به‌جای امحا، کارخانه بسازیم

0

یادداشتی از سمیه خدیشی

داستانی که هر چند سال یک‌بار تکرار می‌شود، محصولی روی دست کشاورز می‌ماند، قیمت سقوط می‌کند، برداشت دیگر صرفه اقتصادی ندارد و در همان مزرعه رها می‌شود. چند هفته بعد، دولت وارد میدان می‌شود، محصول را با خرید تضمینی جمع‌آوری می‌کند، کشاورز به ضرر حداقلی راضی می‌شود دولت هم علاوه بر بودجه‌ای که صرف خرید می‌کند هزینه حمل و نگهداری می‌دهد و در نهایت برای بخشی از همان محصول که بازاری برایش پیدا نشده، هزینه امحا را متحمل می‌شود. همه بازیگران از پایان این داستان اطلاع دارند؛ اما این قصه بارها تکرار می‌شود.
جنوب کرمان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این چرخه است. منطقه‌ای با عنوان قطب کشاورزی که با تولید محصولات خارج از فصل مانند سیب‌زمینی و پیاز بازار ایران را از کمبود نجات داده و بارها در روزهای سخت، امنیت غذایی کشور را حفظ کرده است. اما همین منطقه، سال‌هاست با یک پرسش بی‌پاسخ روبه‌رو است، چرا باوجود این حجم تولید، هنوز از کمبود صنایع فراوری رنج می‌برد؟

ماه قبل در نشست برنامه‌ریزی الگوی کشت محصولات جنوب کرمان، مدیران ملی و استانی بار دیگر دور یک میز نشستند تا درباره میزان کشت محصولات در سال زراعی آینده تصمیم بگیرند. این جلسات سال‌هاست برگزار می‌شوند، جدول‌ها ارائه می‌شود، اعداد و ارقام اعلام می‌شود و از کشاورزان خواسته می‌شود مطابق الگوی کشت عمل کنند. اما واقعیت مزرعه، همیشه از اتاق جلسه پیچیده‌تر است.

کشاورز، زمانی که بذر را در خاک می‌گذارد، بیش از آنکه از روی بخشنامه‌ها تصمیم بگیرد، به بازار فکر می‌کند. به محصولی که سال گذشته سود بیشتری داشته، به حرف همسایه، به تجربه سال‌های قبل و گاهی هم فقط به شانس. نتیجه آن می‌شود که یک سال پیاز فراوان تولید می‌شود، سال بعد سیب‌زمینی و سالی دیگر محصولی دیگر. بازاری که ظرفیت این حجم تولید را ندارد، قیمت‌ها فرومی‌ریزد و دوباره همان چرخه و قصه تکرار می‌شود.

دیگر چه خبر؟

در نشست امسال رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان موضوعی را مطرح کرد که به‌قدری دردناک بود که نمی‌توان از کنار آن ساده گذشت. ارزش آن را داشت که مدیران بالادستی حاضر دستور اصلی جلسه را کنار بگذارند و فقط به آن بپردازند.فرود سالاری با ذکر عدد و رقم اعلام کرد هزینه‌ای که دولت برای خرید تضمینی، انبارداری و در نهایت امحای محصولات مازاد پرداخت می‌کند، از سرمایه موردنیاز برای ایجاد کارخانه‌های فرآوری بسیار بیشتر است. 

برآورد رئیس سازمان جهاد کشاورزی پرسشی جدی پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد، چرا هر چند سال یک‌بار منابعی که برای مدیریت بحران مازاد تولید صرف می‌شود، به سرمایه‌گذاری برای جلوگیری از شکل‌گیری چندباره همان بحران اختصاص پیدا نمی‌کند؟

سال‌هاست درباره الگوی کشت صحبت می‌کنیم، اما الگوی کشت، بدون وجود بازار، صنایع تبدیلی، و صادرات پایدار نمی‌تواند همه چالش را حل کند. نمی‌توان از کشاورز انتظار داشت تنها بر اساس توصیه‌های اداری تصمیم بگیرد، وقتی سود و زیان او را بازار تعیین می‌کند. کارخانه‌ای که امروز ساخته شود، فقط محصول امسال را نجات نمی‌دهد، اشتغال پایدار و صادرات را به دنبال دارد که از هدررفت منابع جلوگیری می‌کند.

شاید مهم‌ترین پرسش بخش کشاورزی این نباشد که چه بکاریم؟ بلکه این باشد که چرا هنوز محصولی را که با هزینه فراوان تولید می‌کنیم، به‌جای فراوری، با صرف هزینه امحا می‌کنیم؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.