فرمانده انتظامی استان؛


بازداشت زن سارق و پسر ۱۲ ساله‌اش در کرمان

0

فرمانده انتظامی استان کرمان از دستگیری زنی ۳۶ساله خبر داد که با جلب اعتماد بانوان مسن و انتقال آنها با خودرو، طلاهایشان را با تهدید سرقت می‌کرد.

به گزارش «کرمان‌نو»، سردار جلیل موقوفه‌ئی، فرمانده انتظامی استان کرمان، در جمع خبرنگاران با تشریح پرونده سرقت طلاجات بانوان مسن گفت: زنی حدوداً ۳۶ساله به همراه پسربچه ۱۲ساله‌اش با پرسه‌زنی در شهر و هم‌صحبت شدن با بانوان مسن، اعتماد آنها را جلب و به بهانه رساندنشان به مقصد، آنها را سوار خودرو می‌کرد.

وی ادامه داد: این زن پس از طی مسافتی، مسیر خود را تغییر می‌داد و با استفاده از سلاح کلت پلاستیکی و چاقو، بانوان را تهدید و طلاهای آنها را سرقت می‌کرد.

موقوفه‌ئی با اشاره به وجود آثار ضرب‌وشتم متعدد روی بدن یکی از مال‌باختگان اظهار کرد: با تلاش مأموران فرماندهی انتظامی شهرستان کرمان و کلانتری ۲۳، این سارق در کمتر از سه تا چهار روز در حاشیه شهر کرمان شناسایی و دستگیر شد.

 شناسایی سه مال‌باخته

فرمانده انتظامی استان کرمان از مال‌باختگان احتمالی این پرونده خواست به کلانتری یا پلیس آگاهی مراجعه کنند و افزود: تاکنون سه مال‌باخته شناسایی شده‌اند و بررسی‌ها در شهرستان‌ها و استان‌های هم‌جوار برای شناسایی دیگر افراد احتمالی ادامه دارد.

وی با بیان اینکه یکی از مال‌باختگان، بانوی مسنی با ۲۴ النگو در دست بوده است، تأکید کرد: «خانم‌ها باید در همراه داشتن طلا مراقبت کرده و سوار هر خودرویی نشوند.»

موقوفه‌ئی در پایان گفت: «ما همواره به شهروندان توصیه داریم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و در سوار شدن به خودروهای عبوری خیلی مراقبت کنند.»

روایت مال‌باختگان

یکی از مال‌باختگان در جمع خبرنگاران گفت: «در پارک نشسته بودم که این خانم آمد و سر صحبت با من را باز کرد و در ادامه به بهانه رساندن من به منزل، سوار خودرویش شدم و مدتی در خیابان و کوچه‌ها معطل کرد و بعد با تهدید، دهنم را چسب زد و النگوهایم را چید.»

مال‌باخته دیگری نیز درباره شگرد این زن گفت: «زن سارق در خیابان از من پرسید جایی هست که سبزی پاک کنند؟ من سوار ماشینش شدم تا آدرس را نشانش بدهم که بعد از طی مسافتی، به بهانه باز کردن درب ماشین، آمد و نشست کنارم و پسرش پشت فرمان نشست. بعد زن سارق با اسلحه من را تهدید کرد و گفت اگر جانت را می‌خواهی، النگوهایت را بده و بعد حدود دو ساعت من را در خیابان چرخاند و یک گوشه پیاده کرد و رفت.»

 

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.