احتمالاً همه ما یاکریم یا قمری را میشناسیم؛ اما نه! یاکریم و قمری پرندههایی کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند که اغلب نامهایشان به جای هم به کار میرود. از آنجا که تنوع قمریها و یاکریمها کم نیست، خوب است بدانیم دو پرندهای که در اطراف ما بیشتر دیده میشوند، در دنیای پرندگان با نام «قمری خانگی» و «یاکریم معمولی» شناخته میشوند. چون در اینجا فقط درباره همین دو نوع پرنده صحبت میکنیم، به اختصار آنها را قمری و یاکریم صدا میزنیم. ضمن اینکه هر دوی آنها تقریباً در سراسر ایران دیده میشوند، اما علاوه بر تفاوتهای ظاهری، صدا و حتی رفتار متفاوتی نیز دارند.

اگر پرندهای کوچکتر از کبوتر، به رنگ قهوهای یا آجریِ مایل به سرخ، با خالهای مشـکی روی گردنش، در بالکن خانهتان لانه کرده است یا از پشت پنجره صـدای «کو کو کو رو»ی او را میشنوید، این پرنده همان قمری است که معمولاً در محیطهای شهری و بسیار نزدیک به انسانها زندگی میکند.
بسیاری از مردم قمری را به دلیل علاقه عجیبش به لانهسازی در ناپایدارترین و نامناسبترین شرایط ممکن میشناسند.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که ببینید دو قمری عاشق، روی لبه پنجره، روی کنتور گاز یا حتی روی کولر، لانهای با چند شاخه خشک ساختهاند و حتی در آن تخم گذاشتهاند. جالب آنکه اگر این آشیانه نامطمئن به قیمت جان جوجههایشان هم تمام شود، باز هم از این تجربه درس نمیگیرند و دوباره لانهای مشابه میسازند. صدای خاص قمری که معمولاً چهار یا پنج هجایی است، منبع اصلی نامگذاری انگلیسی آن و یکی از نامهای محلی مشهورش در مناطق شرقی ایران است.
در زبان انگلیسی به این پرنده «Laughing Dove» یا «قمری خندان» میگویند، زیرا صدایش شبیه خنده است. اما در برخی مناطق ایران، از جمله خراسان، ممکن است نام «موسیکوتقی» را بشنوید که دقیقاً به همین قمری اشاره دارد. آدمها همیشه در تلاش بودهاند تا ارتباط بهتری با محیط اطراف خود برقرار کنند و به گوش برخی، صدای قمری خانگی تکرار مداوم عبارت «موسیکوتقی» است. داستانی هم درباره این نامگذاری وجود دارد که شنیدنش خالی از لطف نیست. طبق افسانهای، سه برادر به نامهای موسی، تقی و کریم که سنوسال چندانی هم نداشتند، بدون اجازه والدینشان برای بازی از خانه بیرون میروند. در این میان، تقی گم میشود و موسی و کریم از خدا میخواهند یکی از آنها را به پرنده تبدیل کند تا به دنبال برادرشان بگردد و دیگری به خانه بازگردد و ماجرا را به والدینشان خبر دهد. کریم به قمری تبدیل میشود و پرواز میکند، اما نمیتواند تقی را پیدا کند و از آن زمان مدام از موسی سراغ برادرشان را میگیرد: «موسی، کو تقی؟» حالا که صحبت از کریم شد، بد نیست اشارهای هم به یاکریم کنیم؛ پرندهای که برای بیشتر مردم همان قمری به حساب میآید، اما در واقع پرندهای با جثهای بزرگتر از قمری، با رنگی قهوهای بسیار کمرنگ و نزدیک به خاکستری است و طوق گردنش را خطی سیاه تشکیل میدهد.
یاکریمها بیشتر در حومه شهرها و مزارع دیده میشوند و معمولاً به اندازه قمری خانگی به محیطهای شهری نزدیک نمیشوند. صدای یاکریم سههجایی و با آهنگ «هو هوووو هو» است و اتفاقاً گفته میشود نام فارسی آن نیز از همین صدا گرفته شده است؛ صدایی که به گوش بعضیها شبیه ذکر «یاکریم» میآید.