گروه صنعتی بارز در مجمع امسال، از یکسو با افت سنگین سود محققشده هر سهم روبهرو بود و از سوی دیگر، از هدفگذاری درآمد ۵۰ هزار میلیارد تومانی برای سال مالی جدید سخن گفت. تصویری دوگانه از شرکتی که میخواهد سهامداران را امیدوار نگه دارد، اما هنوز باید توضیح دهد چرا سودآوریاش چنین فروریخته است.
به گزارش «کرمان نو» سهامداران «پکرمان» امسال به مجمعی رفتند که روی میز آن، هم عددهای نگرانکننده بود و هم وعدههای بزرگ اعلام شد. از یکسو، سود هر سهم گروه صنعتی بارز از ۳۵۷۰ ریال در سال قبل به ۸۴۲ ریالدر محمع امسال رسیده بود. عددی که مثل خطی قرمز روی کارنامه مالی شرکت کشیده میشد. از سوی دیگر، مدیران شرکت از درآمد ۵۰ همتی در سال تازه، حاشیه سود عملیاتی ۱۵ درصدی و امید به عرضه محصولات در بورس کالا سخن گفتند.
بارز برای کرمان فقط یک نماد بورسی نیست. نامش با صنعت استان، اشتغال، کارخانه، زنجیره حملونقل و تولید گره خورده است. اما همین نام آشنا، در مجمع امسال با عددی روبهرو شد که نمیشد ساده از کنار آن گذشت. سود محققشده هر سهم در سال مالی ۱۴۰۴ به ۸۴۲ ریال رسید، در حالی که این رقم در سال قبل ۳۵۷۰ ریال بود.
معنای این سقوط برای سهامدار خرد، کاهش توان سودسازی سهم است و برای بازار سرمایه، نشانهای از تردید در کیفیت عملکرد شرکت به حساب میآید.. برای اقتصاد کرمان نیز، یعنی یکی از بنگاههای مهم صنعتی استان زیر فشار جدی قرار گرفته است.
مدیران بارز در گزارش هیئتمدیره، دلایل افت تولید و سودآوری را به چند عامل بیرونی نسبت دادند. قطعی برق و گاز، کمبود انرژی در ماههای پایانی سال، محدودیت در تخصیص ارز برای تأمین مواد اولیه وارداتی و بستهشدن مقطعی برخی بنادر جنوبی به دلیل شرایط جنگی.
همه اینها واقعی و قابل فهم است. اما همه ماجرا نیست. شرکتی در اندازه بارز، با سهم قابلتوجه در بازار تایر و سابقه طولانی تولید، نمیتواند افت سودآوری خود را فقط پشت بحران انرژی و ارز توضیح دهد. به نظر میرسد ساختار عملیاتی شرکت در برابر شوکهای بیرونی آسیبپذیر مانده است.
در همان مجمعی که افت سودآوری به چشم میآمد، تصمیم دیگری هم گرفته شد. تقسیم ۵۸۰ ریال سود نقدی برای هر سهم. این رقم، حدود ۶۹ درصد سود محققشده سال مالی ۱۴۰۴ را شامل میشود. در ظاهر، این تصمیم پیامی آرامبخش برای سهامداران دارد. شرکت میخواهد نشان دهد هنوز به حفظ جذابیت سهم توجه دارد و سهامدار را دست خالی از مجمع بیرون نمیفرستد.
تقسیم سود بالا، وقتی سودآوری شرکت کاهش یافته، میتواند بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه تلاش برای حفظ اعتماد سهامداران باشد. این تصمیم شاید در کوتاهمدت بازار را آرام کند، اما مسئله اصلی را حل نمیکند. بارز باید دوباره سود بسازد، نه اینکه فقط از سود کمشده، سهم بیشتری تقسیم کند.
سود هر سهم بارز از ۳۵۷۰ ریال به ۸۴۲ ریال رسیده است؛ افتی که با بحران انرژی و ارز توضیح داده میشود، اما بدون نقد عملکرد داخلی شرکت، پاسخ کاملی به سهامداران نمیدهد
وعده ۵۰ همتی
مدیران بارز برای سال مالی ۱۴۰۵، هدفگذاری درآمد ۵۰ هزار میلیارد تومانی را مطرح کردهاند. رقمی بزرگ که اگر محقق شود، میتواند تصویر شرکت را تغییر دهد. در کنار آن، حاشیه سود عملیاتی ۱۵ درصدی هم بهعنوان هدف اعلام شده است.
