۱۰ سال تلاش سرنوشت محیط بان راینی را تغییر نداد

خانواده محیط‌بان اعدام شده راینی از رییس یگان حفاظت محیط زیست کشور شکایت کردند

خبرنگار: امیر رجبی

پنج شنبه هفته گذشته بود که خبر اعدام محیط بان راینی جامعه محیط بانان ایران را داغدار کرد. اعدامی تلخ که پس از ۹ سال، اجرا شد.ماجرا به ۹ سال قبل بر میگردد زمانی که یک محیط بان در حال گشت زنی در منطقه دو دران و فضل آباد شهرستان راین درحال گشت زنی بوده که متوجه حضور شکارچی با تفنگ شکاری  می شود. درنهایت در تعقیب و گریز این دو فرد، شکارچی به قتل می رسد.اما  در خبر اعدام محیط بان راینی، علت قتل به دلایل شخصی  و خارج از ماموریت کاری گفته شده بود.صحبتی که به گفته برادر محیط بان  تمام خانواده محیط بان فوت شده را اعدام و زانوهای محیط بانان را لرزاند.

در این خصوص با افضلی، برادر محیط بان اعدام شده به گفت و گو نشستیم.

حادثه قتل دقیقا در چه تاریخی رخ داد؟

این حادثه دقیقا در تاریخ سیزدهم مهرماه سال ۸۹ رخ داد.

 آیا برادر شما  در این در این روز درحال ماموریت بود؟

بر اساس اسناد و مدارک برادر من روزهای ۱۳ و ۱۴ مهرماه برگه ماموریت داشت و درحال گشت زنی در منطقه بود.

چرا در خبر گفته شده که خارج از ماموریت بود؟

دلیل این که فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور این خبر را اینگونه اعلام کرده برای ماهم سوال است برادر من بر اساس مدارک و اسناد برگه ماموریت داشته و اسلحه و دوربین شکاری و دوربین فیلم برادری نیز به همراه داشت.

شما این اسناد را به دادگاه ارائه کردید؟

بله تمامی این اسناد به دادگاه ارائه شده و حتی در تاریخ ۲۱ مهرماه سال ۸۹طی یک استعلام که آگاهی کرمان در خصوص ماموریت برادر من  گرفته شده سازمان محیط زیست اعلام کرده  که آقای علی افضلی در تاریخ سیزدهم و چهاردهم مهرماه مامور گشت زنی منطقه بوده است.

شما شاهد حادثه بودید؟

من روز حادثه نبودم ولی ماجرای روز حادثه را از  برادرم( علی افضلی) مو به مو پرسیدم.

گفته شده که قتل در مقابل منزل فرد مقتول انجام شده برایمان در این خصوص  بیشتر توضیح دهید؟

برادر من درحال گشت زنی در منطقه ای به نام «دو دران» و «فضل آباد» بود که از طریق دوربین شکاری که به همراه داشت متوجه حضور شکارچی به همراه تفنگ و بقچه  همراه وی شد.او به محض دیدن وی اقدام به دستگیری شکارچی کرد که با توجه فاصله ای که دو فرد باهم داشتند شکارچی سوار ماشین خود شده و اقدام به فرار می کند.

پس از محل شکارگاه دور می شوند؟

بله، شکارچی اقدام به فرار از منطقه شکارگاه می کند و فاصله ای حدود ۹ کیلومتر طی می کند تا به روستای فضل آباد نزدیک خانه پدری خود برسد.

طی این مدت برادر  شما درحال تعقیب و گریز شکارچی بودند؟

بله، تمام این ۹ کیلومتر برادر  من با ماشین سازمانی محیط بانی فرد شکارچی را دنبال می کرد و با علامت بوق زدن،چراغ  دادن وحتی تابلوی ایست سعی در متوقف کردن آن داشت که در این زمینه موفق نشد.

بعد از طی این مسافت به کجا رسیدند؟

هدف شکارچی از فرار رساندن به خانه پدری خود بود که توانست با موفقیت خود را به نزدیک خانه پدری خود در روستای فضل آباد برساند و آن جا سرآغاز ماجرای درگیری شکارچی و شکاربان بود.

