در سال ۱۴۰۴، سوانح و حوادث جان ۳۳ کودک یک تا ۵۹ماهه را در محدوده دانشگاه علوم پزشکی کرمان گرفته است؛ آماری که نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افزایش یافته و از تکرار خطر در خیابان، خانه، زمین کشاورزی و وسایل نقلیه حکایت دارد.
رستا فقط ۱۴ ماه داشت. ظهر یک روز پنجشنبه، در جاده هفتباغ علوی، روی صندلی جلوی خودرو و در آغوش مادرش نشسته بود. پدر رانندگی میکرد که خودرو با لبه بلوکهای کنار مسیر برخورد کرد و از کنترل خارج شد. در آن چند ثانیه، هیچ صندلی ایمنی یا کمربندی میان بدن کوچک رستا و داشبورد خودرو نبود. ضربه به سر کودک موجب خونریزی مغزی شد. نیروهای اورژانس او را به بیمارستان شهید باهنر کرمان رساندند و رستا بلافاصله به اتاق عمل منتقل شد، اما شدت جراحتها اجازه نداد زنده بماند.
مرگ رستا حادثهای منفرد در جادههای کرمان نیست. دادههای ثبتشده درباره مرگ کودکان یک تا ۵۹ماهه در محدوده دانشگاه علوم پزشکی کرمان نشان میدهد در سال ۱۴۰۴، سوانح و حوادث جان ۳۳ کودک را گرفتهاند؛ یعنی بهطور متوسط، هر ۱۱ روز یک کودک زیر پنج سال در حادثهای جان باخته است.
این آمار در سال ۱۴۰۳ برابر با ۳۰ مورد بود. بنابراین، شمار مرگهای ناشی از سوانح و حوادث در این گروه سنی، طی یک سال سه مورد یا ۱۰ درصد افزایش یافته است. پشت این افزایش بهظاهر کوچک، مجموعهای از تصادفها، مسمومیتها، غرقشدگیها، سقوطها و حوادثی قرار دارد که بسیاری از آنها با نظارت مؤثرتر، ایمنسازی محیط و رعایت چند اصل شناختهشده قابلپیشگیری بودند.
تصادف در صدر مرگها

حوادث ترافیکی در سال ۱۴۰۴ با ۱۸ مورد فوت، عامل ۵۴.۵ درصد مرگهای ناشی از سوانح در میان کودکان یک تا ۵۹ماهه بودهاند. بهعبارتدیگر، بیش از نیمی از کودکانی که بر اثر حادثه جان باختهاند، قربانی برخورد خودرو، واژگونی، موتورسیکلت یا ماشینآلات شدهاند.
این سهم در سال ۱۴۰۳ نیز بالا بود. در آن سال، ۱۴ کودک، معادل ۴۶.۶۷ درصد کل موارد، در حوادث ترافیکی جان باختند. مقایسه دو سال نشان میدهد شمار قربانیان خردسال حوادث حملونقل از ۱۴ به ۱۸ نفر رسیده است. این افزایش ۲۸.۶ درصدی، اهمیت ایمنی کودکان در خودرو، خیابان و محیطهای نزدیک به وسایل نقلیه را برجسته میکند.
در میان ۱۸ مرگ ترافیکی سال ۱۴۰۴، خودروهای سواری با ۱۲ قربانی، عامل ۶۶.۶ درصد موارد بودهاند. چهار کودک، معادل ۲۲.۲ درصد، در حوادث مرتبط با موتورسیکلت جان باختهاند. دو مورد دیگر، معادل ۱۱.۱ درصد، نیز به حوادث ماشینآلات کشاورزی و تراکتور مربوط بوده است.
یک سال پیشتر نیز خودروهای سواری با هشت قربانی، ۵۷.۱۴ درصد مرگهای ترافیکی کودکان را به خود اختصاص داده بودند. موتورسیکلت با پنج قربانی، سهمی ۳۵.۷ درصدی داشت و یک مورد، معادل ۷.۱۴ درصد، به ماشینآلات کشاورزی و تراکتور مربوط بود.
