به بهانهٔ فرا رسیدن روز معلم


هدیه روز معلم بهانه‌ای برای فخرفروشی

0

به قلم
سمیرا سرچمی

دوازدهم اردیبهشت در تقویم رسمی ایران به نام روز معلم نام‌گذاری شده است. روزی که چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن به اردیبهشت پیوند خورده است.

روز معلم مانند بسیاری از مناسبت‌های دیگر، روزی‌ست برای قدردانی. قدردانی از کسی که از الف الفبا تا ی پایانی برای با سواد شدن را مدیونش هستیم.

تا اینجای یادداشت از روزی صحبت کردیم که قرار است دانش‌آموز برای ابراز احترام و علاقه‌ای که به آموزگارش دارد هدیه‌ای با سلیقهٔ خودش انتخاب کند و به آموزگارش بدهد و ذوق بزند از اینکه بزرگ شده و می‌تواند کادو بخرد.

اما این روند طبیعی سال‌هاست که متوقف شده و ریش و قیچی بزرگداشت معلم را والدین با آب‌وتاب فراوان و هزینهٔ گزاف برعهده گرفته‌اند. دانش‌آموز از روز معلم بی‌خبر است و فقط به جشن با شکوهی دعوت می‌شود که مادران در یک گروه کلاسی تدارک دیده‌اند! مدیر و معاون و دست‌اندرکاران مدرسه از ابتدای مهر تأکید می‌کنند که گروه خصوصی به جز گروه‌های مربوط به کلاس و مدرسه در شبکه اجتماعی توسط والدین ساخته نشود؛ زیرا اخبار مربوط به تکالیف و امتحانات و… در همان گروه مدرسه منتشر می‌شود.

اما این قانون را بسیاری از والدین دور می‌زنند و گروهی تشکیل می‌دهند از تمام والدین، بیشتر مادران. مناسبت‌های مختلف از راه می‌رسد و خوب نیست که به‌سادگی برگزار شوند. از جشن اسم گرفته تا شب یلدا و حالا روز معلم. روز معلم حسابش از بقیه روزها جداست؛زیرا تعداد کلاس‌های هر پایه بین سه تا چهار کلاس است و همین موضوع رقابت را برای خرید کادوی چشمگیر و گران، بیشتر می‌کند.

دو هفته قبل از رسیدن به‌روز سرنوشت‌ساز معلم بازار هم‌اندیشی در گروه‌های مجازی کلاس‌ها آغاز می‌شود. گزینه‌ی اصلی پیشنهادی سی و دو تا سی و سه مادر برای خرید هدیه، چیزی به جز طلا نیست فقط آن‌چه پیشنهاد را از دیگری متمایز می‌کند، میزان گرم طلاست! هر چه گرم بالاتر، چشم پدر مادرهای کلاس بغلی را بیشتر کور می‌کند. نفری دو میلیون تا چهار میلیون قیمتی‌ست که اعضای گروه در مورد آن به اجماع رسیده‌اند و قرار می‌شود به حساب ادمین واریز شود تا برود بازار طلا. اما امان از وقتی که خبر کادویی که قرار است دانش‌آموزان فلان کلاس برای فلان معلم بخرند به بیرون درز شود، آن وقت ادمین یک یا دو میلیون مبلغ را بالا می‌برد.

ماراتن روز معلم با یک رقابت سنگین آغاز شده و به نظر می‌رسد که قرار است بچه‌ها به همراه والدین به مدرسه بروند و هدیه را تقدیم کنند. اما زهی خیالِ باطل! طلا را که خریدند برنامه‌ریزی برای برگزاری یک مراسم باشکوه در جایی بیرون از مدرسه آغاز می‌شود.

پیشنهادهای جدید روی میز قرار می‌گیرند. میز تشریفات، ساندویچ سردوگرم، شیرینی ریخت‌وپاش دارد پس کیک سفارش می‌دهیم با عکس خانم معلم روی آن! میوه دردسر دارد، اگر دسر سفارش بدهیم باکلاس‌تر است. نوشیدنی یک مدل نوشابه کم است، دلستر هم می‌گیریم.

دسته‌گل رز آبی برای پسرها و صورتی برای دخترها هم سفارش داده می‌شود به گل‌فروشی برای دیزاین ورود معلم! زمانی که این برنامه‌ریزی پر استرس را در گروه می‌خواندم، برگشتم به دهه‌ی هفتاد و کادوهایی که بچه‌ها با شوق‌وذوق برای معلم می‌بردند.

کادو به دست وارد کلاس می‌شدند و آن روز آموزگار حتی کادوها را باز نمی‌کرد که وقت کلاس را بگیرد و یا کادوها دلیلی شود برای مقایسه‌کردن بچه‌ها با هم. هدایا کتاب داستان، ساعت‌دیواری، شش بشقاب غذاخوری و….بود و مهم‌تر این‌که آموزگار و دانش‌آموز در جایگاه درستشان.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.