گزارش مرکز آمار نرخ تورم سالانه کرمان در خردادماه را ۶۱.۱ اعلام کرد
گرانی دیر به کرمان رسید؛ اما تندتر تاخت/ بررسی دادههای خرداد نشان میدهد تورم ماهانه کرمان از میانگین کشور بالاتر رفته؛ همزمان سهم بالای خوراکیها در سبد هزینه خانوار، فشار گرانی را در زندگی روزمره کرمانیها سنگینتر کرده است
در بازارهای کرمان، گرانی دیگر فقط روی برچسب قیمتها دیده نمیشود؛ در مکث کوتاه خریدار مقابل قفسه روغن، در کمکردن وزن میوه، در حذف تدریجی گوشت از سبد خرید و در محاسبههای ذهنی آخر ماه خودش را نشان میدهد. خرداد ۱۴۰۵ برای خانوار کرمانی فقط یک ماه دیگر در تقویم تورم نبود؛ دادههای تازه نشان میدهد موج افزایش قیمتها در این استان، اگرچه در شاخص سالانه هنوز کمی پایینتر از میانگین کشور ایستاده، اما در مقیاس ماهانه شتابی بیشتر از میانگین ملی گرفته است.
به گزارش کرمان نو، آخرین دادههای منتشرشده از شاخص قیمت مصرفکننده در خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد تورم ماهانه خانوارهای کشور به ۵.۹ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۸۸.۶ درصد رسیده است؛ یعنی خانوارهای ایرانی برای خرید مجموعهای یکسان از کالاها و خدمات، بهطور میانگین ۸۸.۶ درصد بیشتر از خرداد سال گذشته هزینه کردهاند. نرخ تورم سالانه کشور نیز در خردادماه ۶۲ درصد اعلام شده است. اما در کرمان، تصویر کمی تندتر است. براساس جدولهای استانی، تورم ماهانه کرمان در خرداد به ۷.۴ درصد رسیده؛ یعنی ۱.۵ واحد درصد بالاتر از میانگین کشور. این فاصله در تورم نقطهبهنقطه نیز دیده میشود: کرمان با ۹۶.۴ درصد، ۷.۸ واحد درصد بالاتر از نرخ کشوری ایستاده است. به بیان سادهتر، قیمتها در کرمان نسبت به ماه مشابه سال قبل، سریعتر از متوسط کشور بالا رفتهاند.
این تفاوت، وقتی به عدد شاخص کل میرسیم، معنای روشنتری پیدا میکند. عدد شاخص کل قیمت مصرفکننده در استان کرمان ۶۸۸.۵ ثبت شده؛ درحالیکه میانگین کشور ۶۵۶.۴ است. فاصله ۳۲.۱ واحدی کرمان با میانگین ملی نشان میدهد سطح عمومی قیمتها در این استان بالاتر از متوسط کشور قرار گرفته است. این فاصله شاید در نگاه اول یک عدد آماری باشد، اما در زندگی روزمره یعنی همان خریدهایی که هر ماه گرانتر میشوند و همان هزینههایی که زودتر از درآمد خانوار رشد میکنند.
نکته مهم این است که تورم سالانه کرمان، برخلاف تورم ماهانه و نقطهبهنقطه، اندکی پایینتر از میانگین کشور است؛ ۶۱.۶ درصد در برابر ۶۲ درصد. این ناهمخوانی، یکی از نشانههای مهم در تحلیل وضعیت استان است. وقتی تورم سالانه هنوز پایینتر از کشور است اما تورم ماهانه و نقطهبهنقطه از میانگین ملی جلو زده، یعنی فشار تورمی در ماههای اخیر در کرمان شتاب گرفته است. به تعبیری، موج گرانی شاید دیرتر به کرمان رسیده، اما در خرداد با سرعت بیشتری حرکت کرده است.
