است، ادامه داد: ۷۰ درصد از تولید می در استان است، آیا ما باید اینهمه آمار تحت پوشش کمیته داشته باشیم؟ آیا استان کرمان با اینهمه ثروت عظیم مس و دیگر معادن بغید و در شاخص فلاکت در ردههای اول کشور باشد؟
او در ادامه به روایتی از ابعاد فقر در جنوب کرمان پرداخت و گفت: گویا برخی خیران برای دانشآموزان مناطق حاشیه جازموریان کفش خریده بودند؛ زیرا پابرهنه به مدرسه میرفتند، اما چند روز بعد که مراجعه میکنند، میبینند باز همهدانش آموزان پابرهنه هستند و وقتی علت جویا میشوند، میفهمند، همگی، کفشهای نو را فروختهاند تا برنج، روغن و دیگر مایحتاج برای خانواده تهیه کنند؛ این وضعیت، واقعاً زیبنده استان با این سهم از معادن است؟