قرار بود در مسیر شهداد- نهبندان ایستگاهی راهاندازی شود که دادههای اقلیمی بیابان لوت را ثبت کند؛ اما اکنون درباره تحویل تجهیزات دو روایت متعارض وجود دارد و مجتمع کیلومتر ۷۵ نیز همچنان از حضور دائمی پلیس، هلالاحمر و اورژانس خالی است.
در کیلومتر ۷۵ جاده شهداد– نهبندان، جایی میان کلوتها و پهنه سوزان بیابان لوت، قرار بود دکلی برپا شود، حسگرها به کار بیفتند و دما، رطوبت، باد و دیگر متغیرهای جوی را لحظهبهلحظه ثبت کنند. قرار بود دادههایی از این نقطه به دست آید که نهتنها در بولتنهای هواشناسی کرمان، بلکه پس از طی مراحل فنی، در شبکههای معتبر هواشناسی نیز منتشر شود و قابلیت استناد داشته باشد. با گذشت ۱۵ ماه، هنوز نشانی از این ایستگاه نیست. ساختمان مجتمع بینراهی نیز همچنان بدون حضور دائمی پلیس، هلالاحمر و اورژانس مانده است.
ماجرا از سفر سحر تاجبخش، رئیس سازمان هواشناسی کشور، به استان کرمان در روزهای پایانی اردیبهشت ۱۴۰۴ آغاز شد. او از ایستگاههای زرند، رفسنجان، فرودگاه کرمان و شهداد بازدید کرد. خبرگزاری صداوسیما روز ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ گزارش داد که تاجبخش هنگام بازدید از شهداد، در دمای ۴۶ درجه، بر ضرورت راهاندازی ایستگاهی جدید در محدوده گندمبریان تأکید کرده است. در همان خبر آمده بود که سازمان هواشناسی «در صورت تأمین زیرساختهای لازم»، آمادگی استقرار یک ایستگاه خودکار را دارد.
عباس تقیزاده، فعال رسانهای و مدیرکل اسبق روابط عمومی استانداری کرمان، روایت کاملتری از آن سفر ارائه کرده است. به گفته او، در جریان سفر رئیس سازمان هواشناسی توافق شد ایستگاه در کیلومتر ۷۵ محور شهداد–نهبندان مستقر شود؛ همان محلی که مجتمع خدماتی جاده لوت در آن قرار دارد. تقیزاده میگوید تجهیزات مورد نیاز بعداً در اختیار ادارهکل هواشناسی استان کرمان قرار گرفت، اما نصب نشد. او این ادعا را روز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ در گفتوگو با ایسنا نیز مطرح کرد.
یک ایستگاه و دو روایت متفاوت
ادارهکل هواشناسی استان کرمان، اما ادعای تحویل تجهیزات را رد میکند. روابط عمومی این ادارهکل در پاسخ مکتوب به «کرماننو» اعلام کرده است: «تاکنون هیچگونه تجهیزاتی به ادارهکل هواشناسی کرمان تحویل نشده است.»
بنابراین، مسئله دیگر فقط تأخیر در نصب یک دستگاه نیست. اکنون درباره سرنوشت خود تجهیزات نیز دو روایت متعارض وجود دارد؛ یک طرف میگوید دستگاه تهیه و به کرمان تحویل شده است و طرف دیگر تأکید میکند هیچ تجهیزاتی دریافت نکرده است.
هواشناسی کرمان همچنین توضیح داده است که فرایند تأمین و انتقال تجهیزات، بهدلیل جنگ و تحریمها، هنوز کامل نشده و بخشی از تجهیزات تخصصی در مرحله تأمین و انتقال قرار دارد. براساس این پاسخ، استقرار ایستگاه در نقطهای بیابانی فقط به خرید حسگر و دستگاه محدود نمیشود. برق پایدار، محل مناسب، امنیت، پوشش مخابراتی و امکان انتقال برخط دادهها نیز باید فراهم باشد.
این ادارهکل یادآوری کرده است که پیشتر ایستگاهی در منطقه وجود داشت، اما پس از وقوع سیل، آسیبدیدن زیرساختها و بروز مشکلات امنیتی از مدار خارج شد و تجهیزات آن را نیز از محل انتقال دادند. هواشناسی کرمان زمان مشخصی برای راهاندازی دوباره ایستگاه اعلام نکرده است و میگوید پس از تأمین تجهیزات و زیرساختها، اطلاعرسانی رسمی میکند.
پاسخ هواشناسی بخشی از علت تأخیر را روشن میکند، اما پرسش اصلی درباره مسیر تصمیمگیری همچنان بیپاسخ است. اگر تجهیزات تحویل نشدهاند، ادعای تحویل دستگاه بر پایه کدام سند مطرح شده است؟ اگر تأمین تجهیزات هنوز نهایی نشده، در ۱۵ ماه گذشته چه میزان اعتبار به این طرح اختصاص یافته و کدام بخش از فرایند خرید انجام شده است؟ همچنین مشخص نیست کدام دستگاه مسئول تأمین برق، مخابرات، امنیت و زمین است و چه برنامه زمانبندیای برای تکمیل این زیرساختها وجود دارد.