اما میان هدفگذاری و تحقق، فاصلهای است که با چند جمله در مجمع پر نمیشود. درآمد ۵۰ همتی برای شرکتی که سال قبل با افت جدی سود مواجه شده، به برنامهای دقیقتر از امیدواری نیاز دارد. بارز باید نشان دهد چگونه میخواهد تولید را پایدار کند، هزینهها را کنترل کند، مواد اولیه را تأمین کند، از قطعی انرژی که امسال هم در پیش خواهد داشت، آسیب کمتری ببیند و فروش خود را از مسیرهای سودآورتر پیش ببرد.
یکی از کلیدواژههای مهم مجمع، «بورس کالا» بود. مدیران شرکت گفتهاند عرضه محصولات در بورس کالا را با هدف حذف قیمتگذاری دستوری و بهبود نقدینگی دنبال میکنند. این مطالبه، برای صنعت تایر آشناست. تولیدکنندگان بارها گفتهاند قیمتگذاری دستوری، فاصله میان هزینه واقعی تولید و قیمت فروش را زیاد کرده و حاشیه سود را کاهش داده است.
اما نقد عملکرد بارز درست از همینجا آغاز میشود. قیمتگذاری دستوری، بدون تردید فشار بزرگی بر تولیدکننده است، اما نمیتواند تنها توضیح افت سودآوری باشد. اگر همه مشکل بیرون از شرکت تعریف شود، اصلاح از درون عقب میافتد. بارز باید روشن کند در بهرهوری خطوط تولید، مدیریت هزینه، تأمین مواد اولیه، فروش، صادرات و زمانبندی پروژههای توسعهای چه کرده و چه میکند.
کرمان در حاشیه نیست
برای سهامدار تهرانی، پکرمان یک نماد روی تابلوست. برای کرمان، بارز بخشی از واقعیت صنعتی استان است. کارخانه کرمان فقط محل تولید تایر نیست؛ نقطه اتصال کارگر، پیمانکار، حملونقل، خدمات، سرمایهگذار محلی و خانوادههایی است که معیشتشان به چرخه تولید وابسته است.
به همین دلیل، افت سودآوری بارز فقط در صورتهای مالی نمیماند. هر ضعف در عملکرد این مجموعه، بر اعتماد به صنعت استان کرمان هم اثر میگذارد. وقتی شرکتی از توسعه کارخانه کرمان سخن میگوید، سهامدار و افکار عمومی حق دارند بدانند این توسعه چه زمانی به تولید بیشتر، بهرهوری بالاتر و سودآوری پایدار تبدیل میشود.
توسعه اگر با تأخیر، هزینه اضافه، محدودیت انرژی یا ضعف در بازار فروش همراه شود، به جای آنکه موتور رشد باشد، خود به فشار تازهای بر شرکت تبدیل میشود. بارز باید نسبت میان وعده توسعه و واقعیت سودآوری را شفافتر کند.
بارز هنوز شرکت کوچکی نیست که با یک سال سخت از میدان بیرون برود. برند دارد، بازار دارد، ظرفیت تولید دارد و در صنعتی فعالیت میکند که تقاضای آن از اقتصاد حملونقل و مصرف کشور جدا نیست. اما همین موقعیت، مسئولیت آن را سنگینتر میکند.
هدف درآمد ۵۰ همتی، اگر با اصلاح درونی همراه نباشد، بیشتر شبیه وعدهای برای عبور از مجمع است تا نقشه راه. سهامداران انتظار دارند شرکت همزمان دو مسیر را دنبال کند: مطالبهگری از سیاستگذار برای اصلاح قیمتگذاری و عرضه در بورس کالا؛ و اصلاح عملکرد داخلی برای کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، مدیریت ریسک انرژی و شفافیت بیشتر در پروژههای توسعهای.
مجمع امسال پکرمان، مجمعی میان نگرانی و امید بود. سود افت کرده بود، اما وعدهها بزرگتر شده بودند. حالا سال مالی جدید، آزمون بارز است.