خرده روایت‌هایی از زلزله بم| وقتی دل با خاک یکسان شد

امروز شانزدهمین سالگرد زلزله بم است. به این مناسبت خرده‌روایت‌هایی از مسوولان بم در زمان زلزله و مسوولان فعلی گردآوری کرده‌ایم.

علی باقری زاده، شهردار وقت بم می‌گوید:

زمانی که زلزله شد، شهردار بودم. هنگام وقوع زلزله به همراه خانواده توانستیم از ساختمان بیرون بیاییم.

مدتی را در شوک به سر می‌بردم. هوا بسیار سرد بود. لحظه اول که از منزل خارج شدم چند ثانیه سکوت مطلق همه‌جا را فراگرفت و بعد صدای جیغ از همه اطراف بلند شد.

انگار صحنه محشر بود. قابل توصیف نیست. انگار دنیا دیگر تمام‌شده بود.

فکر می‌کردیم این اتفاقی است که در تمام نقاط کشور رخ‌داده، سپس به همراه شهروندی برای کمک رفتم و بعدازآن به تأسیسات شهرداری سرکشی کردم.

ادامه این روایت را اینجا بخوانید:

بم‌نامه ۱| انگار قیامت شده بود

آرزوهایمان برباد رفت

عباس اسماعیلی در سال ۸۲ و در زمان زلزله، رییس شورای شهر بم بوده است.

او می‌گوید که

ساعت ۵.۳۰ دقیقه روز جمعه پنجم دی‌ماه، زلزله بسیار شدیدی کرمان را لرزاند.

طی تماس‌های مکرر با بم متوجه شدیم خطوط تلفن قطع‌شده و کسی جوابگو نبود.

پس از چند ساعت تلویزیون اعلام کرد زلزله‌ای حوالی جازموریان رخ‌داده است.

بلافاصله به سمت بم حرکت کردم. در مسیر ماشین‌های زیادی در حال عبور بودند که بعضی از ماشین‌ها خاکی و له‌شده بودند.

آنچه هرگز فکرش را هم نمی‌کردم رخ‌داده بود.

حالا شهر با خاک یکسان شده و آرزوهایمان بربادرفته بود.

ادامه این روایت را اینجا بخوانید:

بم‌نامه ۲| نمی‌خواستند ارگ بازسازی شود

 

بم ویران شد

علی شفیعی، فرماندار وقت بم در زمان زلزله می‌گوید

الله‌اکبر، الله‌اکبر. آقای‌کریمی بم ویران شد. وای وای یاالله یا رسول‌الله.

در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود نداره.

آقای کریمی همه دستگاههای اجرایی رو به سمت بم گسیل کنید.

صدای من رو از یک تل خاک می‌شنوید. بم ویران شد.

این اولین تماس من با آقای کریمی استاندار وقت بم بود.

ادامه این روایت را اینجا بخوانید:

بم‌نامه ۴| صدای من را از یک تل خاک می‌شنوید

تاریکی مطلق

هادی شهسوار‌پور، فرماندار بم در حال حاضر درباره زلزله سال ۸۲ می‌گوید

ساعت حدود ۵ صبح روز جمعه پنجم دی‌ماه اولین تماس توسط خواهرم از بم گرفته شد مبنی بر اینکه زلزله‌ای در بم به وقوع پیوسته.

سریعاً به سمت بم حرکت کردیم.

متأسفانه با ترافیک بسیار گسترده روبرو شدیم و زمانی به بم رسیدیم شهر در تاریکی مطلق فرورفته بود.

در اولین فرصت طی تماسی با مدیریت بحران که بر عهده کریمی استاندار وقت بود برقرار کرده و جلسه کاری تنظیم و به هر شخصی وظایفی محول شد.

این روایت را اینجا بخوانید:

بم‌نامه ۳| بم خاموش شد

بم زنده است

رضا اشک، فرماندار پیشین بم و مدیرکل فعلی بازرسی استانداری کرمان هم در این باره یادداشتی نوشته.

این یادداشت را اینجا بخوانید:

روح بم هنوز رنجور است

لینک کوتاه مطلب : https://kermaneno.ir/?p=39200

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.