نیما جهان‌بین، معمار؛


گاهی بزرگ‌ترین خدمت به شهر، هیچ‌کاری نکردن است/افزایش پارکینگ و سطح عبور خودرو در معابر، ترافیک را حل نمی‌کند/مديران شهری شجاعت پذیرش اشتباه و بازگشت از تصمیم را داشته باشند

0

نیما جهان‌بین، استاد معماری دانشگاه کرمان، با انتقاد از تغییرات ترافیکی در محور ابوحامد، میدان بسیج و محدوده پاسداران، این مداخله را حاصل نگاهی تک‌بُعدی و خودرومحور دانست و تأکید کرد چنین اقداماتی نه‌تنها مسائل شهر را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند به منظر شهری، خاطره جمعی و پیوند شهروندان با شهر آسیب بزند.
جهان‌بین می‌گوید: ما هنوز نتوانسته‌ایم این تفکر قدیمی را کنار بگذاریم که اگر تقاضای عبور از یک خیابان زیاد باشد، افزایش عرض خیابان نه‌تنها کمکی به عبور و مرور نمی‌کند، بلکه بر مشکلات آن نیز می‌افزاید.
او به رویکردهای جدید جهانی اشاره کرد و گفت: تفکر افزایش عرض خیابان برای کنترل ترافیک در دنیا با نگاهی کاملاً معکوس جایگزین شده است؛ نگاهی که با عنوان “رژیم خیابان” (Road Diet) شناخته می‌شود.

به گزارش «کرمان‌نو»، نیما جهان‌بین، استاد معماری دانشگاه کرمان، درباره تغییرات ترافیکی اخیر در محور ابوحامد، موسوم به شهید کامیاب فعلی، تا میدان بسیج و در ادامه به سمت شهرداری، استانداری و محدوده خیابان پاسداران، ابتدا به تشریح تصویری از منطق احتمالی این طرح پرداخت.

او گفت: «به نظر می‌رسد پیشنهاددهندگان این طرح، با نگاهی از منظر ترافیک، با توجه به تقاضای ترافیک عبوری در محور ابوحامد، به‌ویژه به دلیل حضور بیمارستان مهرگان، که هم ترافیک عبوری و هم ترافیک ساکن در این محدوده را به مسئله‌ای جدی تبدیل کرده است، از یک سو، و از سوی دیگر با توجه به تقاضای سفر به سمت شهرداری و استانداری و وضعیت ترافیکی ایجادشده در تقاطع خیابان پاسداران با خیابان خورشید، یا شهید رجایی فعلی، که تقاطعی پرتردد است و گاهی ترافیک ساکن پشت چراغ قرمز در آن صف‌های طولانی تشکیل می‌دهد، به این نتیجه رسیده‌اند که یک فلکه، یا به تعبیر من، یک میدان فرضی را در این محدوده شکل دهند.»

جهان‌بین ادامه داد: «به این معنا که تصور کنیم یک فلکه بزرگ در این بخش از شهر ایجاد شده که گردش در آن به‌صورت یک‌طرفه است؛ همان‌گونه که در فلکه‌هایی مانند میدان آزادی یا میدان مشهد مشاهده می‌کنیم. در این الگو، عبور از خیابان ابوحامد به‌صورت یک‌طرفه انجام می‌شود؛ یک سمت آن به طرف شهرداری و استانداری، از میدان بسیج به سمت میدان شورا، و سمت دیگر آن نیز خیابان موسوم به پاسداران خواهد بود.»

او افزود: «این‌که در واقع، در دو سوی این فلکه فرضی بزرگ، همان‌گونه که همواره در اطراف فلکه‌ها دیده می‌شود، ترافیک را یک‌طرفه کرده‌اند، در حقیقت ترافیک عبوری را با هدف افزایش خطوط عبوری و با این تصور که افزایش تعداد خطوط عبور، یا به بیان ساده‌تر افزایش عرض معبری که ترافیک در آن جریان دارد، به تسهیل عبور و مرور کمک می‌کند، انجام شده است.»

این استاد معماری دانشگاه کرمان با بیان اینکه قصد ندارد از منظر تخصصی ترافیک به موضوع بپردازد، گفت تمرکز او بر «نگاه شهرگرایانه یا شهراندیشانه» به این مداخله است. او تصریح کرد: «ما متأسفانه هنوز در شهر کرمان نتوانسته‌ایم از این نگاه دست برداریم که با یک رویکرد تک‌بُعدی، آن هم صرفاً ترافیکی، و حتی از منظری که بیش از هر چیز خودرومحور است، به مسائل شهر پاسخ بدهیم.»

