مرگ یک کارگر باسابقه، ایمنی اتوبوس، وضعیت جاده و نحوه نظارت بر جابهجایی معدنکاران را زیر سؤال برد
شیفت کاری تمام شده بود، اما خطر نه. اتوبوس حامل کارگران معدن زغالسنگ «همکار» شامگاه سهشنبه در جاده پرپیچوخم کوهبنان–راور واژگون شد. حادثهای که ابتدا با ۱۶ مصدوم گزارش شد، ساعاتی بعد جان یکی از کارگران باسابقه معدن را گرفت و مجموعهای از پرسشهای بیپاسخ درباره وضعیت فنی اتوبوس، ایمنی مسیر و شیوه نظارت بر سرویس رفتوآمد کارگران برجای گذاشت.
ساعت از ۲۰ گذشته بود که اتوبوس اسکانیا، کارگران معدن زغالسنگ «همکار» را در مسیر بازگشت جابهجا میکرد. خودرو در کیلومتر ۳۵ جاده کوهبنان–راور و در محدوده مسیر کارگاهی معدن، از جاده خارج شد و واژگون شد. هنوز معلوم نیست در چند ثانیه پیش از حادثه چه اتفاقی افتاده است؛ نقص فنی، شرایط جاده، خطای انسانی یا مجموعهای از این عوامل؟
آنچه فعلاً میدانیم، نتیجه حادثه است: راننده و ۱۵ کارگر مصدوم شدند و یکی از کارگران پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. پلیس نیز اعلام کرده علت دقیق سانحه در دست بررسی کارشناسان پلیسراه است. بنابراین تا پیش از انتشار گزارش رسمی، نمیتوان هیچیک از عوامل احتمالی را علت قطعی واژگونی معرفی کرد.
گزارش حادثه ساعت ۲۰ و ۱۴ دقیقه به مرکز کنترل و هماهنگی عملیات هلالاحمر استان کرمان رسید. پس از آن، چهار تیم امدادونجات از شهرستانهای راور و کوهبنان راهی محل شدند. دو تیم از شعبه کوهبنان، شامل یک خودروی نجات و یک آمبولانس، در عملیات شرکت کردند و بهدلیل شمار بالای مصدومان، تیمهای پایگاههای دربند و فیضآباد راور نیز به محل اعزام شدند.
اورژانس هم با ۹ دستگاه آمبولانس وارد عملیات شد. در بیمارستان راور، علاوه بر نیروهای شیفت، ۲۲ پزشک و پرستار برای رسیدگی به مصدومان حاضر شدند. بخشی از مجروحان پس از اقدامات اولیه به بیمارستانهای کرمان، زرند و کوهبنان انتقال یافتند.
براساس آخرین اطلاعاتی که «کرماننو» از اورژانس شهرستان راور دریافت کرده، پنج بیمار از بیمارستان راور و دو نفر از چهار مصدوم منتقلشده به کوهبنان مرخص شدهاند. سه مصدوم در کرمان، دو نفر در زرند و سه نفر نیز در بیمارستان راور تحت مراقبت قرار دارند.
جادهای که خطا را تحمل نمیکند
علت واژگونی هنوز بهطور رسمی اعلام نشده است؛ بنابراین سهم جاده، وضعیت فنی اتوبوس و عامل انسانی باید در گزارش کارشناسی پلیس روشن شود.
محور کوهبنان–راور از جادههای کوهستانی و پرپیچوخم شمال استان کرمان است. نیروهای امدادی نیز بر دشواری دسترسی و صعبالعبور بودن بخشهایی از مسیر تأکید کردهاند. در چنین جادهای، ایمنی تنها به مهارت راننده محدود نمیشود. وضعیت آسفالت و شانه راه، روشنایی، علائم هشداردهنده، حفاظهای کناری، نقاط حادثهخیز و امکان دسترسی سریع نیروهای امدادی، همگی بخشی از یک زنجیره بههمپیوستهاند.
هر حلقه ضعیف در این زنجیره میتواند احتمال وقوع حادثه یا شدت پیامدهای آن را افزایش دهد. در کنار وضعیت راه، اتوبوسی که هر روز یا هر هفته کارگران را در این مسیر جابهجا میکند باید متناسب با شرایط جغرافیایی محور انتخاب و نگهداری شود. سلامت ترمزها، لاستیکها، سیستم فرمان، چراغها، کمربندهای ایمنی و تجهیزات اضطراری در یک سرویس کارگری تشریفات اداری نیست؛ مستقیماً با جان سرنشینان ارتباط دارد.
در گزارشهای اولیه، اتوبوس حادثهدیده «اسکانیا» معرفی شده است؛ اما هنوز اطلاعات رسمی درباره سال ساخت، عمر ناوگان، تاریخ آخرین معاینه فنی، سابقه تعمیرات، مالکیت اتوبوس و نوع قرارداد شرکت حملونقل منتشر نشده است. همچنین مشخص نیست پیش از حادثه، وضعیت فنی خودرو در چه بازههایی کنترل میشده و مسئول تأیید صلاحیت آن چه مجموعهای بوده است.
انتشار این اطلاعات به معنای پیشداوری درباره علت حادثه نیست. برعکس، تنها راه جلوگیری از قضاوتهای شتابزده، ارائه گزارش دقیق فنی است. اگر نقصی در خودرو وجود نداشته، اسناد معاینه و تعمیرات میتواند آن را نشان دهد. اگر وضعیت جاده در وقوع سانحه مؤثر بوده، گزارش پلیسراه باید نقطه و نوع نقص را مشخص کند. اگر عامل انسانی نقش داشته است، باید ساعات کار و استراحت راننده، تجربه او در این مسیر و شرایط لحظه حادثه بررسی شود.