خبر رسمی سفر تاجبخش نیز از «آمادگی سازمان در صورت تأمین زیرساختها» سخن میگفت، نه تحویل قطعی دستگاه. تاکنون هیچ صورتجلسه، سند تحویل تجهیزات یا برنامه زمانبندی رسمی در دسترس عموم قرار نگرفته است که بتوان براساس آن یکی از این دو روایت را تأیید کرد.
گرمترین پهنه، بدون دماسنج زمینی
بیابان لوت به ثبت دماهای بسیار بالای سطح زمین در دادههای ماهوارهای شهرت دارد. ارزیابی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت برای ثبت جهانی لوت، دمای ۷۰٫۷ درجه سطح زمین را در این پهنه ذکر کرده است. این عدد مربوط به دمای سطح زمین است و نباید آن را با دمای هوایی که ایستگاههای استاندارد هواشناسی اندازهگیری میکنند، یکسان دانست.
همین تفاوت، ضرورت ایجاد یک ایستگاه استاندارد زمینی در عمق منطقه را بیشتر میکند. دادههای ماهوارهای میتوانند گرمای سطح خاک را نشان دهند، اما سنجش استاندارد دمای هوا، رطوبت، فشار، سرعت و جهت باد و دیگر مؤلفههای جوی به تجهیزات زمینی نیاز دارد. استمرار اندازهگیری نیز مهم است. ارزش اقلیمی یک ایستگاه فقط به ثبت یک دمای استثنایی وابسته نیست، بلکه از مجموعهای از دادههای پیوسته، کنترلشده و قابل مقایسه در طول زمان به دست میآید.
بااینحال، راهاندازی فیزیکی ایستگاه بهتنهایی دادههای آن را «بینالمللی» نمیکند. ایستگاه باید مطابق ضوابط سازمان جهانی هواشناسی ثبت شود، شناسه WIGOS دریافت کند، مشخصات و فرادادههای آن در سامانه OSCAR/Surface قرار گیرد و دادهها از مسیر رسمی مبادله شوند. سازمان جهانی هواشناسی توضیح داده است که شناسه WIGOS برای ثبت ایستگاه و اطلاعات آن در پایگاه جهانی ایستگاههای مشاهدهای به کار میرود.
ازاینرو، مطالبه شهداد را باید دقیقتر از «نصب یک دستگاه» تعریف کرد. منطقه به ایستگاهی استاندارد، پایدار و متصل به ارتباط برخط نیاز دارد؛ ایستگاهی که دادههای آن کنترل کیفی شوند و امکان ورود به چرخه رسمی تبادل داده را داشته باشند. ایستگاهی که چند ماه کار کند و با نخستین سیل، سرقت یا قطع ارتباط از مدار خارج شود، خلأ دادههای اقلیمی لوت را پر نمیکند.
ادارهکل هواشناسی کرمان ادعای تحویل تجهیزات را رد میکند و میگوید تأمین دستگاهها هنوز نهایی نشده است؛ روایتی که با گفته فعالان محلی تعارض دارد و ضرورت انتشار اسناد و برنامه زمانبندی پروژه را نشان میدهد.
فاصله دماسنج تا قبض برق مردم
نبود داده دقیق فقط یک مسئله علمی نیست. سالهاست مردم شهداد خواستار تغییر طبقهبندی تعرفه برق منطقه از گرمسیر ۲ به گرمسیر یک هستند. تفاوت این دو طبقه در سقف الگوی مصرف میتواند هزینه برق خانوارها را بهشکل محسوسی تغییر دهد؛ بهویژه در منطقهای که استفاده طولانیمدت از وسایل سرمایشی انتخاب نیست و بخشی از نیاز روزمره زندگی به شمار میرود.
مدیرعامل شرکت توزیع برق شمال استان کرمان پیشتر گفته بود تعیین گروه گرمسیری براساس پارامترهای دمای هوا و دمای تر یا رطوبت انجام میشود. طبق توضیحات او، سقف الگوی مصرف ماهانه در گروه گرمسیر یک ۲۵۰۰ کیلوواتساعت و در گروه گرمسیر ۲ معادل ۱۵۰۰ کیلوواتساعت است. او در عین حال تأکید کرده بود که شهداد با مصوبه هیئت وزیران در گروه گرمسیر ۲ قرار گرفته است و تغییر گروه به بررسی شاخصها و تصمیمی جدید نیاز دارد.
راهاندازی ایستگاه جدید لزوماً و بهطور خودکار تعرفه برق شهداد را تغییر نمیدهد، اما میتواند مجموعهای از دادههای محلی، پیوسته و قابل دفاع را برای بررسی دوباره طبقهبندی منطقه فراهم کند. بدون چنین دادههایی، ممکن است ساکنان شهداد هر تابستان دمای نزدیک یا بالاتر از ۵۰ درجه را تجربه کنند، اما در مکاتبات رسمی همچنان با جدولهایی روبهرو شوند که تصویر دقیقی از زندگی در حاشیه لوت ارائه نمیکنند.