روایتهای ثبتشده در سال ۱۴۰۴ نشان میدهند خطر همیشه در جادههای دورافتاده یا سفرهای طولانی ظاهر نمیشود. گاهی کودک پشت خودرویی ایستاده است که یکی از اعضای خانواده قصد دارد آن را در کوچه یا حیاط به حرکت درآورد. گاهی خردسالی از خانه بیرون میرود و به بزرگراه نزدیک محل زندگی میرسد. گاهی کودک روی تراکتور کنار پدر نشسته یا در محدوده حرکت ماشینآلات کشاورزی بازی میکند. در مواردی نیز کودک بدون صندلی ایمنی، در آغوش پدر یا مادر و روی صندلی جلوی خودرو نشانده شده است.
رستا تنها کودکی نبود که در آغوش یکی از والدین جان باخت. نازگل، کودک ۲۱ماهه، هنگام حرکت در محور ارزوییه ـ بافت در آغوش پدر بود. برخورد یک دستگاه پژو پارس از پشت، خودرو را از جاده خارج کرد و موجب واژگونی آن شد. پدر و دختر هر دو به بیرون پرتاب شدند و با وجود انتقال به بیمارستان و انجام عملیات احیا، جان باختند.
مسمومیت دومین عامل مرگ

پس از حوادث ترافیکی، مسمومیت با هفت مورد فوت در جایگاه دوم قرار دارد و ۲۱.۲ درصد مرگهای ناشی از سوانح سال ۱۴۰۴ را شامل میشود. در سال ۱۴۰۳، سه کودک بر اثر مسمومیت جان باخته بودند و سهم این عامل ۱۰ درصد بود. بنابراین، شمار مرگهای ناشی از مسمومیت طی یک سال بیش از دو برابر شده است.
برخی روایتهای ثبتشده در دو سال اخیر، از دسترسی کودکان به متادون حکایت دارند؛ دارویی که گاه در بطری نوشابه، ظرف آب یا شیشه دارویی دیگری نگهداری شده و کودک آن را با آب یا شربت اشتباه گرفته است. در یکی از موارد سال ۱۴۰۴، مادری در پارک به کودک چهارماههاش شیر مصنوعی داد و کمی بعد متوجه تغییر حال او شد. بررسیهای بعدی نشان داد شیشه مورد استفاده به متادون آلوده بوده است. تلاش کادر درمان برای نجات کودک نتیجه نداد.
نمونههای سال ۱۴۰۳ نیز الگوی مشابهی را نشان میدهند: شربت متادونی که در شیشه داروی ضدسرفه ریخته شده بود؛ بطری متادونی که پشت تلویزیون قرار داشت و قرصی که از دست یک مهمان روی زمین افتاده بود. در هر سه روایت، مادهای کشنده در دسترس کودک قرار گرفت و خطر زمانی شناسایی شد که کودک بیحال شده یا دیگر واکنشی نداشت.
آبهای کمعمق هم میکشند
در سال ۱۴۰۴، دو کودک بر اثر غرقشدگی جان باختند؛ معادل ۶.۱ درصد کل مرگهای ناشی از سوانح. این عدد در مقایسه با سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است؛ سالی که غرقشدگی با شش قربانی، ۲۰ درصد موارد را شامل میشد.
بااینحال، روایت این حوادث نشان میدهد کاهش تعداد قربانیان بهمعنای رفع خطر نیست. در یکی از موارد سال ۱۴۰۴، النا، کودک خردسال یک خانواده کشاورز، از خانه بهسمت زمین کشاورزی راه افتاد. در مسیر، استخری بدون حصار و نرده وجود داشت. مادر تصور میکرد کودک نزد پدر است و پدر گمان میکرد او پیش مادر مانده است. کودک در استخر افتاد و زمانی پیدا شد که دیگر فرصتی برای نجاتش باقی نمانده بود.
در حادثهای دیگر، تنها حدود ۳۰ سانتیمتر آب زیر یک لوله انتقال جمع شده بود. همین میزان آب برای غرقشدن کودک کافی بود. این روایت یادآوری میکند که خطر برای کودکان خردسال فقط به استخرهای عمیق، رودخانهها یا کانالهای بزرگ محدود نیست. حوضچه، منبع آب، استخر کشاورزی و حتی تجمع کمعمق آب نیز میتواند به محل مرگ تبدیل شود.