سرویس کارگران معدن با یک اتوبوس مسافربری عادی تفاوت دارد. این خودرو در ساعتهایی مشخص، در مسیری تکراری و گاه پس از پایان شیفتهای سنگین معدن حرکت میکند. راننده نیز ممکن است بارها همین مسیر را طی کرده باشد. این تکرار نباید به عادیشدن خطر منجر شود.
مسیرهای ثابت بیش از دیگر مسیرها امکان ارزیابی خطر، تدوین دستورالعمل و اصلاح نقاط ضعف را دارند.
مسئولان معدن و شرکت حملونقل باید توضیح دهند آیا برای محور رفتوآمد کارگران ارزیابی خطر انجام شده است؟ آیا سرعت مجاز سرویسها متناسب با پیچها و شیب مسیر تعیین و کنترل میشود؟ آیا کارگران امکان گزارش خرابی، رفتار پرخطر راننده یا نقص ایمنی خودرو را دارند؟ و آیا این گزارشها در کمیته حفاظت فنی معدن ثبت و پیگیری میشود؟
شیفت کاری پشت در معدن تمام نمیشود
رفتوآمد کارگران بخشی از زنجیره کار است؛ ایمنی آنان نباید با پایان شیفت و خروج از محوطه معدن از دایره مسئولیت کارفرما خارج شود.
کارگری که با سرویس تعیینشده از محل کار بازمیگردد، درباره وسیله نقلیه، راننده و مسیر اختیار چندانی ندارد. او نمیتواند هر روز معاینه فنی اتوبوس را کنترل کند یا برای بازگشت از معدن دورافتاده، وسیله دیگری انتخاب کند. به همین دلیل، مسئولیت تأمین ایمنی نمیتواند فقط بر دوش مسافر گذاشته شود.
ماده ۶۰ قانون تأمین اجتماعی، رفتوبرگشت بیمهشده از منزل به کارگاه را، مشروط به وقوع حادثه در زمان عادی رفتوبرگشت، جزو اوقات انجام وظیفه میداند. در نتیجه، از منظر تأمین اجتماعی، مرز حادثه شغلی الزاماً در ورودی معدن پایان نمییابد.
ماده ۹۱ و ۹۵ قانون کار نیز کارفرمایان را مکلف به تأمین امکانات لازم برای حفاظت و سلامت کارگران و نظارت بر اجرای مقررات ایمنی کرده است. البته تعیین مسئولیت حقوقی در این حادثه به نتیجه بررسی پلیس، بازرسی کار و سایر مراجع تخصصی وابسته است و صرف وقوع سانحه، اثباتکننده قصور یک طرف نیست. بااینحال، قانون امکان عبور بیپاسخ از چنین حادثهای را نیز نمیدهد.
کارگر جانباخته، «سیدمحمد میرصادقی»، حدود ۱۷ سال سابقه کار در معدن داشت. او از حادثه اولیه جان سالم به در برد، اما در بیمارستان درگذشت. مرگ او نشان میدهد خطر برای معدنکاران فقط زیر زمین، کنار تجهیزات استخراج یا در تونلهای زغالسنگ نیست؛ گاهی چند کیلومتر آنسوتر و در راه بازگشت، همان ناامنی ادامه پیدا میکند.
حادثه سهشنبه، نخستین سانحه مرتبط با جابهجایی کارگران معدن در شهرستان راور نیست. تیرماه ۱۴۰۰ نیز برخورد یک تانکر سوخت با اتوبوس حامل کارگران معدن در محدوده پل دهعلی، ۹ مصدوم برجای گذاشت. آن حادثه در همین نقطه رخ نداده بود و نمیتوان آن را نشانه خطرناکبودن محل حادثه اخیر دانست؛ اما یادآوری میکند که ایمنی رفتوآمد نیروی کار در منطقهای معدنی، مسئلهای موردی و محدود به یک اتوبوس نیست.
اکنون انتظار میرود گزارش بررسی حادثه فقط به یک عبارت کلی مانند «ناتوانی راننده در کنترل وسیله نقلیه» محدود نماند. گزارش نهایی باید وضعیت فنی اتوبوس، اسناد معاینه، شرایط جاده، روشنایی و علائم مسیر، سرعت خودرو، ساعات کار راننده و سازوکار نظارت معدن بر پیمانکار حملونقل را دربر بگیرد.
معدن «همکار»، اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پلیسراه، راهداری و شرکت طرف قرارداد حملونقل هرکدام بخشی از اطلاعات لازم را در اختیار دارند. کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات است که میتواند مشخص کند حادثه چگونه رخ داده و برای جلوگیری از تکرار آن چه باید کرد.
شیفت معدن برای کارگری که سوار سرویس میشود، پشت در خروجی تمام نمیشود. تا زمانی که او به مقصد نرسیده، ایمنی مسیر و وسیله جابهجایی بخشی از همان نظام کاری است. مرگ سیدمحمد میرصادقی نباید تنها در آمار سوانح جادهای ثبت شود؛ نتیجه بررسی این حادثه باید به اصلاحی قابل مشاهده در ناوگان و مسیر جابهجایی کارگران منتهی شود.