یادداشتی از سمیرا سرچمی
کرونا و جنگ، آموزگار و دانشآموز را خانهنشین کرد تا بهاینترتیب ماراتن آموزش گریبان مادر را هم بگیرد و یک چالش پر دردسر را به محیط خانه بکشد. دانشآموز پتو را کنار میزند و از درون تختخواب حضورش را سر کلاس اعلام میکند و بعد میخوابد! مادر برای اینکه چراغ حضور فرزندش در کلاس خاموش نشود و غیبت نخورد گوشی را میگذارد روی کانتر آشپزخانه و درحالیکه پیازها را خرد میکند به صحبتهای آموزگار هم گوش میدهد تا بتواند به فرزندش زمانی که میخواهد مشق بنویسد، نکات را بیاموزد.
زهرا یک مادر سی و هفت سالهست که با خنده میگوید: الان دانشآموز کلاس سوم دبستان است و میخواهد برای امتحانات پایان ترم آماده شود! او میگوید؛ تمام این مدت که آموزش آنلاین بوده با تهدید و تنبه و دادوبیداد دخترش را مجبور کرده پشتگوشی بنشیند و از روی درس خط ببرد! اما هر بار که وارد اتاقش شده دیگر دختر دانشآموزش درحالیکه معلم در حال آموزش فارسی است، او دارد روی ناخنهایش لاک میزند!
زهرا میگوید: تمام راهها را هم امتحان کرده تا دخترش دل به درس بدهد؛ اما وقتی سر کلاس نیستی و با معلم چشم تو چشم نمیشوی ترس از توبیخ وجود ندارد، پس به قول دخترم بیخیال بابا!
محمد، پدر یک دانشآموز کلاس اولیست. او جزو پدرانیست که چون مادر بهواسطهی شغل بیرون از خانه نمی. تواند هنگام برگزاری کلاس آنلاین کنار فرزندش بنشیند، مسئولیت بر عهدهاش هست. او مغازهٔ تعویضروغنی دارد و میگوید: هر صبح پسرش را با خودش به مغازه میآورد تا کلاس شروع شود. ماشین که روی چاله میآید میگویم زیاد سروصدا نکنند. مشتریها آرامتر حرف بزنند تا پسر صدای معلم را بشنود. او در پایان حرفش میگوید به نظرم مملکت را سواد دههٔ پنجاه شصتیها ساختند این شیوهٔ درسخواندن بیشتر مسخرهبازیست!
نظر دانشآموزان بهویژه دبستانیها راجع به آموزش آنلاین مثبت است و از وضع موجود بسیار راضیاند. آنها میگویند وقتهایی که تایم کلاس زیاد است و حوصلهشان سر میرود گوشی را میگذارند زمین و میروند پی بازی.
در این میان علاوه بر مشکلاتی که پدر و مادرها را کلافه کرده و هر روز را با سروکله زدن با فرزند سرتقشان سپری میکنند آموزگاران بهعنوان نقش مهم و تعیینکنندهٔ اصلی آموزش چندین برابر درگیرترند. آنها باید برای دانشآموزانی تدریس کنند که نمیدانند حواس دانشآموز به تدریس درس هست یا گوشی را گذاشته و رفته کوچه!
پریسا شهیدی آموزگار کلاس دوم دبستان است. او در توصیف آموزش آنلاین و تبعاتی که دارد، میگوید:
ما سالهای کرونایی هم آموزش آنلاین داشتیم. من خودم شخصاً دو سال تمام کل آموزش را مجازی دادم و بچههای آن سال هم قوی بالا رفتند.
اما خوبی دوران کرونا به این بود که اگر آموزش مدرسه آنلاین بود در کنارش ما اینترنت هم داشتیم.
الان اینترنت نیست، مرتب اسکایروم قطع میشود و یا فضای مجازی برای فرستادن یک عکس از نمونه سؤال ساعتها زمان میبرد و پیامها و فیلمها بهسختی ارسال میشوند.
باید قبول کنیم بچهها در مدرسه و کلاس بیشتر از معلم حساب میبرند و همین نکته در یادگیریِ دقیق و عمقیشان تأثیرگذار است.
خیلی وقتها بچهها از توی رختخواب بهزور گوشی را نگاه میکنند و تایپ میکنند که سلام صبح به خیر من حاضرم و بعد میروند پی بازیگوشی و بالا پایین پریدن حالا مادر میماند و خانهداری و کلاس ِآنلاین.
یا وقتی درس میپرسی، مادر از آن طرف تقلب میدهد و بچه کتاب را جلواش گذاشته و سؤالات را مثل بلبل جواب میدهد!
شهیدی دربارهٔ تصحیحکردن مشقها در مدرسه میگوید که نهایت نیم ساعت وقت میبرد. ولی الان بهخاطر اسکایروم تا شب گوشی به دست هستی و در حال تصحیحکردن.
پریسا شهیدی به وضعیت روابط اجتماعی بچهها اشاره میکند و میگوید:دوران کرونا هم همینطور شد. ۲ سال بچهها اصلاً رنگ مدرسه را ندیدند.
همین امر باعث شد که گوشی بیفتد دست بچههای زیر ۱۲ سال درصورتیکه خیلی از کشورها، این یک امر غیرقانونیست.
بچهها افسرده میشوند گوشی به دست میشوند، از محیطهای اجتماعی دور میشوند با گوشی ناخواسته وارد دنیای بزرگترها میشوند تبعات منفی دیگر.