سرمایه اجتماعی، راهبرد عبور از بحران

0

نکیسا خدیشی – مدیرمسئول

در شرایطی که مرز تهدید و بحران هر روز باریک‌تر می‌شود، تأکید بر «سرمایه اجتماعی» به عنوان راهبردی‌ترین راهکار برای عبور از بحران جنگ، فراتر از یک توصیه اخلاقی است. این نگاهی واقع‌بینانه به قواعد بقای یک ملت در آزمون‌های سرنوشت‌ساز است. جنگ در عصر کنونی تنها به میدان‌های نظامی محدود نیست؛ عرصه‌ای برای سنجش انسجام ملی، اعتماد متقابل و ظرفیت یک جامعه برای فداکاری در راه منافع جمعی است. سرمایه اجتماعی یعنی همان شبکه مستحکم همبستگی که هزینه‌های مدیریت بحران را کاهش می‌دهد، تاب‌آوری کشور را افزایش می‌دهد و دشمن را از امید به فروپاشی از درون ناامید می‌کند.

در سوی مقابل، «دوقطبی‌سازی» دقیقاً همان زهری است که این سرمایه راهبردی را نشانه گرفته است. دوقطبی‌سازی، فرآیندی است که در آن گروه‌های مختلف جامعه به جای ایستادن در کنار یکدیگر، در مقابل هم صف‌آرایی می‌کنند؛ «ما» در برابر «آنها»، «خودی» در برابر «غیرخودی». نتیجه این جریان، تحلیل رفتن اعتماد، گسست شبکه‌های همیاری و تبدیل تهدید خارجی به فرصتی برای تسویه‌حساب‌های داخلی است.

نکته مهم آنکه سال‌ها پیش از آنکه این آفت به شکل امروزی خود را نمایان کند، رهبر شهید ایران،، بارها نسبت به خطر «دوقطبی‌سازی» هشدار داده بودند. ایشان با درکی عمیق از بافت اجتماعی ایران و با تکیه بر آموزه‌های انقلاب اسلامی که بر ائتلاف حداکثری تأکید دارد، تفرقه‌افکنی و ایجاد خط‌کشی‌های ساختگی میان آحاد ملت را یک تهدید استراتژیک می‌دانستند. نگاه ایشان به «مردمی‌سازی اداره کشور» و تأکید بر «وفاق ملی» دقیقاً پادزهری در برابر زهر دوقطبی‌سازی بود. از منظر ایشان، هرگاه جامعه دچار گسست و دوگانگی شود، توانایی خود را برای دفاع در برابر تهدیدات بزرگ از دست می‌دهد.

رابطه این دو مقوله در شرایط کنونی کاملاً روشن است: راهکار عبور از بحران (سرمایه اجتماعی) نقطه مقابل سم این دوره (دوقطبی‌سازی) است. برای حفظ سرمایه اجتماعی چاره‌ای جز مقابله با دوقطبی‌سازی نداریم. این مقابله تنها با شعار ممکن نیست؛ نیازمند اصلاح رفتارهای سیاسی، پرهیز از اتهام‌زنی‌های کلی، بازتعریف مرزهای ملی به جای مرزهای جناحی و بازگرداندن اعتماد به نفس جمعی مبتنی بر ظرفیت‌های واقعی کشور است.نمونه‌ای برای این موضوع می‌توان به حمله سعید حدادیان مداح مشهور در حمله به جواد ظریف در روزهای گذشته اشاره کرد.

تأکید مکرر رهبر شهید بر این نکات، نشان می‌دهد که ایشان نه فقط به عنوان یک مدیر اجرایی، بلکه به عنوان اندیشمند سیاسی‌ای عمیق، آفات فروپاشی انسجام ملی را پیش‌بینی کرده بودند. امروز ارج نهادن به میراث فکری ایشان، در گرو عمل به همان دغدغه‌ای است که داشتند: پاسداشت وحدت ملی به عنوان بزرگ‌ترین سپر دفاعی کشور. در میدان پیچیده امروز، قدرتمندترین تجهیزات زمانی کارآمد خواهند بود که پشت آنها مردمی باشند که یکدیگر را «سهم خود» بدانند، نه «خصم خود». احیای سرمایه اجتماعی و خنثی‌سازی هندسه دوقطبی‌ساز، یک ضرورت غیرقابل اجتناب برای عبور از بحران کنونی است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.