سید محمد بهشتی در نشست «کرمان، شهر آینده» مطرح کرد:
با کمک بافت تاریخی میتوانیم ساز زندگی شهری امروز را کوک کنیم
سید محمد بهشتی گفت: بافت تاریخی، محصول روزگارِ “کوک بودن” ساز کرمانیها و شناسنامه تشخص شهر است. در دهههای اخیر، پیوند ما با سرمایه اصلیمان دچار اختلال شده و ساز هویتی ما از کوک خارج شده است. در و دیوار بافت تاریخی و میراث فرهنگی کرمان، سازهای کوکی هستند که میتوانیم با بهرهگیری از آنها، ساز زندگی امروزمان را کوک کنیم.»
تمایز میان «معاصر شدن» و «مدرن شدن»
به گزارش کرماننو سید محمد بهشتی در نشست تخصصی «کرمان شهر آینده» که به صورت ویدیو کنفرانس روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه برگزار شد، با تشبیه کرمان به یک موجود زنده و درختی تناور اظهار کرد: «اگر بخواهیم در آینده با درختی خرم، پربار و سرزنده مواجه باشیم، این امر موکول به دو مؤلفه است؛ نخست، اتصال پایدار به ریشه و تنه و دوم، انعطافپذیری در برابر متغیرها. اگر تنه و ریشه آسیب ببیند، شرایط هر چقدر هم مساعد باشد درخت خشک میشود؛ از سوی دیگر، اگر به ریشه بچسبیم اما در برابر نو شدن مقاومت کنیم، نشاط و خرمی حاصل نخواهد شد.»
وی افزود: «انعطاف در برابر متغیرها را میتوان “معاصر شدن” نامید. متأسفانه ما در ۱۵۰ سال اخیر معاصر شدن را با مدرن شدن اشتباه گرفتهایم. مدرن شدن در غرب، در واقع معاصر شدنِ خودِ غرب بود؛ اما ما نمیتوانیم به شیوه غرب مدرن شویم، زیرا ریشه و پیشینه اختصاصی خود را داریم و باید بر پایه تنه و ریشه خودمان معاصر شویم.»
«کرمانی بودن»؛ منبع اصلی و فراموششده توسعه
این کارشناس برجسته با انتقاد از رویکردهای رایج به مقوله توسعه تصریح کرد: «امروز وقتی از منابع توسعه سخن به میان میآید، صرفاً به مواردی چون نفت، گاز و معدن مس سرچشمه اشاره میشود؛ در حالی که آنچه به عنوان منبع بنیادین دیده نمیشود، “کرمان بودنِ کرمان” و “کرمانی بودنِ کرمانی” است. ما در دوران معاصر برای مدرن شدن صدمات زیادی به اصالت و ریشههای خود وارد کردهایم، به طوری که امروز تشخص شهرهایمان کمرنگ شده است.»
وی با ذکر مثالی تاریخی از ارزشآفرینی اقتصادی در کرمان گفت: «حاج سیاح روایت میکند که وقتی در اروپا بیپول شد، هزینه یک سال اقامتش تنها از محل فروش یک شال کرمان تأمین شد. این نشان میدهد که کرمان در گذشته میتوانست منسوجی تولید کند که ارزش کیمیاگرانه داشت؛ در حالی که امروز ثروت ما عمدتاً متکی بر یارانههای انرژی، آب، نفت و گاز است و ارزش جدی پایدار تولید نمیکنیم.»
بافت تاریخی؛ سازی کوک برای زندگی شهری امروز
بهشتی با رد نگاههای سطحی و صرفاً توریستی به بافت تاریخی تأکید کرد: «بافت تاریخی، محصول روزگارِ “کوک بودن” کرمانیها و شناسنامه تشخص شهر است. در دهههای اخیر، پیوند ما با سرمایه اصلیمان دچار اختلال شده و ساز هویتی ما از کوک خارج شده است. در و دیوار بافت تاریخی و میراث فرهنگی کرمان، سازهای کوکی هستند که میتوانیم با بهرهگیری از آنها، ساز زندگی امروزمان را کوک کنیم؛ یعنی اهل سرزمین خود شویم و به معنای واقعی معاصر شویم.»
گردشگری؛ ملاقات با میزبان نه صرفاً تماشای در و دیوار
وی درباره فلسفه جذب گردشگر بیان کرد: «گردشگر میهمانی است که برای ملاقات با خودِ “میزبان” به ایران و کرمان میآید، نه صرفاً برای استفاده از هتلهای پنجستاره یا مراکز خدماتی که در همه جای دنیا وجود دارد. شگفتی گردشگران خارجی در مواجهه با ایران، ناشی از ملاقات با انسان ایرانی و اصالت اوست و همین مواجهه میتواند تصویر واقعی و جذابی از کشور در سطح جهانی بسازد.»
بهشتی در پایان با هشدار نسبت به تداوم خامفروشی منابع و استعدادها خاطرنشان کرد: «با مدرنشدن کورکورانه، فقط منابع خود را میسوزانیم و در نهایت به تأمینکننده مواد اولیه و صادرکننده نیروی انسانی نخبه به عنوان ماده خام برای دیگران تبدیل میشویم. برای قرار گرفتن در ریل واقعی پیشرفت، نیازمند بازیابی شواهد هویتی و اصالت کرمان هستیم تا آیندهای درخشان برای این دیار رقم بخورد.»