بعد از رسیدن به خانه شکارچی برادر شما چه اقدامی داد؟

به محض رسیدن شکارچی به حدود ۲۰۰ متری خانه پدری خود که ابتدای روستای فضل آباد بود و پیاده شدن از ماشینش،  برادر من هم با اسلحه به گردن خود از ماشین محیط بانی خارج شد تا طبق مقررات ماشین وی را بازدید  نماید که شکارچی طی یک اقدام توانست از پشت دستان برادر من را بگیرد به گونه ای که دیگر توان حرکت  را نداشته باشد.

برادر شما  تلاشی برای آزاد کردن خود نداشت؟

با توجه به این که فرد شکارچی درشت هیکل تر از برادر من بود در این لحظه برادر من نتوانست کاری انجام دهد تا این که بالاخره توانست به یک حرکت خود را از دست شکارچی آزاد کند.

هدف شکارچی ازگرفتن دستان برادر شما چه بود؟

او با توجه به این که همراه خود یک بقچه و یک اسلحه که بعدا مشخص شد بدون جواز بود  داشت بعد از گرفتن دستان برادر من به خواهران و مادر خود که در آن لحظه در آن جا حضور پیدا کردند و تمام وسایل داخل ماشین ازجمله همان بقچه و اسلحه را خارج و به منزل خود انتقال دادند. پس از  طی این مراحل محیط بان اقدام به نوشتن صورت جلسه می کند ولی شکارچی به وی حمله می کند و صورت جلسه را پاره و خودکار را می شکند.

برادر شما تنها بود؟

خیر برادر من به همراه همسر و دو فرزندش بود.

همسر و فرزند و در ماموریت کاری؟!

بله یک عادت اشتباهی که برادر من داشت بعضی اوقات همسر و دو فرزند پسر خود را سوار و در مسیر راه خود به خانه یکی از اقوام می رساند که آن روز همسر خود را سوار کرده بود که در بین راه به وی گزارش  حضور شکارچی در منطقه می شود.

وقتی که دستان برادر شما توسط شکارچی گرفته شده بود همسر برادرتان از ماشین پیاده نشد؟

در دقایق اولی که این اتفاق رخ داد هیچ اقدامی نکرد و از ماشین پیاده نشد ولی بعد از چند دقیقه که احساس  کرد که ممکن است  وی را خلع سلاح نماید  به سمت برادر من رفت و توانست اسلحه ای که به گردن برادر من بود دربیاورد و پس از آزاد شدن دستان برادر من سریع اسلحه را به او تحویل داد.

خب بعد چه شد؟

در این لحظه درگیری  دو نفر به جدال لفظی تبدیل شد.

منظور شما از جدال لفظی چیه؟

با توجه به این که شکارچی با کمک مادر و خواهرانش  یک سری از وسایل شکار خود به داخل خانه انتقال داده بودند و برادر من سعی داشت آن ها را به دست بیاورد که شکارچی اجازه بازدید ماشین و نوشتن صورت جلسه را نمی داد.

بر اساس قانون برادر شما حق ورود به خانه را نداشت، درسته؟

بله بر اساس قانون نمی تواند به خانه ورود وامکان ورود تنها با حکم قاضی وجود دارد و بر اساس شهادت خواهرشکارچی، محیط بان هیچ گونه  تصمیمی برای بازدید منزل نداشت.

این جدال لفظی به کجا رسید؟

این جدال لفظی ادامه پیدا کرد تا این که برادر من به یکی از پسران خود که در ماشین بود اجازه پیاده شدن و رفتن به سمت بالای کوه نزدیک( تپه مشرف به روستا)  برای تماس با کلانتری و نیروهای پلیس را داد و یکی از پسرانش که حدود ۱۲ سال داشت  از ماشین پیاده شد و رفت.

