پاس‌شدنِ آسان، یادگرفتنِ سخت؛ قصه‌ی یک نسل

0

یادداشتی از سمیرا سرچمی

این روزها موضوع گروه‌های خانوادگی، دانش‌آموزی، دانشجویی و یا هر گروه پر بازدید دیگری در روبیکا و بله شبیه به یک سالن امتحانات است که مراقب جلسه‌ای وجود ندارد و می‌شود پاسخ هر سوالی را از گروه بغلی پرسید! چیزی شبیه به امتحان open bkoo در آن سال‌هایی که آزمون و رقابت و معدل ارج‌وقرب داشت و شاید سالی یک‌بار open book اتفاق می‌افتاد آن هم با شرط‌ها و شرط‌ها!
کتاب گام‌به‌گام اما یک کتاب ممنوعه بود که با ترس‌ولرز با خودت به مدرسه می‌آوردی و به‌گونه‌ای سوال و جواب‌ها رو داخلش پیدا می‌کردی که گویی در حال ارتکاب جرم سنگینی هستی و اگر کسی ببیند اخراج کمترین مجازاتت خواهد بود! سال‌های زیادی از آن روزگار گذشته و دانش‌آموز نسل جدید با دوران مختلفی روبروست که مجبور است بسیاری از قوانین و قواعد مدرسه و امتحانات را زیر پا بگذارد و تمام دغدغه پاس‌شدن باشد.
پاس‌شدن و راحت شدن از شر کلاس‌ها و آزمون‌های آنلاین که به گفته‌ی دانش‌آموز عصر جدید، صرفاً هدردادن وقت است.
سارا کلاس نهم است. می‌گوید: به نظر من دانش‌آموزان هم نسل شما زیادی درس‌خواندن را جدی گرفته بودید! مثلاً مادرم می‌گوید زمانی که امتحان ریاضی، هندسه، شیمی، فیزیک و یا حتی عربی داشته ده تا کاغذ چرک‌نویس را پر می‌کرده تا یک سوال مشابه به سوال کتاب را طراحی کند تا برای هر پرسشی آماده باشد! سارا بلندبلند می‌خندد و می‌گوید: حالا سوالم این هست الان اون سوالات و اون همه چرک‌نویس کجای زندگی مادرم به دردش خورده؟ هیچ جا! فقط یک تقدیرنامه از آن زمان دارد که نوشته شما شاگرد کلاس اول شدی، هزار آفرین! مادر یک دانش‌آموز دیگر وسط بگوبخندهای اعضای یک کانال روبیکایی که مشغول سوال و جواب درباره‌ی بهترین آرایشگاه، لوازم آرایشی، بهترین پزشک جراح برای عمل زیبایی هستند، چند سوال امتحانی را می‌فرستد و می‌گوید: اگر ریاضی‌تان خوب است می‌شود این سوال‌ها را جواب دهید.
وقت زیادی نمانده و پسرم هنوز سوالی را جواب نداده. صحبت‌های دیگر اعضای گروه تمام می‌شود و همگی دست به دست هم می‌دهند و جواب‌ها را می‌فرستند. مادر امیرعلی تشکر می‌کند و می‌گوید: واقعاً نفس راحتی کشیدم نمی‌خواستم پسرم نمره پایینی بگیرد.
می‌خواستم یک پله از هم‌کلاسی‌اش که شاگرد زرنگ کلاس است، بالاتر باشد. آموزگارانی نیز در این گروه‌های شلوغ هستند و می‌بینند پاسخ سؤالاتی که طرح کرده‌اند، روی کاغذ نوشته‌اند و با هزار بدبختی به اینترنت وصل شده‌اند، به آب‌وگل مالیده می‌شوند. یکی از آموزگاران پایه‌ی نهم در گروه می‌نویسد: این تقلب آشکار خستگی یک سال درگیری با اینترنت با سرعت حلزونی را بر تن آدم می‌گذارد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.