نویسنده تحریریه کرماننو
در حالی که جزئیات دقیق توافق احتمالی دولت آمریکا با جمهوری اسلامی ایران هنوز منتشر نشده، نشانههای اولیه حاکی از آن است که واشنگتن ممکن است مسیر خود را به سوی قالبی مشابه برجام هموار کند. پیش از اظهارنظر درباره بندهای احتمالی توافق آتی، مرور چارچوب توافقی که پیشتر مورد خروج یکجانبه آمریکا قرار گرفت، میتواند زمینهساز درک بهتر تحولات جاری باشد:
۱- محدودیت تعداد سانتریفیوژهای IR-۱ به ۵۰۶۰ دستگاه، غنیسازی تا سقف ۳.۶۷٪ و انباشت اورانیوم غنیشده حداکثر تا ۳۰۰ کیلوگرم به مدت ۱۵ سال؛
۲- توقف غنیسازی در تأسیسات فردو؛
۳- بازطراحی راکتور آب سنگین اراک؛
۴- نظارت و راستیآزمایی مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی به مدت ۲۵ سال؛
۵- رفع تحریمهای نفتی و هستهای و آزادسازی منابع بلوکهشده جمهوری اسلامی ایران؛
۶- «بند غروب» شامل کاهش تدریجی محدودیتهای سانتریفیوژ پس از ۸ سال و محدودیت ذخیره اورانیوم پس از ۱۵ سال.
اکنون گزارشها حاکی است که دولت ترامپ در حال نهاییسازی توافقی با مشابهتهای ساختاری به برجام است. البته قضاوت نهایی منوط به انتشار جزئیات و بندهای مکتوب توافق احتمالی خواهد بود. اما پرسشی بنیادین در سطح تحلیل سیاسی مطرح میشود:
چنانچه بازگشت به چارچوبی نزدیک به برجام هدف نهایی باشد، آنگاه خروج یکجانبه از این توافق در سال ۲۰۱۸ بر چه مبنایی قابل توجیه است؟از منظر حقوقی و دیپلماتیک، خروج از یک توافق چندجانبه مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل و سپس تلاش برای احیای مؤلفههای آن، پرسشهای جدی درباره اعتبار و پایبندی آمریکا به تعهدات بینالمللی ایجاد میکند. تجربه سالهای پس از خروج آمریکا نشان داد که رویکرد «فشار حداکثری» نه تنها به محدودیتهای برجامی منجر نشد، بلکه عملاً ایران را از قید تعهدات داوطلبانهای که پیشتر پذیرفته بود، خارج ساخت.
در این فضاست که جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصول راهبردی خود، هرگونه توافق جدید را مبتنی بر منافع ملی، رفع مؤثر و قابل راستیآزمایی تحریمها، و احترام به حقوق هستهای خود ارزیابی خواهد کرد. آنچه امروز پیش روی جامعه بینالملل است، نه صرفاً یک توافق فنی، بلکه آزمون دوباره اراده آمریکا برای بازگشت به نظم مبتنی بر قاعده و دیپلماسی متعهدانه است.