شنیده شده در این بین فیلمی هم گرفته شده و حتی به قاضی پرونده هم نشان داده شده، در این باره برایمان بیشتر توضیح دهید؟

بله دو سری  فیلم توسط برادر زاده های من گرفته شده است.یکی از فیلم ها برادر زاده کوچیک من از داخل ماشین با گوشی که داخل ماشین بود شروع به فیلم برداری می کند و فیلم بعدی هم توسط آن یکی دیگر از برادرزاده هام که هنگام برگشت از بالای کوه که برای تماس با کلانتری رفته بود گرفته شد.

آن فیلم دومی که گفتید با چه وسیله ای گرفته شد؟

تجهیزات همراه برادرم یک عدد دوربین فیلم برداری  نیز بود که بعد از این که برادر زاده ام برای  زنگ زدن به کلانتری از بالای تپه برمی گردد دوربین را از داخل ماشین بر می دارد و شروع به فیلم گرفتن می کند.

برادر زاده شما موفق شد به کسی زنگ بزند؟

نه به دلیل شرایط آن منطقه و عدم وجود آنتن دهی  برای گوشی های همراه او موفق نشد به کسی زنگ بزند.

آیا گرفتن فیلم توسط برادر زاده شما شکارچی را عصبانی نکرد؟

وقتی که برادر زاده دوم من شروع به فیلم گرفتن کرد باعث عصبانیت شکارچی شده و برای جلوگیری از فیلم برداری به سمت برادر زاده من حرکت کرد.

خوب؟

برادرم وقتی دید که فرد شکارچی با فحاشی  به سمت پسرش حرکت می کند حول می شود و درحالی که به سمت پسر خود می رفت یک تیر از اسلحه اش شلیک و به بدن مقتول می خورد.

یعنی تیر اندازی ناخواسته بود؟

طبق گفته برادر من  حتی اسلحه را با دو دست خود هم نگرفته بود وحتی قبل از تیراندازی سر تفنگ به سمت پایین گرفته شده بود که تمامی این موارد توسط دوربین ضبط شده است.

بعد از شلیک تیر چه شد؟

مقتول به زمین می افتد و شروع به خون ریزی می کند که خواهران و مادر او شروع به جیغ زدن می کنند.

آیا بعد از این اتفاق به سمت برادر شما حمله نکردند؟

به سمت برادر من حمله و شروع به کتک کاری وی و خانواده اش می کنند و  ماشین برادرم که همان ماشین محیط بانی بود را با سنگ آسیب می زنند و تمامی شیشه های ماشین را خرد می کنند.

آیا برای بردن فرد تیر خورده به بیمارستان اقدامی نشد؟

علی رغم تلاش های برادر من برای حمل فرد مصدوم و رساندن او به بیمارستان، خواهران و مادر او جلوی این اقدام را برای مدتی گرفتند.

بعد از گذشت حدود نیم ساعت با ورود ما بقی همسایه ها و درخواست های آنان فرد مصدوم را برای انتقال به بیمارستان، داخل همان ماشین محیط بانی می گذارند.

تا چه زمانی زنده بود؟

با توجه به این که راه روستایی خاکی بوده و مسیر طولانی  در بین راه هم خواهر مقتول  دقایقی از رفتن برادر من به سمت بیمارستان جلوگیری می کند در نهایت برادرم به محض آنتن دهی تلفن با اورژانس  ۱۱۵ تماس می گیرد و اورژانس در بین راه به آن ها می رسد و زخمی را تحویل می گیرد که قبل از رسیدن به بیمارستان به دلیل خون ریزی شدید  تمام کرده بود.

برادر شما چه اقدامی کرد؟

به اداره رفت و تجهیزاتی که همراه خود را  داشت تحویل و بلافاصله به کلانتری رفت و خود را معرفی کرد.

همان روز؟

بله دقیقا بعد از تحویل اسحله و تجهیزات به سمت کلانتری رفت و خود را معرفی کرد که یک سری بازجویی های اولیه نیز در همان کلانتری از وی شده بود.

چه زمان حکم آخر برای پرونده برادر شما صادر شد؟

اواخر سال ۹۱ بود و  پرونده به دادگاه تجدید نظر رفت و در نهایت حکم دادگاه قتل عمد بود.

