یادداشتی از جاوید مومنی:
روز خبرنگار امسال نیز با پیامهای تبریک، روایت دشواریهای این حرفه و تأکید دوباره بر اهمیت حقیقت و مسئولیت اجتماعی گذشت. اما پشت تصویر آشنای خبرنگاری که دفترچه، دوربین یا میکروفن در دست دارد، محیط کار دیگری در حال شکلگرفتن است؛ محیطی پر از سامانههای تحریریه، پیامرسانها، شبکههای اجتماعی، داشبوردها و ابزارهای هوش مصنوعی که هرکدام وعده میدهند بخشی از کار را سریعتر و سادهتر کنند.
امروز یک فایل صوتی میتواند در چند دقیقه به متن تبدیل شود. یک مدل زبانی میتواند از میان چند سند خلاصهای اولیه بسازد، عنوان پیشنهاد دهد، متن را ترجمه کند یا نسخههای متفاوتی از یک خبر برای وبسایت و شبکههای اجتماعی آماده کند. ابزار دیگری میتواند تصاویر را دستهبندی کند، روندهای خبری را تشخیص دهد یا از میان حجم زیادی از دادهها موارد غیرعادی را نشان دهد.
این تواناییها واقعیاند؛ اما پرسش اصلی این نیست که ماشین چه کارهایی میتواند انجام دهد. پرسش مهمتر این است که در این فرایند، خبرنگار کجا ایستاده است.
فاصله میان تشخیص و فهم
فاصله میان تشخیص یک نشانه و رسیدن به تصمیم را میتوان در حوزههای مختلف دید. یک دوربین تلهای ممکن است تصویر خرسی را ثبت کند و یک مدل هوش مصنوعی حیوان حاضر در تصویر را تشخیص دهد؛ اما اینکه این حضور چه معنایی برای زیستگاه دارد، همچنان به دانش متخصص حیاتوحش وابسته است. داده باید اعتبارسنجی شود، در زمینه قرار بگیرد و به دانش تبدیل شود تا بتواند مبنای تصمیم باشد.
در تحریریه نیز همین فاصله وجود دارد. هوش مصنوعی میتواند یک ادعا را در میان هزاران کلمه پیدا کند، اما لزوماً نمیداند انتشار آن در یک موقعیت اجتماعی مشخص چه پیامدی دارد. میتواند متن مصاحبه را خلاصه کند، اما ممکن است مکث، تردید یا جملهای حاشیهای را حذف کند که برای فهم روایت اهمیت دارد. همچنین میتواند متنی روان و منسجم تولید کند که اشتباه آن بهآسانی دیده نشود. زبان مطمئن ماشین گاهی اطلاعات نادرست را نیز معتبر جلوه میدهد.
روزنامهنگاری فقط کنار هم قراردادن جملهها نیست. خبرنگار باید منبع را بشناسد، اطلاعات را راستیآزمایی کند، زمینه را ببیند و درباره ارزش عمومی انتشار تصمیم بگیرد. تولید سریعتر متن لزوماً به معنای تولید سریعتر روزنامهنگاری نیست.
انسان در حلقه، نه در انتهای خط
اینجاست که مفهوم «انسان در حلقه» یا Human in the Loop اهمیت پیدا میکند. در این الگو، هوش مصنوعی داده را پردازش میکند، الگوها را نشان میدهد و پیشنهاد میدهد؛ اما تصمیم نهایی را انسان میگیرد.
بااینحال، حضور انسان در حلقه نباید به قراردادن یک دکمه تأیید در انتهای مسیر محدود شود. اگر خبرنگار فقط چند ثانیه فرصت داشته باشد خروجی ماشین را مرور کند، اگر به منابع اولیه دسترسی نداشته باشد یا اگر حجم تولید آنقدر افزایش پیدا کند که بررسی دقیق ممکن نباشد، حضور او بیشتر ظاهری است تا واقعی.
نظارت انسانی زمانی معنا دارد که انسان اختیار توقف فرایند، رد پیشنهاد ماشین و بازگشت به منبع را داشته باشد. خبرنگار باید بتواند بفهمد یک نتیجه بر چه دادهای استوار شده، چه بخشهایی بهوسیله سامانه تغییر کرده و کدام ادعاها هنوز به راستیآزمایی نیاز دارند. مسئولیت بدون اختیار، فقط انتقال بار خطای فناوری به خبرنگار است.
این مسئله در روزنامهنگاری جدیتر از بسیاری حوزههای دیگر است. خطای یک پیشنهاد خودکار خرید شاید به انتخاب نامناسب یک کالا منجر شود؛ اما خطای یک سامانه خبری میتواند آبروی فردی را مخدوش کند، امنیت یک منبع را به خطر بیندازد یا روایتی نادرست را وارد حافظه عمومی کند.
بنابراین نمیتوان از خبرنگار خواست مسئولیت خروجی را بپذیرد، درحالیکه طراحی ابزار، فشار زمانی و سرعت فرایند امکان کنترل واقعی را از او گرفته است.
وقتی خبرنگار اپراتور ماشین میشود
یکی از خطرهای پنهان هوش مصنوعی این است که خبرنگار را بهتدریج از صاحب روایت به اپراتور خروجی ماشین تبدیل کند. در چنین تحریریهای، موفقیت با تعداد متنهای تولیدشده، سرعت انتشار و حجم حضور در پلتفرمها سنجیده میشود. خبرنگار بهجای جستوجوی موضوع، گفتوگو با مردم، شناخت زمینه و ساختن روایت، زمان خود را صرف بازبینی خروجیهایی میکند که ماشین یکی پس از دیگری تولید کرده است.
