اقتصاد کوپنی که به تاریخ پیوسته بود، دوباره برگشت
یارانه یکمیلیونتومانی کجای افزایش قیمتها را میگیرد؟
دهه ۶۰ جنگ همراه با اقتصاد کوپنی شد. سیستمی که با ورود به دهه ۷۰ کمکم برچیده شد و به طور کامل از نظام اقتصاد ایران برداشته شد. بعدها با قانون هدفمند شدن یارانهها این سیستم شکل دیگری گرفت و حالا به نظر میرسد که در دولت پزشکیان بار دیگر این سیستم به طور کامل به اقتصاد ایران برگشته است. ما دیگر صفهای دهه ۶۰ برای دریافت اقلام اساسی را نداریم؛ اما سؤالی که این وسط بیپاسخ مانده میزان علاج یارانه ۱ میلیونتومانی در میان سبد کالایی است که همه اقلامش بعد از حذف ارز ترجیحی افزایش داشتند؟ سؤالی که به نظر هیچکدام از اقتصاددانان مطرح و مخالف سیستم ارز ترجیحی تمایل به پاسخ آن ندارند. بااینحال یوسف اباذری، در مقالهای با عنوان «جراحیهای بیپایان اقتصادی» خطاب به ریاستجمهوری آورده است که تاریخ در حال تکرار است.
طرح کالابرگ الکترونیک از دیماه سال ۱۴۰۱ آغاز شد؛ در این طرح ۱۱ قلم کالای خوراکی به همراه مقدار هر یک که از نظر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کالای اساسی تلقی میشد، تعیین شد تا از طریق طرح کالابرگ الکترونیک به دست مصرفکنندگان برسد.
این طرح در ابتدا تنها تبدیل یارانه نقدی به یارانه کالابرگ برای خانوارهای یارانه بگیر بود؛ اما پس از چهار ماه با اعطای یارانه تشویقی، سه دهک درآمدی را هدف قرار داده و بهمرور با افزایش تعداد مشمولان و افزایش میزان یارانه تشویقی، تعداد مشمولان به کل شهروندان ایران رسید.
یک سال قبل از صحبت از کالابرگ اما برخی اقتصاددانان هشدار دادند که حذف نادرست ارز ترجیحی، اقتصاد را دچار شوک میکند.
رد سیستم کالابرگ قبل از اجرا، توسط اقتصاددانان
رسول پیرهادی، استاد اقتصاد ۱۷ اسفند ۱۴۰۰ در مورد حذف ارز ترجیحی گفته بود: «سیاست حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی از اقتصاد باوجودی که درست و موجب ازبینرفتن رانت میشود، اما توزیع کالابرگ الکترونیک برای حذف رفاه مردم، سیاست غلطی است که موجب شکلگیری اقتصاد زیرزمینی و موازی خواهد شد. از سوی دیگر دولت در اجرای این سیاست ابتدا باید تورم را به شیوه درست و اصولی مهار کند.»
او متذکر شده بود که انجام سهمیهبندی کالا، چه به شکل فیزیکی و چه الکترونیک، جزو سیاستهای غلط است. او دراینرابطه گفته بود: «تجربه نشان داده که در زمان رایج شدن کوپن در اقتصاد کشور، شاهد ایجاد اقتصاد زیرزمینی شدیم، یعنی برخی مردم کالاها را بهصورت کوپنی خرید میکردند و همان کالا را باقیمت بالا در بازار آزاد میفروختند که این کار بهنوعی موجب شکلگیری اقتصاد موازی شد؛ بنابراین این تجربه جالب و درستی نیست و دولت و مجلس نباید به سمت توزیع کالابرگ حتی الکترونیک بروند.»
افزایش اعتبار کالابرگ از هزار میلیارد تومان به ۱۲.۵ میلیارد دلار
بر اساس گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس منتشر کرده است، طرح کالابرگ تا قبل از شهریور سال ۱۴۰۲ که جامعه هدف محدود و میزان یارانه تشویقی نیز کمتر بوده، باتوجهبه استقبال اندک جامعه هدف، حدود یک هزار میلیارد تومان هزینه داشته است.
با افزایش جامعه هدف به پنج و سپس هفت دهک، سازمان هدفمندی یارانهها حدود ۹ هزار میلیارد تومان بهحساب شرکت فارا (مجری طرح) پرداخت کرده است. باتوجهبه رقمی که دولت در سال جاری برای ارز ترجیحی پرداخت کرده که مبلغ ۱۲.۵ میلیارد دلار است به نظر میرسد که معادل این مبلغ در قالب کالابرگ به مردم پرداخت شده است.
