نقدی بر رویکرد ذاکری هرندی معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری
«تهدید» و «تسریع»؛ دو کلیدواژه پرتکرار معاون عمرانی استاندار
بررسی اظهارات و دستورهای اخیر معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان نشان میدهد صدور مهلتهای کوتاه و در مواردی غیرواقعبینانه برای پروژههای عمرانی، به رویهای ثابت در گفتمان او تبدیل شده است؛ رویهای که تاکنون با گزارش پیگیری یا اعلام نتیجه مشخصی همراه نبوده است.
کرماننو ـ در دویستوچهلوپنجمین جلسه شورای ترافیک استان کرمان، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خواستار بازبینی و ارائه طرح ساماندهی ترافیک میدان شورای شهر کرمان ظرف ۱۵ روز شد؛ مهلتی که بدون انتشار گزارشی از نتیجه، سپری شد.
این تنها یکی از نمونههای فهرست دستورها و اظهاراتی است که از ذاکریهرندی منتشر شده است؛ از دستور احیای فوری بازار تاریخی سیرجان و تکمیل پروژه آبرسانی رابر ظرف کمتر از سه هفته گرفته تا تأکید بر تسریع پروژههای نیمهتمام بازآفرینی شهری و اعلام غیرقابلقبول بودن هرگونه تأخیر در احداث نیروگاههای خورشیدی و پروژههای ورزشی.
مشاهدات نشان میدهد دو واژه «تهدید» و «تسریع» بیش از هر کلمه دیگری در سخنان این مقام استانی تکرار میشود. با این حال، در غیاب برنامهریزی مشخص، تخصیص منابع و گزارشهای پیگیری، این واژگان بیش از آنکه کارکرد مدیریتی داشته باشند، بار تبلیغاتی پیدا میکنند. پروژههایی مانند بازسازی میراث تاریخی یا احداث نیروگاه خورشیدی به مطالعات فنی، تأمین اعتبار و هماهنگی بیندستگاهی نیاز دارند و صرف تعیین ضربالاجل در یک نشست اداری، آنها را به سرانجام نمیرساند.
در کنار این دستورهای فوری برای پروژههایی که نیازمند بودجه و مطالعات کارشناسی هستند، تهدید مدیران در جلسات اداری نیز از دیگر رویههای این معاون اصفهانی استاندار کرمان به شمار میرود. رویکردی که شاید در برخی موضوعها یا برای برخی مدیران کارآمد باشد، اما در بیشتر موارد میتواند به گسست میان مدیران اجرایی و هسته مدیریتی ستاد استان منجر شود.
نبود گزارشهای پیگیری درباره سرنوشت این دستورها و تهدیدها، این پرسش را مطرح میکند که آیا چنین اظهاراتی صرفاً برای انعکاس در تیتر خبرها بیان میشوند، یا واقعاً با سازوکاری مشخص برای اجرا همراهاند.
ما کرمونیا اینقدر بدبختیم که مدیر غیربومی برامون میارن و مدیران غیر بومی هم عمدتا عرق و وابستگی به خاک و توسعه استان را ندارند و سعی می کنند تبلیغاتی کار کنند تا در اذهان مردم خوب جلوه کنند و از طرفی اگر مدیران بومی هم منصوب شوند مدیران دسته چندمی با سفارشات این و آن منصوب می شوند که هیچ کارنامه قابل قبولی نداشته و ندارند و نخواهند داشت و بعضاً نه تنها مفید هم نیستند بلکه باعث تخریب سیستم هم می شوند و در مجموع نظر شخص توصیه کننده ارشد ذی نفوذ را تأمین می کنند تا منافع مردم و یا دستور مدیر ارشد خود را لذا باید به حال خود گریست که ته عملکردها نهایتاً پس از تغییرات مدیران خصوصا مدیران ارشد شعارهای بی عملی است که از آنها بر جای خواهد ماند
قاعدتا تهدید و داد زدن و تحقیر مدیران یک حرکت پوپولیستی محسوب میشه برای خودنمایی و گرفتن پست بالاتر این تحقیر مدیران در جلسه باعث رنجش و دشمنی پنهان خواهد شد
امروز جمعی از همکاران در خصوص ضعف عملکرد معاونت توسعه و اداره کل اداری و مالی صحبت می کردند و بر سر عدم انجام هر گونه اقدام رفاهی و حتی تکریمی برای کارکنان اتفاق نظر وجود داشت و به نوعی دلایل ضعف مدیران مربوطه در خصوص انجام هر گونه اقدام مثبتی مورد بررسی قرار می گرفت که ناگهان یکی از کارکنان اداره امور اداری اعلام نمود که مدیرکل اداری و مالی دارای مدرک کارشناس سیاسی و معاون توسعه مدیریت و منابع مدرک علوم اجتماعی دارند و این یعنی گماردن بی ربط ترین ها در این جایگاه مهم که با اثر بخشی و بهره وری و بهبود کیفی منابع و کارکنان مرتبط است و چیزی که برای همه باعث حیرت و تعجب بود اینکه چه مبنایی برای این انتصابات نابجا که اکنون نتیجه آن بر همگان روشن است وجود داشته است؟!؟