«کرمان‌نو» روند چهار فصل محیط کسب‌وکار استان در سال ۱۴۰۴ را بررسی می‌کند


کسب‌وکار روی زمین ناپایدار



0

 یک روز کاری واحد تولیدی پیش از روشن شدن دستگاه‌ها مواد اولیه باید به کارخانه برسد، سرمایه در گردش تأمین شود و مدیر مجموعه بداند مقرراتی که بر اساس آن قرارداد بسته است، تا فردا تغییر نمی‌کند. در سال ۱۴۰۴، برای بسیاری از فعالان اقتصادی کرمان، هیچ‌یک از این سه شرط ساده چندان قابل پیش‌بینی نبود. قیمت مواد اولیه بالا و پایین می‌شد، دسترسی به منابع بانکی دشوار باقی می‌ماند و سیاست‌ها و دستورالعمل‌ها گاه پیش از آنکه بنگاه خود را با آن‌ها تطبیق دهد، تغییر می‌کردند.




عددهای پایش ملی محیط کسب‌وکار نیز همین بی‌ثباتی را نشان می‌دهند. استان کرمان سال را با شاخص ۵٫۸۷ آغاز کرد؛ عددی که از میانگین ۵٫۹۵ کشور بهتر بود و استان را در رتبه یازدهم قرار می‌داد. اما این تصویر امیدوارکننده تنها یک فصل دوام آورد. شاخص کرمان در تابستان با جهشی ۰٫۳۹ واحدی به ۶٫۲۶ رسید و در پاییز، با ثبت عدد ۶٫۳۸، نامساعدترین وضعیت سال را تجربه کرد.
در این شاخص، هرچه عدد بالاتر باشد، محیط کسب‌وکار نامساعدتر ارزیابی می‌شود. بنابراین، فاصله میان ۵٫۸۷ در بهار و ۶٫۳۸ در پاییز فقط تغییر چند رقم اعشاری نیست؛ بلکه بازتاب فشاری است که در فاصله چند ماه بر فضای تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری استان وارد شد.
زمستان تا اندازه‌ای ورق را برگرداند. شاخص استان به ۶٫۰۸ کاهش یافت؛ بهبودی ۰٫۳۰ واحدی نسبت به پاییز که کرمان را به رتبه سیزدهم رساند. میزان کاهش شاخص کرمان از بهبود ۰٫۱۰ واحدی شاخص ملی در همین فاصله بیشتر بود. بااین‌حال، استان سال را نه در نقطه آغاز، بلکه در وضعیتی نامساعدتر از بهار به پایان رساند. شاخص زمستان همچنان ۰٫۲۱ واحد بالاتر از ابتدای سال بود و وضعیت استان نیز اندکی نامساعدتر از میانگین ۶٫۰۳ کشور ارزیابی شد


سقوطی که از تابستان آغاز شد
مسیر شاخص ملی در سال ۱۴۰۴ کم‌وبیش شبیه یک قوس بود. این شاخص از ۵٫۹۵ در بهار به ۶٫۰۹ در تابستان و ۶٫۱۳ در پاییز رسید و سپس در زمستان به ۶٫۰۳ بازگشت. اما دامنه نوسان در کرمان شدیدتر بود. شاخص استان در تابستان تقریباً سه برابر شاخص ملی نسبت به فصل قبل نامساعدتر شد و در پاییز نیز مسیر نزولی خود را ادامه داد.
این تفاوت، کرمان را از استانی با عملکرد بهتر از میانگین کشور در بهار، به استانی با وضعیتی نامساعدتر از متوسط ملی در تابستان و پاییز تبدیل کرد. در تابستان، فاصله شاخص کرمان با میانگین کشور به ۰٫۱۷ واحد رسید و در پاییز به ۰٫۲۵ واحد افزایش یافت. زمستان بخشی از این شکاف را بست، اما نتوانست استان را دوباره به جایگاه بهار بازگرداند.
افت تابستان و پاییز را نمی‌توان تنها به یک متغیر نسبت داد. فعالان اقتصادی در این دو فصل، هم‌زمان با افزایش نوسان قیمت‌ها، دشواری تأمین مالی و بی‌ثباتی مقررات، با محدودیت‌های انرژی نیز روبه‌رو بودند. قطع یا محدودیت برق در فصل گرم و فشار ناشی از ناترازی گاز و سوخت در ماه‌های سردتر، برنامه تولید را مختل کرد و هزینه‌های پنهانی بر بنگاه‌ها تحمیل کرد؛ از توقف خطوط تولید و تأخیر در تحویل سفارش‌ها گرفته تا آسیب‌دیدن تجهیزات و افزایش هزینه تأمین انرژی جایگزین.
برای واحدی که قرارداد فروش امضا کرده است، خاموشی فقط چند ساعت توقف نیست. ممکن است مواد موجود در خط تولید از بین برود، دستگاه‌ها به راه‌اندازی دوباره نیاز پیدا کنند یا خریدار به‌دلیل تأخیر، قرارداد بعدی را به رقیب بسپارد. این هزینه‌ها لزوماً در قبض برق یا صورت‌های مالی دولت دیده نمی‌شوند، اما در ارزیابی فعالان اقتصادی از محیط کسب‌وکار ثبت می‌شوند.
سال ۱۴۰۴، علاوه بر این فشارهای معمول، دو دوره جنگ را نیز پشت سر گذاشت. جنگ ۱۲روزه از ۲۳ خرداد تا چهارم تیر ادامه داشت و دور تازه درگیری از ۹ اسفند آغاز شد و حدود ۴۰ روز به طول انجامید. جنگ نخست دقیقاً در مرز پایان بهار و آغاز تابستان قرار گرفت و جنگ دوم با دوره گردآوری داده‌های زمستان و آغاز سال بعد هم‌زمان شد. جنگ ۱۲روزه از ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ ادامه داشت و دور دوم درگیری نیز از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد.
این شرایط می‌تواند هم بر میزان پاسخ‌گویی بنگاه‌ها و ترکیب نمونه پیمایش اثر گذاشته باشد و هم از مسیر افزایش نااطمینانی، اختلال در ارتباطات و حمل‌ونقل، دشواری تأمین مواد اولیه و توقف یا تعویق تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، ارزیابی فعالان اقتصادی را تغییر داده باشد. ازاین‌رو، بخشی از نوسان فصلی شاخص باید در بستر این شوک‌های استثنایی خوانده شود؛ هرچند داده‌های موجود به‌تنهایی برای اندازه‌گیری سهم دقیق جنگ در تغییر شاخص کافی نیست.