استدلال قتل عمد توسط دادگاه چه بود؟

بر اساس قانون  و تشخیص قضات اگر فردی با اسلحه  به فردی بدون اسلحه شلیک و منجر به فوت آن فرد شود قتل عمد حساب می شود.

پس ازین که حکم قطعی دادگاه داده شد شما چه اقدامی انجام دادید؟

در سال ۹۲ بود که ما توانستیم زمان اجرای حکم را به عقب بیندازیم و امید داشتیم که با این عقب افتادن زمان اجرای حکم بتوانیم رضایت اولیای دم را کسب کنیم. برای کسب رضایت از خانواده مقتول پیشنهادهایی همچون  پرداخت سه میلیارد وجه نقد و  ساخت بیمارستان با نام همان فرد مقتول داده شد.حتی من خودم به عنوان بزرگ فامیل درخواست دادم گفتم شما رضایت بدهید من و یکی دیگر از خانواده من به بردگی و غلامی شما درخواهیم آمد که متاسفانه قبول نکردند.

برای گرفتن رضایت چه کسانی را فرستادید؟

طی این چند سال گذشته از هر طریقی  برای گرفتن رضایت کمک گرفتیم که به غیر فحش و ناسزا چیزی نشنیدیم، چندین بار صدها نفر به همراه خانواده خودمان برای دلجویی از اولیا دم به منزل آن ها مراجعه کردیم که آن ها متاسفانه ما را نپذیرفتند،  حتی تمام طایفه که حدود ۵۰۰ نفر  میشد جلوی منزل آن ها و دادگاه آمده و گفتیم فقط از اولیای دم درخواست بخشش داشته باشیم که موفق نبودیم.

آیا طی این مدت از سازمان محیط زیست کشور و اداره محیط زیست استان به شما کمکی در تمامی زمینه ها شد؟

بله در تمامی مراحل دادگاه محیط زیست کشور و استان در مدت این سال ها همراه ما بود و حتی شب قبل از اجرای حکم مدیر کل محیط زیست استان برای گرفتن رضایت اولیای دم اقدام کرد.

قبل از اجرای حکم برادر شما وصیت خاصی نکرد؟

برادر من در این مدت زندان توانست یک جلد قران را با خط خود بنویسد همچنین حافظ قرآن می شود و یک وصیت نامه هم برای ما با خط خود نوشت.

برادرم برای حفاظت از محیط زیست بالای دار رفت و ما افتخار می کنیم که برای حفاظت از محیط زیست برادر خود را داده ایم.

از کسی گلایه ای ندارید؟

از حکم قاضی نه ولی از عدم حمایت قوانین از محیط بانان و فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور که در خبر اعلام اعدام برادرم گفته به دلایل شخصی و خارج از ماموریت بوده گلایه و شکایت داریم.

وقتی خبر اعدام برادر خود اینگونه خواندید چه حسی داشتید؟

برادر ما برای حفاظت از محیط زیست کشور اعدام شد ولی اعلام خبر آن هم به این شکل کل خانواده ما را اعدام کرد.

یعنی قصد شکایت از فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور را دارید؟

بله، این فرد مسوول باید توضیح دهد که در خبر خود گفته به دلایل شخصی و خارج از شیفت شغلی بوده  درحالی که در حکم دادگاه نوشته شده که در ماموریت کاری بوده است.

اگر صحبت دیگری را دارید مطرح کند؟

با عنایت به این که برادرمان با هیچ کس هیچ گونه غرض شخصی نداشته و برای انجام وظیفه و حفاظت از محیط زیست سر بدار شد، از مسوولین خواهشمندیم اولا جهت اصلاح قوانین اقدام نمایند تا سایر محیط بانان این گونه سربدار نشوند و ثالثا پیگیری شود تا ایثارگری برادرمان در راه حفاظت از محیط زیست از بین نرود.

لینک کوتاه مطلب : https://kermaneno.ir/?p=38732

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.