مسعود نیلی اقتصاددان، ۲۰ آبان ۱۴۰۴ و قبل از حذف کامل ارز ترجیحی از کالاهای اساسی این سیاست را ضروری خوانده بود. او در همایش کیش اینوکس ۲۰۲۵ از سیاست حمایتی ارز ترجیحی بهعنوان بنبست کنترل قیمت یاد کرده و گفته بود: «یکی از ابزارهایی که در نظام حکمرانی اقتصادی ایران برای تحقق عدالت اجتماعی در نظر گرفته شده، سیاست تثبیت و کنترل قیمتهاست. اما این سیاست در عمل به زیان بنگاهها تمام شده است. دولت برای حمایت از خانوارها، قیمتها را سرکوب کرده و همین باعث تشدید غیرکارایی در تولید شده است.»
او افزود: «در فرهنگ سیاستگذاری ما، کنترل قیمتها بهنوعی ارزش تبدیل شده است؛ بهطوری که اگر مسئولی بگوید من قیمتها را کنترل نمیکنم، گویی کار ضد ارزشی انجام داده است. این نگاه فرهنگی موجب شده که ما هیچگاه نظام تأمین اجتماعی کارآمدی نداشته باشیم.»
همه اقلام گران شدند
با حذف ارز ترجیحی از روی کالاهای اساسی اما نهتنها ۱۱ قلم مشمول کالابرگ بلکه تمامی کالاها دچار افزایش قیمت شدند. قیمت شانه تخممرغ تا قبل از حذف ارز ترجیحی ۲۲۵ هزار تومان بود و حالا به نزدیک ۵۰۰ هزار تومان رسیده است که بیش از ۲ برابر است. هنوز هیچ آمار رسمی در خصوص گرانی و تورم بعد از حذف ارز ترجیحی منتشر نشده است؛ اما در نتیجه این اقدام تمامی گروههای کالایی اعم از پوشاک، کفش، اقلام خوراکی، خودرو و قطعات خودرو درگیر افزایش قیمت شدند.
حرفهای یکی از دستراستیترین مکاتب اقتصادی را «علم» جا نزنند
اخیرا یوسف اباذری در مقالهای با عنوان «جراحیهای بیپایان اقتصادی» با یادآوری سیاستّای اقتصادی اجرا شده در دولت روحانی نوشته است:«در دوران آقای روحانی، آقای نیلی و همتی خود به کابینه رفتند تا آخرین برنامه مدرن اقتصادی را شخصا اجرا کنند. آنان دستی باز در اجرای این برنامهها داشتند و زمانی که وقایع سالهای 96 و 98 پیش آمد، مبلغان دو مکتب نقش این متخصصان را از عامه مردم پنهان کردند و کل آن را به گردن دولت انداختند. آقای روحانی بعدا گلایههایی را مطرح کرد که آنها را به اختصار بررسی میکنیم؛ زیرا که تاریخ در حال تکرار است و شتر اقتصاد مدرن را دم در آقای پزشکیان نیز خواباندهاند و ازآنجاکه ایشان نیز از کموکیف ماجرا خبر ندارد و بدجور هدف مشورت قرار گرفته است، همین سخنان را به شیوه دیگر تکرار میکند، البته نه با گلایه بلکه با تکریم. آقای روحانی گفت بعضی از اقتصاددانان خوب درس میخوانند و نمرات خوبی هم میگیرند اما توجه نمیکنند که اقتصاد در نظر با اقتصاد در عمل فرق میکند، اقتصاد در عمل بسیار سختتر و دشوارتر از اقتصاد نظری است. آقای روحانی آقای نیلی را به شاگرد اول اقتصاد فروکاست و فقط گلایه کرد که عمل او خوب نیست.»او در ادامه این مقاله خطاب به پزشکیان آورده است:« حرفهای یکی از دستراستیترین مکاتب اقتصادی را «علم» جا میزنند و در دهان آقای پزشکیان میگذارند و میگویند نه چپ است و نه راست. بهواقع راست نمیگویند. حتی به زبان فارسی نیز متونی وجود دارد که میتواند صحت این ادعا را اثبات کند. صاحبان سخن بهتر است دانشی کسب کنند و انصاف را رعایت کنند و حداقل نگویند «متخصصان بیطرف» مددکار ایشان بودهاند، بگویند هدف مشورت طرفداران مکتب شیکاگو قرار گرفتهاند، عاقلان خودشان میفهمند ماجرا چیست. آقای پزشکیان نیز باید ملتفت باشد که متخصص ناب وجود ندارد و اینهمه دل به کسانی ندهد که خود را متخصص و عالمِ خنثی و متعارف جا میزنند و دیگران را با توسل به اهرمهای قدرتی که کسب کردهاند ناعالم جلوه میدهند.»