قصه سرو| گفت و گو با حسین مرعشی، بخش دوم:

هاشمی به دنبال افزایش قدرت خرید مردم بود

 |  نوشته شده توسط :
حسین مرعشی

حسین مرعشی معتقد است سیاست های اقتصادی هاشمی برای افزایش قدرت خرید مردم بوده است.

هاشمی رفسنجانی در مهمترین دوره تاریخی معاصر ایران ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. این  دوران پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و پایان جنگ همراه بود. در این دوران کشور با مسائل عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کرد. هاشمی  با شعار سازندگی و تعدیل اقتصادی وارد میدان نبرد شد. مهندس مرعشی از جمله همراهان هاشمی بود که از بسیاری از فعالیتهای اقتصادی ایشان مطلع بود. در این گفت وگو سعی شده برخی از مسائل آن دوران حتی با نگاهی انتقادی به بحث گذاشته شود. اگرچه وی بر این باور است هاشمی فردی مطلع در امور اقتصادی بود و اگر راه او در مسیر اقتصادی طی می شد وضعیت کشور بسیار بهتر از اکنون بود. بخش دوم این گفت و گو که در ویژه نامه روزنامه اطلاعات به مناسبت اولین سالگرد درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر شده را در ادامه می خوانید:

 می خواهم شما به عنوان یک منتقد به تاریخ آن دوران رجوع کنید نه به عنوان همراهی که در آن دوران بوده است

یک سال در دوره آقای هاشمی تورم سنگین ۴۹ درصد داشتیم که ناشی از تخلیه نرخ ارز بود.وقتی نرخ ارز از۷  تومان، رفت روی ۱۷۵ تومان، حجمی که قبلاً یوزانس کرده و نسیه خریده بودیم و ریالش را از مردم، واردکنندگان یا دستگاه های دولتی و غیردولتی، به نرخ ارز ۷ تومان گرفته بودیم باید به نرخ ۲ سال بعد به طرف خارجی می دادیم.همین اتفاق به اقتصاد خیلی فشار آورد.البته ما این  کار را درزمان آقای خاتمی هم کردیم و نرخ ارز از ۱۷۵ تومان به ۸۰۰ تومان رسید.اما در زمان آقای خاتمی قیمتهای نفت رو به افزایش بود و ما هر سال نسبت به بودجه پیش بینی شده حداقل۲ تا ۳ میلیارد دلار درآمد اضافه داشتیم.مجلس ششم تجربه زمان آقای هاشمی را داشتیم و ۸ میلیارد دلار از مازاد درآمد نفت به بانک مرکزی دادیم که بانک مرکزی پرداخت های قبلی اش را انجام داد و پایه پولی تغییر نکرد و دولت به بانک مرکزی بدهکار نشد.ولی در زمان آقای هاشمی وقتی ارز از۷ تومان به ۱۷۵ تومان رسید هیچ منابع ارزی وجود نداشت که بتوانیم بدهیم و ارزی که با درآمد نفت ۱۴ ، ۱۵ دلار در کشور حاصل می شد، همان مقداری بود که کشور نیاز داشت و این ۱۶۸ تومان ما به التفاوت هر دلار،پایه پولی را بالا برد و تورم ۴۹ درصد ایجاد کرد.کشور آن زمان این  تجربه را نداشت و یکمرتبه با شوک مواجه شد و باید از قبل پیشگیری می کردیم. دومین مسأله ای که می توانم به عنوان یک انتقاد بگویم مربوط به همان دوره ریاست آقای عادلی بر بانک مرکزی است. آقای دکتر عادلی نتوانست پرداخت های ارزی ایران را مدیریت کند.ما کل دیفالت های ارزی یا تأخیرهای ارزیمان حدوداً ۸ میلیارد دلار بیشتر نبود و بانک مرکزی باید ۸ میلیارد دلار را قبل از اینکه دیفالت بشود و اعتبار ایران مخدوش شود جابه جا و مدیریت می‌کرد و این اتفاق و بدهی نیز خیلی به آقای هاشمی ضربه زد.در اصل بانک مرکزی،آزاد سازی بانکها را اعمال کرده بود و به بانکها اجازه داده بود ا ل سی باز کنند ولی از بانکها نخواسته بود که اطلاعات بدهند و یک مرکز اطلاعاتی در بانک مرکزی درست نکرده بود که پرداخت های ارزی را بتوانند خوب مدیریت کنند و اقتصادکشور دچار شوک شد.اگر این دو شوک یعنی تورم ۴۹درصد و دیفالت های ۸ میلیارد دلاری ارزی، دو اتفاق نمی افتاد نیاز نبود آقای هاشمی از خیلی از سیاست ها عقب نشینی کند و کوتاه بیاید.

