۶۰۰ هزار مترمربع پیاده‌روسازی؛ آیا کرمان واقعاً پیاده‌مدارتر شده است؟

0

امروز خبرگزاری ایسنا در گفت‌وگویی با محسن تویسرکانی، شهردار کرمان، گزارشی منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: «تویسرکانی یکی از محورهای اصلی اقدامات شهرداری را توسعه زیرساخت‌های پیاده‌محور اعلام کرد و گفت: تاکنون حدود ۶۰۰ هزار مترمربع پیاده‌روسازی در شهر کرمان اجرا شده و روند آسفالت معابر نیز با شتاب بیشتری در حال انجام است.»

عدد ۶۰۰ هزار مترمربع، به خودی خود عدد قابل توجهی است. البته شهردار در این اظهارنظر مشخص نکرده این میزان پیاده‌روسازی دقیقاً در چه بازه زمانی و در چه پروژه‌هایی اجرا شده است و راستی‌آزمایی آن نیازمند دسترسی به فهرست پروژه‌ها، قراردادها و صورت‌وضعیت‌های شهرداری است.

برای ملموس شدن این عدد، اگر فرض کنیم عرض متوسط پیاده‌روها سه متر بوده، ۶۰۰ هزار مترمربع معادل حدود ۲۰۰ کیلومتر طول پیاده‌رو خواهد بود.

اما مسئله اصلی این گزارش، نه تأیید یا رد این عدد، بلکه یک سؤال مهم‌تر است:

آیا ساخت ۶۰۰ هزار مترمربع پیاده‌رو به معنای توسعه پیاده‌مداری در شهر کرمان است؟

به نظر می‌رسد اینجا باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد؛ «پیاده‌روسازی» و «پیاده‌مداری».

پیاده‌روسازی یک اقدام عمرانی است؛ یعنی ساخت، بهسازی یا کف‌سازی فضایی برای عبور عابران.

به گزارش کرمان‌نو پیاده‌مداری یک ویژگی در ساختار و شبکه شهری است؛ یعنی شهر تا چه اندازه امکان حرکت ایمن، پیوسته، راحت و قابل دسترس با پای پیاده را برای شهروندان فراهم کرده است.

بنابراین، انجام اولی لزوماً به معنای تحقق دومی نیست.

برای درک بهتر این موضوع، کافی است به برخی پیاده‌روهای تازه‌ساخت شهر کرمان نگاه کنیم.

[اینجا تصویر بلوار شهید سلیمانی و نمونه موردنظر نمایش داده شود؛ صدای گزارشگر روی تصاویر قرار بگیرد.]

ممکن است پیاده‌رو ساخته شده باشد، اما اگر مسیر آن در نقطه‌ای قطع شود، عابر برای ادامه مسیر مجبور به ورود به سواره‌رو شود یا برای عبور از عرض خیابان با یک مسیر ناایمن مواجه باشد، نمی‌توان صرفاً با استناد به موزاییک و کف‌سازی، از ایجاد یک مسیر پیاده ایمن و پیوسته صحبت کرد.

پس چه چیزی واقعاً پیاده‌مداری را می‌سنجد؟

اول؛ پیوستگی مسیر.

آیا پیاده‌روها به یکدیگر متصل‌اند یا مسیر عابر مرتب با خیابان، پارکینگ، جدول، ورودی ساختمان‌ها و سایر موانع قطع می‌شود؟

دوم؛ ایمنی تقاطع‌ها.

ممکن است یک کیلومتر پیاده‌رو با کیفیت ساخته شده باشد، اما عابر برای رسیدن به ادامه مسیر مجبور شود از یک تقاطع خطرناک عبور کند. در این شرایط، پیاده‌رو ساخته شده، اما الزاماً یک مسیر پیاده ایمن ایجاد نشده است.

سوم؛ امکان ایمن عبور از عرض خیابان.

خط‌کشی عابر، چراغ عابر، گذرگاه همسطح، جزیره میانی، رمپ و زمان اختصاص‌یافته به عابر در چراغ‌های راهنمایی، بخشی از زیرساخت پیاده‌مدار هستند.

چهارم؛ دسترسی برای افراد کم‌توان.

پیاده‌مداری فقط به معنای امکان حرکت یک فرد سالم نیست. شیب و کیفیت رمپ‌ها، اختلاف سطح، موانع و عرض مفید مسیر باید به گونه‌ای باشد که افراد دارای معلولیت و سالمندان نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

پنجم؛ موانع داخل پیاده‌رو.