او با تأکید بر اینکه شهر دارای ابعاد گوناگون است، گفت: «هر نوع مداخله در آن اقتضا می‌کند که با در نظر گرفتن همه این ابعاد، درباره آن مسئله تصمیم‌گیری و فکر کنیم.» جهان‌بین افزود: «در این نگاه، ما هنوز نتوانسته‌ایم این تفکر قدیمی را کنار بگذاریم که اگر تقاضای عبور از یک خیابان زیاد باشد، افزایش عرض خیابان به حل مسئله کمک می‌کند؛ در حالی که نه‌تنها کمکی به عبور و مرور نمی‌کند، بلکه بر مشکلات آن نیز می‌افزاید.»

او سپس به رویکردهای جدید جهانی اشاره کرد و گفت: «این همان تفکری است که سال‌هاست در دنیا با نگاهی کاملاً معکوس جایگزین شده است؛ نگاهی که با عنوان “رژیم خیابان” (Road Diet) و حتی “رژیم شدید خیابان” (Super Road Diet) شناخته می‌شود. بر اساس این رویکرد، باید معابر شهری پرتردد را دچار نوعی رژیم لاغری کرد؛ یعنی عرض آن‌ها را کاهش داد و فضای آزادشده از کاهش عرض معابر را به سایر شیوه‌های جابه‌جایی، به‌ویژه حرکت پیاده، اختصاص داد.»

جهان‌بین در بخش دیگری از سخنانش درباره پارکینگ نیز اظهار کرد: «در جاهایی که تقاضای ترافیک ساکن، یعنی حجم خودروهای پارک‌شده یا نیاز به پارک خودرو، زیاد است، افزایش پهنه‌های پارکینگ نیز کمکی به حل مسئله نمی‌کند؛ چرا که افزایش ظرفیت پارکینگ، در واقع دعوت از خودروهای بیشتر برای ورود به همان محدوده‌ای است که با مشکل مواجه است.» او افزود: «اگر می‌خواهیم در محدوده‌ای که با چنین تقاضایی مواجه است، یعنی جایی که تمایل به توقف و پارک خودرو بالاست، مسئله را حل کنیم، باید پهنه‌های پارکینگ را در حلقه پیرامونی آن محدوده گسترش دهیم و ورود به بخش‌های پرتردد را با شیوه‌های دیگر جابه‌جایی، به جای استفاده از خودروی شخصی، آن هم خودروی تک‌سرنشین یا کم‌سرنشین، جایگزین کنیم.»

نقد مدیریت سخت‌افزاری و مداخلات نازل

او در ادامه گفت: «یک بار باور کنیم بخش عمده‌ای از مسائل ترافیکی ما بر دوش همین مدیریت صرفاً سخت‌افزاری، یا تفکر صرفاً سخت‌افزاری در مدیریت این حوزه قرار دارد. ما به‌طور جدی به مدیریت نرم‌افزاری، آموزش شهروندی، تغییر رفتارهای حرکتی و قانون‌مند شدن رفتارهای ترافیکی شهروندان نیاز داریم و باید به این حوزه‌ها توجه کرده و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم.»

جهان‌بین سپس از منظر شهرسازانه به موضوع پرداخت و گفت: «مسئله‌ای که در اینجا وجود دارد این است که این نگاه تک‌بُعدی به موضوع، موجب فراموش شدن این واقعیت شده که شهر دارای مؤلفه‌های دیگری نیز هست؛ مؤلفه‌هایی که حتی از مؤلفه صرفاً کارکردی اهمیت بیشتری دارند. شبکه معابر، تنها بخشی از مؤلفه کارکردی و کالبدی شهر است.»

او افزود: «شهر دارای مؤلفه‌ای بسیار مهم به نام “مؤلفه ادراکی” نیز هست؛ مؤلفه‌ای که به ذهنیت شهروندان از شهر بازمی‌گردد. این مؤلفه شاخص‌هایی را در درون خود دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، نقشه ذهنی شهروندان است.»

این استاد دانشگاه تأکید کرد: «رفتاری که ما هنگام مواجهه با مسائل شهر انجام می‌دهیم، از این واقعیت غافل است که اگر بخواهیم مسئله‌ای را اصلاح کنیم، صرفاً با پرداختن به یک بُعد از آن نمی‌توانیم به پاسخ برسیم. باید به بُعد ادراکی توجه کنیم، باید به بُعد بصری توجه کنیم و مؤلفه‌های مختلف شهر، به‌ویژه مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی را به‌طور جدی در نظر بگیریم.»