آقای هاشمی به یک کلید واژه خیلی توجه داشت و اغلب به کار می برد و آن هم واژه رفاه بود.ایشان فروشگاه های زنجیره ای رفاه و شهروند را راه اندازی کرد.بعد از چند سال اکنون میبینیم مال هایی در شهر ساخته شدند که مشکلات عدیده شهرنشینی به وجود آورده اند.به نظر شما آن زمان که چنین ایده هایی در ذهن ایشان بود هم این انتقادات وارد می شد که بعدها این ایده ها مشکلاتی را به وجود خواهند آورد؟

مال هایی که الآن ساخته می شوند با آن فروشگاه های زنجیره ای تفاوت دارند و دو سطح مختلف دارند.یک دسته فروشگاه های زنجیره ای برای طبقه متوسط هستند مثل کارفور و سی اند ای؛ یک دسته هم همان مال هایی هستند که بیشتر در دوره آقای قالیباف ساخته شدند و در واقع بازارهای جدیدی هستند که عمدتاً برندهای لاکچری هستند و ربطی به سطح اول ندارند. زمان آقای هاشمی از این مال ها نداشتیم.فروشگاه های رفاه و شهروند عمدتاً بر برندها تمرکز ندارند و برای طبقه متوسط به بالا هستند و هدف آقای هاشمی این بود که آنها را جایگزین تعاونی هایی که در محلات مختلف در زمان جنگ درست شده بود بکنیم و به نوعی اجناس از تولید به مصرف و در سطح تولید انبوه عرضه شوند تا قیمت تمام شده پایین بیاید.اصولا هم همه دولت ها دلشان می خواهد رفاه را گسترش دهند اما ممکن است از دو زاویه مختلف نگاه کنند.یکی قیمت ها را از راه کنترل، پایین نگه دارد و یکی از راه افزایش درآمدها و افزایش قدرت خرید رفاه را گسترش دهد.آقای هاشمی سیاست افزایش قدرت خرید مردم را دنبال می کرد و در پی این بود با ایجاد امکانات و سازه های جدید و اشتغال، درآمد مردم را بالا ببرد تا بتوانند بیشتر کالا بخرند و رفاه بیشتری داشته باشند. تجربه دنیا هم این است که اگر شما بخواهید قیمت ها را پایین نگه دارید چون واحدهای اقتصادی و واحدهای تولیدی ضرر می‌کنند، سرمایه گذاری انجام نمی شود. سرمایه گذاری که انجام نشود، شغل درست نمی شود و شغل که درست نشود، فقر افزایش پیدا می‌‌کند. هر وقت شما بروید سراغ این که کسب درآمد بنگاه های تولیدی را محدود کنید، اشتغال ضربه میخورد و به دنبال آن طبقات محروم جامعه لطمه میخورند.آقای هاشمی خیلی حساس بود روی این که ما نباید کاری کنیم که کسانی که توانایی کار دارند کار گیرشان نیاید مثالاً همیشه روی پرداخت های عمرانی حساس بود. امکان نداشت اجازه دهد پرداخت های عمرانی با تأخیر مواجه شوند و پیمانکاران هزار هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار باشند اصلاً چنین چیزهایی در قاموس دولت آقای هاشمی نبود. به طور کلی هم اگر در جامعه آدم های فعالتان، کار داشته باشند و شما کار آنها را کساد نکنید کشور رشد می‌کند. به طور طبیعی هم ممکن است عده ای نتوانند کار پیدا کنند یا نخواهند کار خوب انجام دهند. برخی از بنگاه های اقتصادی، چند سال پیش فعال بودند ولی متوقف شدند. اینها موضوعاتی است که آقای هاشمی خیلی رویشان حساس بود و می گفت نباید اجازه دهیم واحدهای تولیدی، واحدهای صنعتی، دفاتر مهندسی و دفاتر خدماتی بیکار باشند. درحالی که در شرایط فعلی به دلیل اینکه پرداخت های عمرانی دولت کاهش پیدا کرده. در این بخش خیلی دچار مشکل هستیم.

مجلس راست‌گرای چهارم از در تقابل با هاشمی وارد شد

به اشتراک بگذارید :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



مطالب مرتبط >