در ظاهر، بهرهوری افزایش یافته است؛ اما ممکن است آنچه بیشتر تولید میشود فقط محتوا باشد، نه روزنامهنگاری.
روزنامهنگاری با تولید جمله آغاز نمیشود و با انتشار متن نیز پایان نمییابد. بخشی از آن، دیدن چیزی است که در دادهها ثبت نشده؛ شنیدن صدایی که در گزارش رسمی حضور ندارد؛ تردیدکردن به روایتی که بیش از حد منظم به نظر میرسد؛ و پذیرفتن مسئولیت پرسشی که ممکن است برای یک سامانه آماری اهمیتی نداشته باشد.
هوش مصنوعی میتواند فاصله میان داده و تحلیل را کوتاه کند، اما تعیین ارزش عمومی یک موضوع همچنان کاری انسانی است.
البته خود عبارت «انسان در حلقه» نیز نباید به پوششی برای ضعف سامانهها تبدیل شود. انسان ممکن است خسته، شتابزده یا گرفتار پیشداوری باشد. خبرنگار برای نظارت واقعی به آموزش، زمان، امنیت شغلی، دسترسی به منابع و فرایند روشن تحریریه نیاز دارد. نمیتوان نقص یک سیستم را با افزودن عبارت «بازبینی انسانی» پنهان کرد و انتظار داشت فردی که زیر فشار انتشار فوری قرار دارد، همه خطاهای ماشین را پیدا کند.
تجربه خبرنگار را چه کسی میبیند؟
سالهاست هنگام طراحی خدمات دیجیتال از «تجربه کاربر» و در کسبوکارها از «تجربه مشتری» سخن میگوییم. در صنعت نرمافزار نیز کیفیت ابزار و محیط کار توسعهدهندگان با عنوان «تجربه توسعهدهنده» بررسی میشود. اما خبرنگاری که هر روز باید میان منابع، اسناد، سامانه تحریریه، آرشیو، شبکههای اجتماعی و اکنون ابزارهای هوش مصنوعی حرکت کند، چه تجربهای دارد؟
«تجربه خبرنگار» یا Journalist Experience که میتوان آن را بهاختصار JX نامید، تلاشی برای طرح همین پرسش است. این مفهوم فقط به سادگی کار با نرمافزار تحریریه مربوط نیست. فشار ذهنی، امکان تمرکز، دسترسی به سابقه یک موضوع، امنیت اطلاعات، حفاظت از منبع، شفافیت مراحل تأیید، امکان پیگیری تغییرات، اختیار حرفهای و مسئولیت خبرنگار نیز بخشی از آناند.
اگر ابزارهای یک تحریریه خبرنگار را مجبور کنند اطلاعات مشابهی را بارها وارد کند، اگر آرشیو آن قابل جستوجو نباشد، اگر منشأ متن تولیدشده مشخص نماند یا اگر الگوریتمها بدون توضیح درباره اهمیت خبرها تصمیم بگیرند، مشکل فقط یک رابط کاربری نامناسب نیست. کیفیت تجربه خبرنگار مستقیماً بر دقت، اعتماد و کیفیت روزنامهنگاری اثر میگذارد.
«منشور تجربه خبرنگار» نیز از همین نقطه آغاز میشود: فناوری باید توان حرفهای خبرنگار را افزایش دهد، نه اینکه او را به بخش کماختیار یک خط تولید محتوا تبدیل کند. هوش مصنوعی میتواند کارهای تکراری را کاهش دهد، جستوجو را سریعتر کند و نشانههایی را نشان دهد که در حجم زیاد اطلاعات دیده نمیشوند؛ اما طراحی فرایند باید انسان را در تمام مسیر نگه دارد، نه فقط در آخرین مرحله پیش از انتشار.
فناوری خوب فقط خروجی سریعتر نمیسازد؛ شرایط تصمیمگیری بهتر را فراهم میکند. گاهی ارزشمندترین قابلیت یک سامانه این نیست که متن دیگری تولید کند، بلکه این است که منبع یک ادعا را نشان دهد، درباره نبود اطمینان هشدار دهد یا اجازه ندهد اطلاعات حساس بدون بررسی در اختیار یک سرویس بیرونی قرار گیرد.
چه کسی در مرکز حلقه میماند؟
روز خبرنگار فرصتی برای قدردانی از کسانی است که در جستوجوی حقیقت کار میکنند؛ اما این قدردانی زمانی جدی میشود که در طراحی محیط کار، انتخاب ابزارها و سیاستهای رسانه نیز جایگاهی برای تجربه آنان در نظر گرفته شود.
در عصر هوش مصنوعی، حمایت از خبرنگار فقط آموزش استفاده از چند ابزار تازه نیست. رسانه باید سیاست روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی داشته باشد، از دادههای حساس و منابع محافظت کند، مسئولیت تصمیمها را مشخص نگه دارد و زمان لازم برای راستیآزمایی را قربانی سرعت تولید نکند. خبرنگار نیز باید در طراحی ابزارهایی که هر روز با آنها کار میکند، صدایی واقعی داشته باشد.
پرسش آینده تحریریهها فقط این نیست که چه مقدار از فرایند خبر را میتوان به ماشین سپرد. پرسش مهمتر آن است که خبرنگار در این حلقه چه اندازه حق دیدن، پرسیدن، مخالفتکردن و تصمیمگرفتن دارد.
اگر پاسخ این پرسش روشن نباشد، ممکن است انسان هنوز در حلقه حضور داشته باشد، اما دیگر در مرکز آن نباشد.