دیگر چه خبر؟


سه مانعی که جابه‌جا نشدند
اگر عدد شاخص در طول سال بالا و پایین رفت، فهرست مهم‌ترین موانع تقریباً ثابت ماند. در هر چهار فصل، «غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن و تغییرات قیمت مواد اولیه و محصولات» در رتبه نخست مشکلات محیط کسب‌وکار کشور قرار داشت. «دشواری تأمین مالی از بانک‌ها» رتبه دوم را حفظ کرد و «بی‌ثباتی سیاست‌ها، قوانین، مقررات و رویه‌های اجرایی» نیز در رتبه سوم باقی ماند. گزارش رسمی اتاق ایران نیز سه مؤلفه نخست بهار ۱۴۰۴ را با همین ترتیب اعلام کرده است.
این ثبات شاید مهم‌تر از تغییرات فصلی شاخص باشد. وقتی مشکلی در تمام سال و در شرایط متفاوت اقتصادی، سیاسی و اقلیمی در صدر ارزیابی بنگاه‌ها باقی می‌ماند، دیگر نمی‌توان آن را پدیده‌ای گذرا دانست. مسئله به ساختار اقتصاد رسیده است.
در کرمان نیز همین سه مانع، محور اصلی نارضایتی فعالان اقتصادی بودند. مسئله قیمت مواد اولیه فقط گران‌شدن یک کالا نیست؛ مشکل اصلی، پیش‌بینی‌ناپذیری قیمت‌هاست. تولیدکننده‌ای که نمی‌داند مواد مورد نیاز خود را یک ماه بعد با چه قیمتی می‌خرد، نمی‌تواند قیمت فروش، زمان تحویل یا حاشیه سود خود را با اطمینان تعیین کند. در چنین فضایی، قراردادهای بلندمدت جای خود را به تصمیم‌های کوتاه‌مدت می‌دهند و سرمایه‌گذاری‌های جدید به تعویق می‌افتند.
بانک‌ها دومین گره ثابت سال بودند. دشواری دریافت تسهیلات، وثیقه‌های سنگین، طولانی‌شدن بررسی پرونده‌ها و فاصله میان نرخ اسمی و هزینه واقعی تأمین مالی، بنگاه‌ها را برای تأمین سرمایه در گردش تحت فشار قرار می‌دهد. برای واحدهای کوچک و متوسط که به بازار سرمایه یا منابع مالی خارج از شبکه بانکی دسترسی ندارند، بسته‌ماندن مسیر اعتبار می‌تواند به کاهش تولید، عقب‌افتادن دستمزدها یا ازدست‌رفتن بازار منجر شود.
مشکل سوم، بی‌ثباتی سیاست‌ها و مقررات است؛ مانعی که اثر دو مشکل دیگر را تشدید می‌کند. نوسان قیمت را شاید بتوان با ذخیره‌سازی یا قراردادهای متفاوت مدیریت کرد و کمبود نقدینگی را با تأمین مالی کاهش داد، اما وقتی قواعد بازی پیوسته تغییر می‌کنند، حتی طراحی راه‌حل نیز دشوار می‌شود. بخش‌نامه‌های ناگهانی، تغییر ضوابط واردات و صادرات، ابهام در قیمت‌گذاری و تعدد رویه‌های اجرایی، زمان و منابعی را که باید صرف تولید شود، به پیگیری امور اداری و انطباق با مقررات تازه اختصاص می‌دهد.