این شتاب در بخش خوراکیها حساستر است. عدد شاخص خوراکیها در کرمان ۹۳۷.۱ ثبت شده که از عدد شاخص خوراکی کشور، یعنی ۹۵۵.۲، پایینتر است؛ اما تورم ماهانه خوراکیها در کرمان ۸.۳ درصد بوده، درحالیکه نرخ کشوری آن ۶.۸ درصد است. این یعنی سطح مطلق قیمت برخی اقلام خوراکی ممکن است هنوز از میانگین کشور پایینتر باشد، اما سرعت افزایش قیمتها در این بخش در کرمان بیشتر شده است. برای خانواری که خرید روزانهاش حول نان، برنج، گوشت، لبنیات، میوه و سبزی میچرخد، سرعت گرانی گاهی مهمتر از جایگاه استان در جدولهای ملی است.
در اقتصاد خانوار، همه کالاها وزن یکسان ندارند. فشار گرانی وقتی بیشتر حس میشود که بخش بزرگی از درآمد صرف کالاهای ضروری شود؛ همان کالاهایی که امکان حذف یا جایگزینی آنها محدود است. در کرمان، ضریب اهمیت خوراکیها در سبد هزینه خانوار ۳۸.۲۵ درصد گزارش شده؛ بالاتر از یزد با ۳۵.۰۷ درصد و بسیار بالاتر از هرمزگان با ۳۱.۸۵ درصد. این تفاوت نشان میدهد خانوار کرمانی سهم بیشتری از بودجه خود را برای خوراکیها کنار میگذارد. بنابراین تورم خوراکی در کرمان فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ مستقیماً به کیفیت سفره، امنیت غذایی و قدرت انتخاب خانوار مربوط میشود.
از همین زاویه است که عدد ۱۴۱.۲ درصدی تورم نقطهبهنقطه خوراکیها در کرمان اهمیت پیدا میکند. این رقم یعنی فشار گرانی در بخش غذا بسیار شدیدتر از آن چیزی است که تورم کل نشان میدهد. وقتی خوراکیها چنین افزایشی را تجربه میکنند، خانوارها معمولاً نه با حذف کامل مصرف، بلکه با کوچککردن تدریجی سبد خرید واکنش نشان میدهند؛ گوشت کمتر، لبنیات ارزانتر، میوه محدودتر، خرید عمده کمتر و وابستگی بیشتر به کالاهای ضروریتر.
مقایسه کرمان با استانهای همجوار نیز تصویری چندلایه به دست میدهد. یزد و هرمزگان از نظر عدد شاخص کل، بالاتر از کرمان قرار دارند؛ یزد با ۷۵۱.۱ و هرمزگان با ۷۴۳.۳ در برابر ۶۸۸.۵ کرمان. این یعنی سطح عمومی هزینهها در آن دو استان بالاتر است. اما در تورم ماهانه، کرمان با ۷.۴ درصد از یزد با ۶.۶ درصد جلوتر افتاده و فقط از هرمزگان با ۹ درصد پایینتر است. بنابراین کرمان از نظر سطح مطلق هزینهها هنوز به اندازه برخی همسایگان گران نیست، اما از نظر سرعت رشد قیمتها در وضعیت هشدار قرار دارد.
این وضعیت در شاخص غیرخوراکیها و خدمات متفاوت است. عدد شاخص غیرخوراکی و خدمات در کرمان ۵۳۴.۵ ثبت شده، درحالیکه این شاخص در یزد ۵۹۹.۸ و در هرمزگان ۶۱۸.۱ است. فاصله کرمان با هرمزگان در این بخش ۸۳.۶ واحد است؛ فاصلهای قابل توجه که احتمالاً بازتاب هزینههای بالاتر خدمات، حملونقل، مسکن، اجاره، فعالیتهای بندری و ساختار اقتصادی متفاوت استان ساحلی هرمزگان است. بااینحال پایینتر بودن شاخص غیرخوراکیها در کرمان نباید فشار تورم خوراکی را پنهان کند، چون برای دهکهای پایین و متوسط، خوراکیها وزن بیشتری در زندگی روزانه دارند.