جهان‌بین با انتقاد از نحوه اجرای این‌گونه طرح‌ها گفت: «شگفت آن‌که حتی در همین نگاه تک‌بُعدی نیز، مداخله ما از نازل‌ترین نوع مداخله است؛ گویی هیچ توانایی برای حل ریشه‌ای مسائل نداریم و صرفاً می‌خواهیم در حد امکانات محدود خود، آن هم از طریق نوعی مداخله که من نام آن را “دستکاری و دست‌اندازی در وضعیت موجود” می‌گذارم، به سراغ مسئله برویم.»

او ادامه داد: «نتیجه آن این است که اندام‌های شهری را به اندام‌هایی ناقص و زشت تبدیل می‌کند.» به گفته او، «چگونه می‌توانیم خیابانی را که در میانه آن رفیوژ قرار دارد و این رفیوژ به معنای تفکیک ترافیک در دو جهت است، به‌گونه‌ای تغییر دهیم که شهروند با ورود به آن، ناگهان ببیند در هر دو سوی این رفیوژ، خودروها در یک جهت حرکت می‌کنند؟»

جهان‌بین همچنین گفت: «چگونه ممکن است شهروندی که سال‌ها عادت ذهنی داشته از یک خیابان وارد خیابان دیگری شود، حالا ما با چیدن چند مانع، ناگهان این رفتار را حذف کنیم و او را وادار کنیم از مسیر دیگری حرکت کند؟»

گسست خاطره شهری و لزوم بازنگری

او با اشاره به پیامدهای اجتماعی و ذهنی این مداخلات افزود: «ما با این دستکاری مداومِ ذهنیت شهروندان و با این دستکاری پیوسته خاطره‌های آنان، در واقع پیوند شهروند با شهر را قطع می‌کنیم. وقتی شهروند مدام ببیند که تصاویر ذهنی‌اش مورد دست‌اندازی قرار گرفته، خاطره‌هایش از بین رفته، عادت‌هایش در شهر دچار اختلال شده و رفتارهای آشنای او حذف شده‌اند، طبیعی است که دلبستگی خود را به شهر از دست می‌دهد و تمایلش به مشارکت و نقش‌آفرینی در شهر نیز کاهش پیدا می‌کند.»

این استاد معماری دانشگاه کرمان در ادامه اظهار کرد: «گاهی بزرگ‌ترین کاری که می‌توان برای شهر انجام داد، هیچ کاری نکردن است.» او افزود: «چرا ما فکر می‌کنیم که هر لحظه باید کاری در شهر انجام دهیم؟ چرا باید مدام گوشه‌ای را جدول‌گذاری کنیم، گوشه‌ای را نقاشی کنیم، در جایی المان شهری نصب کنیم یا بخشی از شهر را نسبت به شکل قبلی‌اش دچار تغییر کنیم؟»

جهان‌بین با تأکید بر اینکه شهر موجودی زنده و پویاست، گفت: «این تصور که باید دائماً در وضعیت موجود شهر دست ببریم، به این معنا نیست که ما مخالف مداخله یا مخالف تغییر در شهر هستیم. خیر، قطعاً شهر، به‌عنوان یک موجود زنده و پویا، نیازمند آن است که متناسب با نیازهای جدید زمان، تغییراتی را از خود نشان دهد.»

او اضافه کرد: «باید بپذیریم که شهر، شکل درست خود را نه صرفاً بر اساس نگاه شهرسازی، بلکه بر پایه نگاه توسعه شهری باز خواهد یافت؛ آن هم به‌وسیله نقش‌آفرینان اصلی این عرصه و بازیگران واقعی این ساحت.»

جهان‌بین در پایان، این‌گونه اقدامات را «رفتاری مردود» توصیف کرد و گفت: «بهتر است شجاعت این را داشته باشیم که وقتی اقدامی انجام می‌دهیم و در عمل نیز مشخص می‌شود که آن اقدام بازدهی لازم را ندارد، با عذرخواهی از شهروندان، نشان دهیم که مدیران صادقی برای شهر هستیم، متخصصان صادقی برای شهر هستیم و با شهروندان خود از سر رودربایستی یا احیاناً پنهان‌کاری برخورد نمی‌کنیم.»

او تأکید کرد: «باید به اشتباه بودن یک اقدام اقرار کنیم، آن را پس بگیریم و مطمئن باشیم که شهروندان نیز از بازگشت شهر به شکل پیشین خود خوشحال و خرسند خواهند شد. همچنین از اینکه مدیرانی شجاع دارند که حتی اگر اقدام نادرستی انجام دهند ــ هرچند باید از اساس از چنین اقدامات نادرستی پرهیز کنیم ــ در صورت وقوع، توانایی و جرأت بازاندیشی و اصلاح آن را دارند، استقبال خواهند کرد.»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.