انرژی، مانع اضافه کرمان
کرمان در سال ۱۴۰۴ تنها با سه مشکل عمومی کشور روبه‌رو نبود. ساختار اقتصادی استان، از صنایع معدنی و فولادی تا کشاورزی و واحدهای تولیدی پراکنده، وابستگی زیادی به تأمین پایدار انرژی دارد. به همین دلیل، ناترازی برق و گاز در تابستان و پاییز می‌تواند یکی از عوامل توضیح‌دهنده افت شدیدتر شاخص استان در مقایسه با میانگین کشور باشد.
بخش بزرگی از صنایع استان در زنجیره معدن و صنایع معدنی قرار دارند؛ فعالیت‌هایی که توقف و راه‌اندازی دوباره در آن‌ها ساده و کم‌هزینه نیست. در کشاورزی نیز انرژی برای پمپاژ آب، نگهداری محصولات و فعالیت صنایع تبدیلی ضروری است. محدودیت انرژی در چنین استانی از دروازه کارخانه فراتر می‌رود و می‌تواند کل زنجیره تولید و توزیع را مختل کند.
در زمستان، در کنار مشکلات دیرینه، محدودیت دسترسی به اینترنت و شبکه تلفن همراه نیز برجسته شد. این مؤلفه برای نخستین‌بار در میان مشکلات اصلی قرار گرفت. اهمیت اینترنت در محیط کسب‌وکار دیگر به شرکت‌های فناوری محدود نیست. سفارش‌گیری، انتقال وجه، ارتباط با مشتری، ارسال اسناد، حمل‌ونقل، فروش برخط و حتی ارتباط میان شعب یک مجموعه، به شبکه ارتباطی وابسته است. هر اختلال می‌تواند بخشی از فعالیت روزمره بنگاه را متوقف کند.
هم‌زمانی هفته‌های پایانی زمستان با جنگ، این مسئله را تشدید کرد. محدودیت یا اختلال ارتباطات در چنین دوره‌ای، علاوه بر اثر مستقیم بر کسب‌وکارها، دسترسی پژوهشگران به پاسخ‌دهندگان و امکان مشارکت منظم بنگاه‌ها در پیمایش را نیز دشوار می‌کند. بنابراین، عدد زمستان باید با دو ملاحظه خوانده شود: از یک سو، بهبود آشکار شاخص نسبت به پاییز و از سوی دیگر، شرایط استثنایی نمونه‌گیری و فعالیت اقتصادی در روزهای جنگ.

بهبودی که شکننده است
کاهش شاخص کرمان از ۶٫۳۸ در پاییز به ۶٫۰۸ در زمستان، نشانه‌ای مثبت است. این تغییر نشان می‌دهد شدت فشارهای پاییزی کاهش یافته و استان توانسته است بخشی از فاصله خود را با میانگین کشور جبران کند. اما هنوز زود است که آن را آغاز روندی پایدار بدانیم.
نخست آنکه شاخص زمستان همچنان از بهار نامساعدتر است. دوم آنکه سه مانع اصلی، بدون تغییر در صدر مشکلات باقی مانده‌اند. سوم آنکه بخشی از تغییرات زمستان ممکن است به شرایط نمونه‌گیری، ترکیب پاسخ‌دهندگان و شوک جنگ مربوط باشد. برای تشخیص جهت واقعی محیط کسب‌وکار باید دید شاخص در فصل‌های بعد و پس از فروکش‌کردن شرایط اضطراری چه مسیری را طی می‌کند.
کارنامه سال ۱۴۰۴ کرمان تصویری دوگانه دارد. استان سال را بهتر از متوسط کشور آغاز کرد، در میانه راه سریع‌تر از میانگین ملی عقب رفت و در پایان بخشی از مسیر را جبران کرد. اما زیر این نوسان فصلی، یک واقعیت ثابت باقی ماند: بنگاه‌ها همچنان نمی‌توانند قیمت مواد اولیه را پیش‌بینی کنند، برای دریافت منابع مالی با مانع روبه‌رو هستند و از ثبات قواعد تصمیم‌گیری اطمینان ندارند.
بهبود پایدار زمانی آغاز می‌شود که فعال اقتصادی برای خرید مواد اولیه، تأمین نقدینگی و برنامه‌ریزی تولید مجبور نباشد هر فصل منتظر شوکی تازه بماند. عدد ۶٫۰۸ زمستان می‌تواند نشانه بازگشت باشد، اما تا زمانی که سه مانع ثابت سال از جای خود تکان نخورده‌اند، این بازگشت بیشتر شبیه فرصتی کوتاه برای نفس‌گرفتن است تا رسیدن به زمینی امن.
کرمان سال را با شاخصی بهتر از میانگین کشور آغاز کرد، اما در تابستان و پاییز افتی شدیدتر از روند ملی داشت؛ سقوطی که هم‌زمان با جنگ، ناترازی انرژی و افزایش نااطمینانی اقتصادی رخ داد.
پیش‌بینی‌ناپذیری قیمت مواد اولیه، دشواری تأمین مالی بانکی و بی‌ثباتی قوانین در هر چهار فصل تغییر نکردند؛ سه مانعی که نشان می‌دهند مسئله محیط کسب‌وکار، بیش از آنکه فصلی باشد، ریشه‌ای و ساختاری است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.