پارک خودرو و موتورسیکلت، تابلوها، تیرهای برق، درختان، دکه‌ها و حتی پله ورودی بعضی ساختمان‌ها می‌توانند عرض واقعی قابل استفاده برای عابر را کاهش دهند.

دیگر چه خبر؟

و ششم؛ اتصال پیاده‌رو به مقصدهای شهری.

یک مسیر پیاده زمانی می‌تواند در جابه‌جایی شهری مؤثر باشد که شهروند را به مقصد برساند؛ از ایستگاه اتوبوس و مدرسه گرفته تا بازار، مراکز تجاری، اداری، پارک‌ها و سایر نقاط پرتردد.

در واقع سؤال اصلی این نیست که «چند مترمربع پیاده‌رو ساخته شده؟»

سؤال این است که این پیاده‌روها چه میزان از شبکه جابه‌جایی شهری را برای عابران قابل استفاده‌تر، ایمن‌تر و پیوسته‌تر کرده‌اند؟

این موضوع وقتی جدی‌تر می‌شود که پای ایمنی عابران پیاده به میان می‌آید.

در شهر کرمان، در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۳۰ نفر در تصادفات درون‌شهری جان خود را از دست داده‌اند و بنا بر آماری که در اختیار داریم، نزدیک به نیمی از این جان‌باختگان عابران پیاده بوده‌اند.

این آمار به تنهایی ثابت نمی‌کند که علت مرگ این افراد، ضعف پیاده‌روسازی بوده است؛ چرا که تصادفات عابرپیاده عوامل مختلفی دارند.

اما قطعاً یک سؤال جدی درباره میزان موفقیت سیاست‌های پیاده‌مدار در شهر ایجاد می‌کند:

اگر توسعه زیرساخت‌های پیاده‌محور یکی از محورهای اصلی اقدامات مدیریت شهری است، ایمنی عابرپیاده در شبکه شهری کرمان تا چه اندازه بهبود پیدا کرده است؟

از سوی دیگر، در اظهارات قبلی شهردار نیز ارقام دیگری درباره پیاده‌روسازی مطرح شده است. مردادماه سال ۱۴۰۴، تویسرکانی از عبور میزان پیاده‌روسازی از ۲۰۰ هزار مترمربع خبر داده بود. اکنون این رقم به حدود ۶۰۰ هزار مترمربع رسیده است. 

بنابراین، علاوه بر اینکه باید مشخص شود این ۶۰۰ هزار مترمربع دقیقاً در چه پروژه‌هایی اجرا شده، می‌توان پرسید در همین بازه زمانی چه تغییری در شاخص‌های ایمنی و دسترسی عابران اتفاق افتاده است.

مسئله دیگر، تفاوت میان «پیاده‌روی تفریحی» و «پیاده‌روی به عنوان شیوه جابه‌جایی شهری» است.

ساخت مسیرهایی که شهروندان برای پیاده‌روی تفریحی از آنها استفاده می‌کنند، می‌تواند بخشی ارزشمند از فضای شهری باشد؛ اما نمی‌توان این کارکرد را با ایجاد یک شبکه پیاده برای سفرهای روزمره یکی دانست.

پیاده‌مداری زمانی معنا پیدا می‌کند که شهروند بتواند برای رفتن از یک مبدأ به مقصد، بدون نیاز به خودروی شخصی، مسیری پیوسته، ایمن و قابل دسترس داشته باشد.

بنابراین، درباره عدد ۶۰۰ هزار مترمربع شاید سؤال اصلی این نباشد که «آیا این میزان پیاده‌روسازی انجام شده یا نه؟»

سؤال مهم‌تر این است:

این ۶۰۰ هزار مترمربع چقدر به پیاده‌شدن شهر کرمان کمک کرده است؟

چند کیلومتر مسیر پیوسته برای عابران ایجاد شده؟

چند تقاطع برای عبور ایمن عابر اصلاح شده؟

چند مسیر به حمل‌ونقل عمومی متصل شده؟

چه میزان از مسیرها برای سالمندان و افراد دارای معلولیت قابل استفاده است؟

و مهم‌تر از همه، آیا در کنار افزایش متراژ پیاده‌روسازی، شهر کرمان برای عابران پیاده نیز ایمن‌تر شده است؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن باشد، آن وقت می‌توان درباره میزان موفقیت سیاست پیاده‌مداری در شهر کرمان قضاوت دقیق‌تری داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.