مجتمعی که پس از سیل خالی ماند
محل پیشنهادشده برای احداث ایستگاه، خود نشانهای از مسئلهای قدیمیتر است. مجتمع خدماتی کیلومتر ۷۵ محور شهداد- نهبندان پس از سیل اواخر اسفند ۱۳۹۷ و فروردین ۱۳۹۸ عملاً از نیروهای مستقر خالی شد. نیروی انتظامی محل را ترک کرد، پایگاه هلالاحمر به شهداد انتقال یافت و اورژانس بینجادهای نیز در آن نقطه باقی نماند.
به گفته تقیزاده، پس از تخلیه مجتمع، بخشهایی از تجهیزات آن به سرقت رفت و در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بیش از یک میلیارد تومان خسارت به مجموعه وارد شد. او همچنین از وجود مصوبه شورای تأمین برای استقرار نیروها و فعالشدن خدمات سخن گفته است، اما سند و تاریخ دقیق این مصوبه بهصورت عمومی منتشر نشده است.
آنچه اکنون بهطور رسمی تأیید شده، ادامه غیرفعالبودن پایگاه است. علیرضا پورحسینی، رئیس جمعیت هلالاحمر شهداد، اول تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد فعالیت دائمی پایگاه پس از خروج نیروی انتظامی متوقف شده است و امدادگران در صورت وقوع حادثه باید از شهداد به منطقه اعزام شوند. او گفت اگر نیروی انتظامی بهطور دائمی در مجتمع مستقر شود، هلالاحمر میتواند حداکثر ظرف ۲۴ ساعت پایگاه خود را دوباره فعال کند.
محور شهداد–نهبندان حدود ۲۹۳ کیلومتر طول دارد و در بخش بزرگی از آن، امکانات امدادی، درمانی، سوخترسانی، تعمیرگاهی و رفاهی وجود ندارد. کامیونهای حامل بار و سوخت، مسافران محلی و گردشگران لوت در این جاده رفتوآمد میکنند؛ اما هر خرابی، گرمازدگی، تصادف یا آتشسوزی میتواند آنها را برای مدتی طولانی در انتظار رسیدن نیروهای امدادی نگه دارد.در چنین شرایطی، کمبودهای کیلومتر ۷۵ به یکدیگر گره خوردهاند. هواشناسی میگوید بدون امنیت، برق و ارتباط مخابراتی نمیتوان ایستگاهی پایدار ایجاد کرد. هلالاحمر بازگشت خود را به استقرار نیروی انتظامی مشروط کرده است و اورژانس نیز در محل حضور دائمی ندارد. در نتیجه، هر دستگاه آغاز کار را به اقدام دستگاهی دیگر وابسته میداند و مجتمع همچنان خالی میماند.
هلالاحمر بازگشت به کیلومتر ۷۵ را مشروط به استقرار دائمی نیروی انتظامی کرده و هواشناسی نیز امنیت و ارتباط مخابراتی را پیششرط نصب ایستگاه میداند؛ وابستگیهایی که مجتمع شهداد–نهبندان را سالها خالی نگه داشتهاند.
وعدهای نیازمند متولی واحد
ایستگاه هواشناسی لوت فقط پروژهای فنی برای ثبت دما نیست. دادههای این ایستگاه میتوانند در صدور هشدارهای جوی، مطالعات تغییر اقلیم، برنامهریزی گردشگری، مدیریت تردد در شرایط حدی و مستندسازی مطالبه تغییر تعرفه برق به کار آیند. استقرار پلیس و نیروهای امدادی نیز فقط برای حفاظت از دستگاه ضرورت ندارد؛ جان رانندگان، گردشگران و ساکنان منطقه در میان است.
خروج این طرح از بلاتکلیفی به تصمیمی فراتر از حوزه اختیارات یک ادارهکل نیاز دارد. استانداری کرمان باید صورتجلسه تصمیمهای گرفتهشده، مسئولیت هر دستگاه، وضعیت واقعی تأمین تجهیزات و برنامه زمانبندی اجرای پروژه را منتشر کند. سازمان هواشناسی نیز باید بهروشنی توضیح دهد که ایستگاه به چه تجهیزاتی نیاز دارد، چه میزان اعتبار برای آن پیشبینی شده است و آیا برنامهای برای ثبت آن در شبکه رسمی تبادل داده وجود دارد. نیروی انتظامی، اورژانس و هلالاحمر نیز باید برنامه مشترک خود را برای بازگشت به مجتمع کیلومتر ۷۵ ارائه کنند.
در اقلیمی که گرمای شدید هر سال اثر مستقیمتری بر سلامت، معیشت و مصرف انرژی مردم میگذارد، ادامه کار با وعدههای شفاهی و مسئولیتهای پراکنده کافی نیست. کیلومتر ۷۵ جاده شهداد-نهبندان باید از نقطهای فراموششده به پایگاهی واقعی برای پایش اقلیم، تأمین امنیت جاده و امدادرسانی تبدیل شود؛ پیش از آنکه سیل، آتشسوزی، تصادف یا تابستان داغ دیگری، هزینه این تعلل را دوباره به مردم تحمیل کند.