سالهاست تورم نهتنها قدرت خرید خانوارهای ایرانی را تحلیل برده، بلکه اثربخشی سیاستهای حمایتی دولت از یارانه نقدی تا کالابرگ را نیز به شدت کاهش داده است. امروز این کمکهای دولتی حتی پوشاننده بخش کوچکی از هزینههای جاری مردم نیست و کارشناسان اقتصادی آن را حاصل نگاه سیاسی و پوپولیستی به مقوله حمایت اجتماعی میدانند. در سوی دیگر، جامعهشناسان هشدار میدهند که تورم، خانوادههایی را که تا پیش از این هرگز تجربه فقر نداشتهاند نیز با بحرانهای تازهای روبهرو کرده است.
به گزارش کرمان نو، اجرای طرح هدفمندی یارانهها در اواخر دهه ۸۰، اگرچه در سالهای نخست تا حدی توانست بخشی از هزینههای خانوار را جبران کند، اما افزایش نرخ ارز و تداوم تورم افسارگسیخته، بهسرعت این کمکها را بیاثر کرد. کالابرگ نیز که در ماههای اخیر بهعنوان یکی دیگر از سیاستهای حمایتی اجرا شد، خیلی زودتر از یارانه نقدی اثر خود را در برابر تورم از دست داد.
راغفر: یارانه فعلی، تصمیمی سیاسی و پوپولیستی است
«حسین راغفر»، اقتصاددان، با صراحت اعلام میکند که سیاست پرداخت یارانه به شیوه فعلی از ابتدا غلط بوده است: «این اقدام بیشتر از آنکه عملی اقتصادی باشد، اقدامی سیاسی و پوپولیستی بود. این کار تورمزا و ضدتولید بود و اهداف هدفمندی یارانهها تا امروز محقق نشده است.» وی یکی دیگر از آثار منفی این نوع حمایتها را تضعیف اخلاق کار میداند و تأکید میکند هزینههای اجرایی این برنامهها بسیار بالاست.
راغفر برای خروج از بنبست فعلی، بازطراحی کامل نظام حمایتی را ضروری میداند و بر نقش نهادهای مردمی تأکید میکند: «بهجای دستگاههای عریضوطویل بنیادهای حمایتی، باید از نهادهای مردمنهاد حمایت شود و دولت نقش نظارت و سیاستگذاری را برعهده گیرد.» او پیشنهاد میدهد بخشی از منابع آزادشده بهصورت یارانه دستمزد به کارفرما پرداخت شود تا بتواند افراد جدید را استخدام کند.
افقه: سرعت تورم از میزان حمایتها پیشی گرفته است
«مرتضی افقه»، اقتصاددان، نیز در گفتوگو با ایسنا بر این نکته تأکید میکند که مبلغ کالابرگ و یارانه ثابت میماند، اما تورم با سرعتی شتابان پیش میرود. او میگوید: «ممکن است در سال اول این شکاف با کالابرگ جبران شود، اما با روندی که قیمت ارز و تورم پیش گرفته، عملاً بعد از یک سال یا کمتر، قدرت خرید مردم کاهش مییابد.» به اعتقاد افقه، مسئله اصلی در کیفیت حکمرانی اقتصادی، شیوه شناسایی گروههای هدف و توان دولت در مهار تورم است.
امیریمقدم: تورم، خانوادههای بیسابقه را به ورطه آسیب کشانده است
«محدثه امیریمقدم»، جامعهشناس، در گفتوگو با «کاغذوطن» با اشاره به مفهوم «آسیبهای زمینهای» میگوید: «فقر مانند دومینو منجر به آسیبهای دیگر میشود. امروز بهداشت و درمان، امکان تحصیل و مکان زندگی افراد به خطر افتاده است.» وی با بیان اینکه با افزایش تورم، شاخص فلاکت افزایش یافته و در نتیجه خشونت خانگی و دزدی برای نخستینبار در میان برخی اقشار افزایش یافته، تأکید میکند: «کمکهای دولت مانند چسبزخم روی جراحت عمیقی است که در جامعه ایجاد شده.»
امیریمقدم با اشاره به خانوادههایی که تا پیش از این هرگز آسیب اجتماعی را تجربه نکرده بودند، هشدار میدهد که تورم آنها را وارد مرحلهای کرده که هیچ تجربهای از آن ندارند و ریشه بسیاری از آسیبهایی مانند طلاق و اعتیاد، مشکلات اقتصادی است.
آسیبهای چندگانه و میراثی که تا نسلها ماندگار است
به اعتقاد این جامعهشناس، گروههای فعال اقتصادی بین ۲۰ تا ۵۰ سال بهشکلی چندگانه از تورم آسیب میبینند، چراکه مسئولیت افراد زیر سن قانونی و سالمندان را هم برعهده دارند. او تأکید میکند که حتی اگر امروز وضعیت اقتصادی بهبود یابد، آسیبهای واردشده تا چند نسل ادامه خواهد داشت و مردم مجبور شدهاند اولویتهای خود را محدودتر کنند. امیریمقدم در پایان میگوید: «آسیب فرهنگی تورم بهسادگی قابل جبران نیست و این میراث تا سالها بر ساختار اجتماعی کشور سایه خواهد انداخت.»
نقطه اشتراک کارشناسان؛ مهار تورم و بازنگری در نظام حمایتی
مرور دیدگاههای این سه کارشناس نشان میدهد که نقطه اشتراک همه آنها، ضرورت مهار تورم بهعنوان شرط اولیه اثربخشی هر سیاست حمایتی و بازنگری جدی در نظام تأمین اجتماعی کشور است. آنچه امروز با عنوان یارانه و کالابرگ پرداخت میشود، نه از توان جبران هزینههای واقعی زندگی برخوردار است و نه بر اساس معیارهای علمی و اقتصادی طراحی شده است. هشداری که کارشناسان میدهند، فراتر از یک نگاه آماری است؛ آنها از فروپاشی تدریجی سرمایه اجتماعی و فرهنگی ایران سخن میگویند که تورم مزمن، آن را از بنیان تهدید میکند.