تورم سالانه کرمان هنوز اندکی پایینتر از میانگین کشور است، اما بالاتر بودن تورم ماهانه و نقطهبهنقطه نشان میدهد موج گرانی در این استان در ماههای اخیر شتاب گرفته است.
از منظر توسعه پایدار، مسئله فقط افزایش قیمت نیست؛ مسئله شکنندگی خانوار در برابر شوکهای مکرر اقتصادی است. تورم بالا، بهویژه در بخش غذا، مستقیماً بر سلامت، آموزش، کیفیت تغذیه، تابآوری اجتماعی و حتی مهاجرت اثر میگذارد. وقتی خانوار بخش بیشتری از درآمد خود را صرف تأمین خوراک میکند، هزینههای درمان، آموزش، حملونقل، فرهنگ و پسانداز به حاشیه رانده میشود. تورم، در این معنا، فقط شاخصی اقتصادی نیست؛ شکلی از فرسایش آرام سرمایه اجتماعی و انسانی است.
سهم بالاتر خوراکیها در سبد هزینه خانوار کرمانی باعث میشود تورم غذا، حتی وقتی برخی شاخصهای مطلق پایینترند، فشار واقعی بیشتری بر زندگی روزمره مردم استان وارد کند.
در سطح ملی نیز دادههای خردادماه نشان میدهد فشار تورمی میان دهکها یکسان نیست. گزارشهای منتشرشده از دادههای مرکز آمار نشان میدهد تورم سالانه کشور در خرداد ۱۴۰۵ برای دهکهای مختلف هزینهای از ۶۰.۱ درصد برای دهک دهم تا ۶۸.۵ درصد برای دهک دوم تغییر کرده و فاصله تورمی دهکها نسبت به ماه قبل افزایش یافته است. این الگو برای تحلیل کرمان نیز مهم است: هرچه سهم خوراکیها در سبد هزینه خانوار بیشتر باشد، فشار تورم بر گروههای کمدرآمد شدیدتر میشود.
به همین دلیل، خواندن وضعیت کرمان فقط از مسیر «میانگینها» کافی نیست. میانگین تورم میتواند بخشی از واقعیت را پنهان کند؛ بهخصوص وقتی خانوارهای مختلف با ترکیب هزینهای متفاوتی زندگی میکنند. برای خانواری که اجارهنشین است، خدمات درمانی بیشتری نیاز دارد یا چند فرزند دانشآموز دارد، فشار تورم با عدد رسمی متفاوت تجربه میشود. برای خانواری که بخش عمده درآمدش صرف غذا میشود، تورم خوراکیها مهمترین خبر اقتصادی ماه است.
کرمان اکنون در موقعیتی ایستاده که نه میتوان آن را بحرانیترین استان کشور دانست و نه میتوان از شتاب تورمی آن چشم پوشید. تفاوت اصلی در همین شتاب است؛ تورم ماهانه بالاتر از میانگین کشور، تورم نقطهبهنقطه نزدیک به مرز ۱۰۰ درصد و سهم بالای خوراکیها در سبد خانوار. این سه نشانه کنار هم میگویند فشار اقتصادی در استان فقط در سطح عدد شاخص باقی نمانده و به سفره خانوار رسیده است.
پرسش مهم برای سیاستگذار محلی و ملی این است که با چنین وضعیتی چگونه باید برخورد کرد. اگر تورم ماهانه کرمان در ماههای بعد نیز بالاتر از میانگین کشور بماند، شکاف فعلی میتواند به فشار معیشتی عمیقتری تبدیل شود. پاسخ به این وضعیت فقط در کنترل قیمتها خلاصه نمیشود؛ نیازمند رصد دقیقتر بازار خوراکیها، توجه به زنجیره توزیع، حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر، کنترل هزینههای حملونقل و شفافیت در دادههای استانی است.