خطر در محیطهای آشنا
سقوط با دو قربانی و سهم ۶.۱ درصدی، یکی دیگر از علل مرگ کودکان در سال ۱۴۰۴ بوده است. برقگرفتگی، حیوانگزیدگی، خشونت و انسداد تنفسی نیز هرکدام جان یک کودک را گرفتهاند و سهمی سهدرصدی از کل موارد داشتهاند.
در سال ۱۴۰۳، پس از حوادث ترافیکی، انسداد تنفسی و غرقشدگی هرکدام با شش مورد فوت و سهم ۲۰ درصدی قرار داشتند. مسمومیت با سه مورد و سهم ۱۰ درصدی و سوختگی با یک مورد و سهم ۳.۳۳ درصدی، دیگر علل ثبتشده بودند. تغییر ترکیب مرگها در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد در کنار تداوم خطر تصادف، مسمومیت به مسئله پررنگتری تبدیل شده است.
از ۳۳ کودک جانباخته در سال ۱۴۰۴، ۲۲ نفر ایرانی و ۱۱ نفر غیرایرانی بودهاند. در حوادث ترافیکی، ۱۴ کودک ایرانی و چهار کودک غیرایرانی جان باختند. مسمومیت جان پنج کودک ایرانی و دو کودک غیرایرانی را گرفت. از دو قربانی غرقشدگی، یک نفر ایرانی و یک نفر غیرایرانی بود. دو مورد سقوط نیز میان کودکان ایرانی ثبت شد؛ درحالیکه موارد برقگرفتگی، حیوانگزیدگی، خشونت و انسداد تنفسی هرکدام مربوط به یک کودک غیرایرانی بود.
این اعداد فقط جدولهایی برای مقایسه دو سال نیستند. پشت هر عدد، کودکی قرار دارد که در محیطی آشنا جان باخته است: در آغوش پدر یا مادر، چند قدم دورتر از خانه، کنار پارک، داخل حیاط، در زمین کشاورزی یا در مسیری که خانواده بارها از آن عبور کرده بود.
فرشته سهماهه در نزدیکی تراکتوری قرار داشت که خواهر ششسالهاش بیخبر کلاچ آن را دستکاری کرد. تراکتور به عقب حرکت کرد و کودک زیر چرخ رفت. کسری زمانی به بزرگراه رسید که مراقب او برای بار دوم متوجه خروجش از خانه نشد. جواد ۲۰ماهه روی تراکتور پدر نشسته بود که تکانهای ناشی از ناهمواری زمین، او را زیر چرخ انداخت. هیچکدام از این کودکان به محیطی ناشناخته و دور از دسترس خانواده نرفته بودند؛ خطر در همان جایی شکل گرفته بود که بزرگسالان آن را عادی و آشنا تصور میکردند.
افزایش مرگهای ترافیکی و مسمومیت در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد تکرار توصیههای عمومی به خانوادهها، بهتنهایی برای کاهش این آمار کافی نیست. کودک خردسال توان تشخیص سرعت خودرو، عمق آب، خطر دارو، ارتفاع تراس یا حرکت ناگهانی ماشینآلات را ندارد. مسئولیت شناخت و حذف این خطرها بر عهده بزرگسالان و متولیانی است که محیط زندگی کودک را طراحی یا اداره میکنند یا بر آن نظارت دارند.
برای رستا، فاصله میان یک سفر معمولی و مرگ، فقط یک برخورد ناگهانی بود. اگر روی صندلی عقب و در صندلی ایمنی متناسب با سن و وزنش نشسته بود، ممکن بود سرنوشت دیگری داشته باشد. همین «اگر» در بسیاری از ۳۳ روایت سال ۱۴۰۴ تکرار میشود: اگر استخر حصار داشت، اگر دارو دور از دسترس بود، اگر درِ خانه قفل میشد، اگر کودک روی تراکتور نمینشست و اگر خودرو صندلی ایمنی کودک داشت. مجموعهای از «اگر»ها که نشان میدهند بخشی از این مرگها، پیش از آنکه رخ دهند، امکان متوقفشدن داشتند.